‏نمایش پست‌ها با برچسب دروازه بان، دروازه بانان، احمدرضا عابدزاده، مرحوم دهداری. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دروازه بان، دروازه بانان، احمدرضا عابدزاده، مرحوم دهداری. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ اردیبهشت ۳, جمعه

فقر دروازه بان در فوتبال ایرانی4


ادامه مبحث دروازه بانی در ایران
دروازه بانان ایرانی می باید برای گرفتن توپ ها دقت بیشتری به خرج دهند. نه اینکه نخواهند اما تنها خواستن تمام کار نیست .در هر کاری برای اینکه به کمال برسی تمرین وممارست لازم است . متاسفانه بازیکنان ایرانی که دروازه بانان نیز از این قشر هستند بعد از رسیدن به سطح تیم های باشگاهها دست از یادگیری بر می دارند و با توسل به راههایی نظیر مصاحبه های مطبوعاتی و حواشی دیگر و با چنگ انداختن به دامن دلالان که الا ماشاا... فراوان داریم خود را در بورس نگه می دارند.
از دیگر ضعف های دروازه بانان ایرانی شروع مجددهاست که عموما در این مقوله نیز سالهاست که با مشکل مواجه هستند.در سالهای نه چندان دور که نیما نکیسا دروازه بان تیم ملی امید بود علی رغم تمام شایستگی ها به محض دریافت توپ بازی را تحت هر شرایط شروع می کرد و گاهی همین عجله کردنها به ضد حمله برای تیم های حریف تبدیل می شد و تیم امید را با مشکل مواجه می کرد؛ اما در همین دوران یکی از کارشناسان در نشریه ای نوشت که آقای نکیسا هنگامی که توپ می گیرد انگار کاسه آتش دردست دارد و می خواهد ان را ازخود دور کند و همین اشاره کافی بود تا او این ضعف را برطرف کند.
اکنون با دارا بودن دروازه بانان جوانی نظیر گردان، حقیقی، معمار زاده، رحیم زاده، مکانی و .......از داشتن یک دروازه بان مطمئن برای روزهای مبادا بی بهره ایم. باید گریزی هم به نقش دروازه بانان سابق ایرانی ونقش آنان در ساختن کسی که تمام تجربیات آنان را به ارث ببرد بزنیم.
در گذشته دروازه بانان خوبی داشته ایم که می توانند این گره کور و ضعف گلرهایمان را چاره کنند. این اشتباه محض است که همه دروازه بانان بازنشسته فکر کنند باید مربیگری کرده و در تیمهای بزرگسال فعالیت کنند.
در تمام دنیا بازیکنان بعد از آویختن کفشها اگر در فوتبال بمانند مشاغل مختلفی را به عهده می گیرند. در طول این سالها نگارنده به یاد ندارد دروازه بانان سابق کشورمان کلاس یا مدرسه تخصص دروازه بانی تشکیل داده باشند،. تنها موردی که مسبوق به سابقه است اخیرا غلامرضا سرخه ای دروازه بان سابق راه آهن که مدتی نیز در پرسپولیس توپ زده بود آگهی هایی مبنی بر تاسیس مدرسه دروازه بانی به چاپ رسانده است .
هر چند تاسیس مدرسه تخصصی دروازه بانی توسط سرخه ای اقدامی مبارک است، اما در این میان نقش افرادی مانند احمدرضا عابدزاده، بهزاد غلامپور، احمد سجادی،مجید رضایی، نادر باقری، حمید بابازاده، بهروز سلطانی، سعید عزیزیان و ..... چیست و اصولا پرورش یک دروازه بان خوب آیا وظیفه نامبردگانی که در همین فوتبال بی در و پیکر روزگاری سر آمد بودند نیست؟

۱۳۸۹ فروردین ۲۷, جمعه

فقر دروازه بان درفوتبال ایران 3

ادامه مبحث فقر دروازه بان در فوتبال ایران..


از زمان ممنوعیت به کار گیری دروازه بان خارجی در لیگ برتر فوتبال ایران اتفاقاتی افتاد که به خواندنش می ارزد. ممنوعیت ورود دروازه بان خارجی به لیگ از نگاه نگارنده قانون مفیدی بود که می توانست به رشد و تکامل دروازه بانان ایرانی کمک شایانی کند؛ اما از انجا که ماایرانی ها همیشه یک جای کار مان می لنگد این قانون نیز نتوانست به توسعه کیفیت دروازه بانان ایرانی کمکی کند.
دروازه بانان ایرانی بعد از اجرای این قانون می توانستند برای نشان دادن شایستگی های خود کارهای بزرگی از جمله تقویت فنی و جسمانی خود انجام دهند، ولی متاسفانه بعد از اجرای این قانون، این قشر از فوتبالیست های ایرانی تنها به بالا بردن قیمت خود از طریق بازار گرمی پرداختند و روز به روز قیمت ها را بالاتر بردند و دربعد فنی حتی می توان گفت افت کیفی محسوسی داشتند.
بزرگان دروازه بانی دنیا اصولا بازیکنانی بودند به قول اهل فن دارای هوش بالا، دستهایی چسبناک، رفلکس هایی سریع و جایگیری مناسب در زمان حمله و دفاع!
امروزه مهم ترین ضعف دروازه بانان ایرانی درابتدای امر دو ضرب گرفتن توپ هایی است که با ضربات سنگین و از روبرو به سمت دروازه فرستاده می شود.بسیار دیده شد توپ هایی که توسط گلرها در بار اول مهار نشده در ریباند با یک بغل پای ساده مهاجم حریف به تور نشسته و در پاره ای اوقات تمام داشته های نود دقیقه ای یک تیم به همین آسانی به فنا رفته است.
این نقص در تمام دروازه بانان ایرانی حال حاضر دیده می شود ، از سیدمهدی رحمتی گرفته که این روزها مرد اول دروازه تیم ملی ایران است تا وحید طالب لو و دیگران که مدعی و غیر مدعی هستند.
این بحث ادامه خواهد داشت....

۱۳۸۹ فروردین ۲۶, پنجشنبه

فقر دروازه بان در فوتبال ایران 2

ادامه مبحث فقر دروازه بان درفوتبال ایران.....
احمدرضاعابدزاده که بازنشسته شد مدتی غلامپور دروازه بان اصلی شد و ارام ارام جایش را به جوانترها داد. مدتی هادی طباطبایی دروازه بان اول بود و دراین میان یکی دو بازی درخشان(ازجمله بازی دوستانه با دانمارک درکپنهاک) انجام داد و پس از ان دوره نزول او نیز آغاز گردید.
مربیان باشگاهی و ملی چند بازیکن دیگر را ازجمله حمیدرضا بابایی و پرویز برومند را آزمودند واین زمانی بود که یک جوان خرم آبادی در فولاد خوزستان بزرگی می کرد و سری در بین سرها درمی آورد، او بعدها با امدن بلاژویچ همه کاره دروازه ایران شد.
مدتی به پرویز برومند که از لحاظ اندام و رفلکس ها شباهت زیادی به احمدرضا عابدزاده داشت دل بستیم؛ اما دراین فوتبال بی درو پیکر یکی از بزرگترن سرمایه های دروازه بانی به بیراهه رفت و تقریبا به فراموشی سپرده شد. بعد از او مدتها ابراهیم میرزاپور همان جوانکی که در فولاد بود همه کاره دروازه تیم ملی شد وتا سالها به درست یا غلط بدون رقیب ماند.
با آسیب دیدگی او دوباره تیم ملی به مشکل دروازه بان برخورد تا اینکه با آزمایش چند دروازه بان از جمله طالب لو ورحمتی سرانجام سید مهدی رحمتی پیراهن شماره یک را به تن کرد اگرچه به شماره هایی غیر از این علاقه مند باشد؛ اما دروازبان شماره یک ایران در چند سال اخیر اوست.
از زمانی که سید مهدی رحمتی دروازه بان اول ایران شد هر چند در بسیاری از بازیها ناجی تیم ایران نیز بوده است لکن همواره در خط دروازه با نگرانی مواجه هستیم. دراین سالها مسئولین فوتبال ایران با نگرشی جدید راه حضور دروازه بانان خارجی را درایران مسدود کرده اند تا دروازه بانان ایرانی خودی نشان دهند و از این رهگذر تیم ملی ایران را در اولین سنگر با پشتوانه مناسب به مصاف رقبا بفرستند.
این نوشته ادامه خواهد داشت.....

۱۳۸۹ فروردین ۲۱, شنبه

فقر دروازه بان در فوتبال ایران


فقردروازه بان در فوتبال ایران
در چند سال گذشته فوتبال ایران از ناحیه آخرین سنگر دفاعی ضربات بسیار زیادی را متحمل شده است .متاسفانه در دو دهه اخیر به پرورش بازیکن، علی الخصوص دروازه بان کمترین توجهی نشده است و این می تواند در آینده ای نزدیک فاجعه بزرگی را به بار بیاورد.
در این نوشته نقبی می زنیم به سی سال اخیر و دروازه بانانی که تا کنون در درون دروازه تیم ملی ایران بازی کرده اند.در ابتدای انقلاب که تیم ملی ایران به مسابقات جام ملتهای آسیا در کویت رفت دروازه بانانی همچون ناصر حجازی و کریم بوستانی درون دروازه ایران قرار گرفتند. دران سالها از نظر دروازه بان در سطحی بودیم که منصور رشیدی که پیش از آن ذخیره حجازی در جام جهانی بود جایش را به کریم بوستانی که عضو تیم آب وبرق اهواز بود داد.
بعد از مسابقات ملتهای آسیا که درکویت به سوم شدن ایران انجامید با طرح مسخره بیست وهفت ساله ها حجازی را ازتیم ملی جدا کردیم. در مسابقات بعدی که بازیهای آسیایی دهلی بود دروازه بانانی نظیر فریاد شیران و اردلان در تیم آزمایش شدند تا نوبت به بهروز سلطانی رسید که الحق جانشینی مناسب (و نه مطمئن ) برای حجازی بود.
دراین سالها دروازه بانان دیگری نظیر حافظ طاحونی، وازگن صفریان و....به نوبت در دروازه تیم ملی آزمایش شدند تا اینکه مرحوم دهداری مربیگری تیم ملی را به دست گرفت.
مرحوم دهداری ابتدا با احمد سجادی و مجید رضایی شروع کرد و بعدها یک اعجوبه را از میان دروازه بانان باتجربه وکم تجربه به تیم ملی آورد که سالها شماره یک ایران شد؛ احمدرضا عابدزاده با دستانی چسبناک ، قدی کشیده، اندامی ورزیده وتمرینات مستمر سالها دروازه بان شماره یک تیم ملی ایران شد .
همزمان با حضور عابدزاده دیگرانی حضور داشتند که شاید با کمترین اختلاف فنی ذخیره اش بودند و از میان همه اینان می توان به بهزاد غلامپور، حمید بابازاده و جلال بشرزاد اشاره کرد.
نکته قابل تامل این بود که نفرات ذخیره ای که همواره ذخیره احمدرضا بودند به برتر بودن او درتمرینات و بازیها اذعان داشته و معمولا گله ای از نفر دوم بودن نداشتند.احمدرضا را که از دست دادیم نوبت به آزمایش دیگران رسید، مدتی غلامپور شماره یک بود و به علت سن بالا آرام آرام کنار گذاشته شد در این هنگام دروازه بانان جوانی بودند که می توانستند جای خالی احمدرضا را پر کنند اما؟؟؟

ادامه مبحث را درروزهای آینده پی می گیریم.