۱۳۸۸ مرداد ۱۷, شنبه

نتایج هفته اول لیگ برتر ایران

اولین هفته لیگ حرفه ی فوتبال ایران در سال جدید در حالی آغاز شد که تیمها تغییرات زیادی داشته ونتایج در خور توجه ای نیز کسب شد.
در شروع رقابتهای امسال ودر اولین بازی راه آهن شهرری توانست فولاد را با مربی پر ادعایش که معلوم نشد چرا به چای مجید جلالی به کار گمارده شده با نتیجه دو بر یک مغلوب کند و دومین بازی از روز اول این مسابقات را پرسپولیس در برابر مس کرمان با نتیجه سه بر سه به پایان برد تا دراولین دیدار که در خارج از خانه برگزار میکرد با دست خالی به تهران بر نگردد.
در دیگر بازیها نیزاستیل آذین متمول با دوگل در برابر میزبانش ""پاس همدان"" به برتری رسید،ملوان وشاهین پارس نیز یک بر یک مساوی شدند،ذوب آهن با سه گل سایپا را با مربی سیاسی اش برد،تیم بی ادعای مقاومت با مربی جوانش موفق شد حمید درخشان وپیکان را با دو گل منکوب کند تا مشخص شود چرا این همه سال درخشان بیکار بوده است،در فوتبالی سراسر مشهدی استقلال اهواز و ابومسلم مشهد به تساوی یک بر یک رضایت دادند،صبا هم در حالی که میزبان بود توانست تراکتور را که در عین مهمان بودن تماشاگران بیشتری داشت با نتیجه دو بر یک مغلوب کند و در دیگر بازی این هفته استقلال تهران در یک بازی تقریبا برابر و در ورزشگاه خالی، سپاهان را با امیر قلعه نویی یک بر صفر برد .
آنچه از هفته آغازین لیگ بر جا ماند صدر نشینی ذوب آهن وقعر نشینی پیکان و سایپاست ،کسی نفهمید مدیران پیکان با کدام استدلال مدیر روستا را برکنار و در خشان را که سابقه درخشانی در خراب کردن تیمها دارد به جای او گمارده اند مطمئنا درخشان به هفته دهم نخواهد رسید و این اولین پیش بینی بنده برای لیگ امسال است .
واما سایپا ومربی اش ، این اقای مایلی کهن باید بداند که کارش حضور در تمرینات تیم است وبه جای حضور در مراسمی که به ورزش ارتباطی ندارد باید تیمش را رهبری کند البته مایلی کهن هم پس از درخشان در جای دوم برای عزل شدن قرار می گیرد .
امیدوارم مربیان ایرانی با عملکرد خوبشان باعث فراری شدن مربیان خارجی بی کیفیت شوند که هر روز مثل خارج در حال رشد کردن هستند.

۱۳۸۸ مرداد ۱۵, پنجشنبه

آغاز لیگ برتر فوتبال ایران

زنگ آغاز مسابقات لیگ برتر ایران، در دوره جدید از امروز به صدا در خواهد آمد ودر اولین روز پرسپولیس تهران در کرمان مهمان مس خواهد بود. باید دید با این همه ریخت وپاش که در فصل نفل وانتقال صورت گرفته آیا سطح لیگ با دوره های قبل تفاوتی خواهد کرد یا نه کماکان همان فوتبال علی اصغر معروف به نمایش در خواهد آمد .
استقلال تهران نیز این بار با مربیگری عبدالصمد مرفاوی در ورزشگاه خالی از تماشاگر به مصاف امیر قله نویی و سپاهان می رود که تا این لحظه خبری از بخشش تماشاگران مخابره نشده اما به نظر بازی خوبی خواهد بود ، چنانچه می دانیم امیرسال قبل مربی استقلال بوده وبا زیر وبم این تیم آشنایی دارد و پاشنه آشیل تفکرات مرفاوی را می شناسد .
از دیگر تیم های مطرح لیگ امسال ،استیل آذین است که در اولین سال حضور در لیگ برتر با مربیگری حمید استیلی دنبال این خواهد بود تا خودی نشان دهد وحسابش را با تیمهای نظیر شیرین فراز جدا کند.
ذوب آهن،ملوان، مقاومت سپاسی فولاد،استقلال اهواز،شاهین پارس و....................دیگر تیمهای امسال هستند که در لیگ شرکت می کنند هر چند بعضی از این تیمها فقط برای خالی بودن عریضه شرکت می کنند اما حضور تراکتور سازی پس از سالیان دراز این نوید را می دهد که دیار ستارخان به زودی چهره هایی که نسلشان در حال انقراض بود رو خواهد کرد.
دیگر تیم این دوره ،پاس همدان این بار با تغییر نگرش بگوویچ را که فسیلی بود از مربیان کرووات در ایران کنار گداشته ودر کنار منصور پور حیدری با تجربه علیرضا منصوریان جوان را به عنوان سر مربی به کار گمارده ، امیدوارم نسل جدید مربیان نظیر منصوریان در پاس و مهابادی در مقاومت سپاسی،خداداد در اهواز باعث تغییر ذائقه در بین باشگاهها شوند .
با تمام تفاسیری که گفته شد معتقدم لیگ امسال از دوره های قبلی با کیفیت تر خواهد شد ومدعیان سنتی (استقلال،پرسپولیس،سپاهان)در این دوره در مصاف با تیمهای تازه مدعی ، کار سختی خواهند داشت واحتمالا این سه تیم قهرمان این دوره نخواهند بود .

۱۳۸۸ مرداد ۹, جمعه

لیگ برتر ایران ،از هفته آینده

برنامه پخش اولین هفته لیگ فوتبال برترکشور


فوتبال برتر
مسابقات فوتبال لیگ برتر-راه آهن و فولاد خوزستان زمان پخش:پنجشنبه15/5/88-ساعت 18:15مسابقات فوتبال لیگ برتر-مس کرمان و پیروزی زمان پخش:پنجشنبه 15/5/88-ساعت 19:30مسابقات فوتبال لیگ برتر-ذوب آهن اصفهان و سایپای کرج زمان پخش:جمعه 16/5/88-ساعت 18:१५مسابقات فوتبال لیگ برتر-استقلال تهران و سپاهان زمان پخش:جمعه16/5/88-ساعت 19:30

۱۳۸۸ تیر ۱۷, چهارشنبه

کفاشیان ولوک خوش شانس

گور پدر هر چه فوتبال ،گور پدر هر چه تماشاگر ،گور پدر هر چه ورزش دوست، اصلا آقای کفاشیان به سلامت باد! ایشان بعد از یکی دو سالی که مسئول فدراسیون فوتبال هستند و نتایج آنچنانی گرفته اند تشخیص داده اند که این آقای افشین قطبی بی نظیر است و از او بهتر در دنیا نداریم تا برای سرمربیگری تیم ملی ایران بیاوریم.
خوب این هم یک نوع مدیریت کردن است وقتی شما را از بالا حمایت می کنند وشما هم با حربه خنده مردم را درازگوش فرض می کنید ،نتیجه آن می شود که دانم ودانی.
آآآآآآآقا کجای کاری؟؟؟ این بابا اگر بیل زن بود که می رفت برای همان عربهای پولدار بیل می زد تا پول بهتری نصیبش شود وبا آن دور دنیا را بگردد ،یکی نیست به این آقای کفاشیان بگوید شما با چه سابقه درخشان این لوک خوش شانس را دوباره سرمربی تیم ملی کردید ،چرا با آبرو واعتبار این کشور به راحتی بازی می کنید و در آخر خنده های مضحک تحویل مردم می دهید.
دوباره چندی دیگر دل این جماعت فوتبالی را با وعده وعید خوش می کنید تا جام ملتها برسد ،وقتی حذف شدیم، خوب لابد اتفاقی نیفتاده که ،جام جهانی را داریم ،از جام جهانی هم که اوت شدیم باز کمیته تحقیق شکست وباز دورتسلسل و حرف وحدیث وشعار !!
آقایان نماینده مجلس،به خدا حیف از این فوتبال است که به دست آدم بی لیاقت وبله قربان گویی چون کفاشیان افتاده شما را به خدا پیش از اینکه دیر تر شود فکری کنید"" که ناگهان زود دیر می شود"".

۱۳۸۸ تیر ۱۰, چهارشنبه

آگهی بازرگانی

در این اوضاع واحوال سیاسی کشور ، برای من از سیاست بیزار؛ سرگرمی خوب فقط فوتبال بود والبته نوشتن از آن سرگرمی خوبتری بود که در این آشفته بازار گم شد.
در این مدت که چیزی ننوشتم البته اتفاقات نامیمون دیگری هم افتاد ،به همت بعضی حضرات ازکار بیکار شدم و تلاش عده ای از دوستان هم نتیجه ای نداد واین همه ، دلیلی نیست که از محبت ومهر ورزی همکاران سابقم تقدیرو تشکر نکنم.
در اینجا از دوستی های آقایان:فاخرزاده،طاهر زاده،جمشیدی،شرف پور،کبیری،عبداللهی،رضاقلی و.....وخانم ها موسی زاده وشیخ حسنی تشکر می کنم وامیدوارم بتوانم روزی محبت هایشان را جبران کنم .
از دیگر دوستانم ،آقایان فرهاد راستی عزیز وبهزاد بهروزی گرامی نیز برای محبت بی دریغشان سپاسگزارم.
با تقدیم احترام: افشین معشوری

۱۳۸۸ خرداد ۲۹, جمعه

طرحی نو در اندازیم


تیم ملی فوتبال ایران که امید بسیاری از فوتبالدوستان بود بر اثر عدم کفایت مسئولان فدراسیون وسازمان ورزش از صعود به جام جهانی بازماند.
چهارشنبه گذشته ودر شهر سئول تیم ملی ایران با تمام قوا به مصاف کره جنوبی رفت و از صعود به جام جهانی باز ماند تا چهار سال دیگر حسرت بخوریم ،امروز روزی است که می توان به راحتی انتقاد کرد و راهکار ارائه داد.
اگرچه از قبل نیز معلوم بود که"" این ره که ما می رویم به ترکستان است"" ولی به خاطر شرایط حساس تیم ملی اکثریت کسانی که فوتبال را دنبال می کنند ترجیح می دادند منتظر بمانند وانتقاد نکنند تا این تیم که به ""شیر بی یال ودم و اشکم"" شبیه بود تضعیف نکنند.
روز اولی که افشین قطبی مربی تیم ملی شد برایش نوشتم که حواسش باشد این تیم ،تیم باشگاهی نیست .البته معتقدم در این راه افشین قطبی کمترین تقصیر را دارد ،چرا که مسئولان تیم ملی پس از چند ماه پایین وبالا وبازی با اسامی بزرگ سر انجام علی دایی را به این سمت گماردند که سابقه نشان داده که به غلط یا به درست اهل کوتاه آمدن از مواضع خود نیست.
او با بازی دادن به عده ای از بازیکنان که حتی در تیم های باشگاهی خود ذخیره نشین بودند ثابت کرد منافع باشگاهی را به ملی ترجیح می دهد.سازمان تربیت بدنی نیز به جای توجه به ورزش بیشتر به فکر مسایل غیر ورزشی بود تا بدین ترتیب کفاشیان بماند ویک فدراسیون بی در وپیکر!
امروز روز پاسخگویی آقای همیشه خندان فدراسیون است ،او باید جوابگوی کارهای خود ومجموعه تحت امرش باشد ،ایشان که دایم از فدراسیون نمونه بودن ایران دم می زد باید بداند چرا موفق ترین فدراسیون فوتبال آسیا(به لحاظ آمار) توانایی حضور در جام جهانی را ندارد.
پیش تر نوشته بودم که تیم های رقیب بیشتر واصولی تر از ما کار کرده اند،پیش از این گفته بودم این بازیکنان به درد تیم نمی خورند ،ما هنوز نمی دانیم درفوتبال به دنبال چه هستیم ،نمی دانیم از جان مهدوی کیا،کریمی ،باقری،نصرتی و.....چه می خواهیم .به خدا دوره خیلی از اینها تمام شده،امروز روز حیدری، خلعتبری،حاج صفی وخیلی های دیگر است که تشنه بازی هستند نه بازیکنانی از جنس حسین کعبی که در زمین به فکر نشان دادن چشم وابرو به بازیکنان حریف وتماشاگران است .ما که در ورزش به فکر تعالی انسان هستیم باید بدانیم بعضی از بازیکنان ما با زور مدیر برنامه ومصاحبه های جور واجور قرارداد می بندند،باید بدانیم بعضی از ورزشکاران ما در حرکات زشت دست تمام بازیکنان بی اخلاق دنیا را بسته اند .
نه آقایان این فوتبال نیست ،فوتبال چیزدیگری است که ما فقط ادای آن را در می آوریم تا دیر تر نشده طرحی نو در اندازید.

۱۳۸۸ خرداد ۲۳, شنبه

تراکتورسازی تبریز


تیم تراکتور سازی تبریز یکی از تیم های ریشه دار ومحبوب در فوتبال کشور است که در فصل اخیر لیگ یک با شایستگی به مسابقات آتی لیگ برتر راه یافت.
این تیم با گذشت نزدیک به یک دهه که از سطح اول فوتبال ایران دور بود با مدیریت ناصر شفق وبا مربیگری فراز کمالوند ،مربی بسیار جوان وشایسته کشورمان توانست بعد از سالها به انتظارتماشاگران تبریزی پایان دهد وبه لیگ برتر صعود کند .
مسئله حایزاهمیت در این میان این است که تبریزی ها در همین ابتدا باید چنان تیمی ببندند تا در ادامه راه به سرنوشت تیمهایی نظیر شیرین فراز که اتفاقا توسط همین مربی به لیگ برتر آمده بود دچار نشوند.
در اینکه تبریز جایگاه در خوری در فوتبال ایران دارد شکی نیست اما تجربه گذشته نشان داده، بودن دوتیم لیگ برتری در یک شهر باعث ضعف هردو خواهد شد ،با توجه به احتمال صعود دیگر تیم تبریزی حاضر در لیگ یک،مسئولان تبریزی باید به گونه ای عمل کنند که در پایان سر افکنده عمل کرد خویش نباشند.

۱۳۸۸ خرداد ۲۱, پنجشنبه

تیم ملی فوتبال ایران در سئول

تیمی که می توانست بدون اما واگر ، هفته ها قبل از اتمام بازیها به جام جهانی صعود کند هم اکنون باید در دیداری سرنوشت ساز در کره این تیم جنوبی را شکست دهد وآن وقت به انتظار بنشیند که آیا بازی عربستان وکره شمالی به تساوی خواهد رسید تا ایران به عنوان تیم دوم مستقیم به جام جهانی برود .
افشین قطبی در این دیدار که چند روز دیگر برگزار خواهد شد باید مانند کیمیاگران از کره امتیاز طلایی که همان نتیجه برد است کسب کند وبه ایران برگردد تا در صورتیکه بازی دیگر گروه برنده نداشته باشد خود وتیمش را در آفریقای جنوبی ببیند.
چنانچه یکی از دوتیم عربستان وکره شمالی برنده بازی باشند و ایران هم بر فرض محال(1) کره جنوبی را ببرد آن وقت باید چیزی شبیه سال 1998 را تجربه کنیم ،یعنی دور دنیا را بزنیم وبا اعصاب همه بازی کنیم ،بلکه فرجی شده و دیوانه ای بیاید وتور دروازه ایران را پاره کندوغیرت این بازیکنان به جوش آید و خلاصه ابر وباد ومه وخورشید وفلک دست به دست هم دهند تا به جام جهانی برویم .
تازه این همه در صورتی است که بتوانیم کره را در خاکش شکست دهیم و با دست پر بر گردیم و آنگونه که قطبی گفته از سئول برایمان سوغاتی بیاورد.
حال فرض را براین بگیریم که کره را بردیم وعربستان وکره شمالی هم مساوی شدند،آیا همین قدر کافی است؟ آیا سقف فوتبال برای ما همین جاست ؟ یعنی وقتی به جام جهانی رفتیم دیگر آخر خوشبختی است؟
تجربه نشان داده آقایانی که امروز سر در لاک خود فرو برده وساکت نشسته اند آنگاه از لاک تنهایی خود در آمده وبه فکر سهم خواهی خواهند افتاد ودر این بین تنها فوتبال وطرفداران واقعی اش ضرر خواهند کرد، برنامه ریزی های نداشته مان فراموش شده وفقط دم را غنیمت می شماریم .
به عنوان یک ایرانی به شدت ناسیونالیست، امیدوارم این تیم تحت هر شرایطی به جام جهانی برود اما به عنوان یک آدم منطقی که به دیگران احترام می گذارد فکر می کنم اگر ما به جام جهانی برویم وتیمهایی که برنامه ریزی بهتری از ما دارند پشت کنکور جام جهانی بمانند جفا به ماهیت ورزش است .

پ.ن-1-از منظر بعضی ریاضی دانان فرض محال محال نیست.

۱۳۸۸ خرداد ۱۵, جمعه

بازیکنان خارجی شاغل در لیگ برتر ایران


فدراسیون فوتبال کشورمان قانون جدیدی برای خرید بازیکنان خارجی از سوی باشگاههای ایرانی وضع کرد که قابل تقدیر است.
علی فتح الله زاده ،مسئول کمیته نقل وانتقالات فدراسیون فوتبال اعلام کرد از این پس بازیکنان خارجی شاغل در لیگ برتر باید تحت ضوابط خاصی استخدام شوند،این ضوابط برای بازیکنان آمریکای جنوبی ولاتین به صورتی است که لزوما در لیگ های برتر کشور خود بازی کرده باشند و برای بازیکنان آسیایی و افریقایی نیز حتما سابقه ملی در کارنامه داشته باشند .
همچنین فتح الله زاه اعلام کرد تیمها از این پس میتوانند چهار بازیکن خارجی داشته باشند مشروط بر اینکه بازیکن چهارم آسیایی باشد،این اقدام فدراسیون فوتبال قدم مثبتی است در راستای کیفیت فنی بازیکنان لژیونر شاغل در کشورمان که به فال نیک می گیریم وامیدواریم از این پس شاهد بازیکنان بی کیفیتی نباشیم که برای پرکردن جیب های خود وعده ای دلال به ایران می آیند و باعث عقب ماندگی بازیکنان شایسته ایرانی نیز می شوند.

۱۳۸۸ خرداد ۱۳, چهارشنبه

استیل آذین در لیگ برتر

تیم فوتبال استیل آذین به رقابتهای فصل آینده لیگ برتر صعود کرد
یک هفته مانده به آخرین بازی تیم استیل آذین در رقابتهای دسته اول، صعود این تیم به رقابتهای سال آینده لیگ برتر مسجل شد تا از هم اکنون مالک ثروتمند این باشگاه به فکر تقویت این تیم برای بازیهای آینده باشد.در اینکه حسین هدایتی حق دارد هر طور که صلاح می داند پولش را خرج کند، شکی نیست اما نکاتی هست که احتمالا هدایتی نمی داند ازاین رو می نویسم بلکه کسانی به گوشش برسانند.
آقای هدایتی ،در ابتدا خوشحالم که آدمی پیدا شده ودر این بلبشوی فوتبال به فکر خرج کردن و تیمداری است اما تجربه نشان داده کسانی که بی محابا در فوتبال خرج می کنند بعد از مدتی به کلی از فوتبال فراری می شوند و ضرر روزهای حضورشان را دیگرانی می پردازند که با این ورزش زندگی می کنند،اینکه شما به فکر جذب ستاره ها باشید نه شرعا و نه عرفا چیز بدی نیست ،حتی من امیدوارم شما بتوانید پای ستاره های فوتبال جهان را(1) به تیمتان وفوتبال ایران بازکنید که این باعث رونق فوتبال نیم بند حرفه ای ما خواهد شد.در این رهگذر حساب بازیکنانی که در تیمهای سابق خود دایما منشاء حاشیه وبداخلاقی بوده اند با ستاره ها جداست ،این نوع بازیکنان مانند همان فرزند ناخلفی هستند که به هنگام حمله دشمن در را به روی دشمن باز می کنند(2) بنابر این دل به ادمهای امتحان پس داده نسپارید وبا قدرت تیمتان را ببندید تا مثل بعضی از تیمها آسانسور نشوید، شما می توانید با عملکردتان باعث حضور تیم های خصوصی دیگر شوید .به عنوان یک تماشاگر قدیمی فوتبال برای شما، تیمت وتمام تیم های خصوصی آرزوی موفقیت می کنم، چون اعتقاد قلبی دارم که راه نجات فوتبال ایران خصوصی شدن تمام تیمهای حاضر در مسابقات است.
پ-ن.1-حساب بازیکنان بی کیفیت خارجی را با ستارگان دنیای فوتبال یکی نکنید،لطفا!
پ-ن.2-در چند جای تاریخ آورده اند دختران حاکمان بازنده جنگ با وعده در امان بودن، درب قلعه را برای لشکر ناکام پشت درها باز کرده تا به وصال فرماندهان فاتح برسند ،بازیکنان مورد اشاره به همان افراد میمانند.

۱۳۸۸ خرداد ۶, چهارشنبه

لزوم تجدید نظر مدیران فوتبال

چهارمین نماینده فوتبال ایران هم از لیگ قهرمانان آسیا حذف شد تا یک بار دیگر فوتبال دوستان ایرانی را به فکر فرو برد.
در حالی که پیش از این استقلال،سپاهان و صبا باتری از گردونه رقابتها خارج شده بودند ،تمام نگاهها به تنها نماینده تیمهای ایرانی بود تا بتواند از عزت واعتبار فوتبال ایران دفاع کند، دیروز پرسپولیس تمام فوتبال ایران بود و چشم تمام فوتبالدوستان واقعی به این تیم بود تا مقابل ازبکها آبرو داری کند ،متاسفانه در این روزها تمام ارکان فوتبال مورد نفد قرار می گیرد الا آن بخش که مقصران واقعی هستند.

مدیران فوتبال ایران همپای دیگر اجزای این ورزش محبوب سطح دانش مدیریتی خود را به روز نمی کنند ،البته این بدان معنا نیست که تمام افراد حاضر در این ورزش به روز هستند اما چون مدیریت اولین رکن و شاید حساس ترین آن برای انجام کارها است بنابر این مدیران قبل از سایرین باید به فکر باشند ।روزی که حسین هدایتی به پرسپولیس آمد برایش نوشتم این ثروت تو بسان شمشیر دو دمی است که ممکن است پرسپولیس را خوشبخت یا بدبخت کند ،چنانکه هنگام حضور سه باره انصاری فر امید داشتم از تجربه دو بار قبلی به نحو احسن در جهت منافع پرسپولیس بهره برداری کند اما ثابت شده است به جهت لرزان بودن پایه های صندلی مدیران ،این قشر از افراد بیشتر به منافع شخصی خود می اندیشند تا کامیابی تیمها و خوشحالی طرفداران ،به همین خاطر به نظر می رسد یکی از اولین برنامه های تصمیم سازان ورزش زیبای فوتبال باید این باشد که دوره آموزش مدیریت فوتبال را برای اینان برگزار نمایند
بشتابید که آسیا به سرعت در حال پیشرفت است و اگر به خودمان نیاییم ممکن است نسل فوتبالیست ایرانی مانند دایناسورها منقرض شود.

۱۳۸۸ خرداد ۲, شنبه

سرمربی نامعلوم استقلال

برای استقلال این روزها زمان کوچکترین ارزشی ندارد،مدیران این تیم ومشخصا امیر رضا واعظ آشتیانی بعد از چند بار وعده و وعید برای معرفی سرمربی هنوز در حال رایزنی و مشاوره با مشاورین معتمد خود می باشد.
در این میان مربیان شایسته یکی پس از دیگری با تیمهای خواهان به توافق می رسند و قرارداد می بندند، اما تیم بدون سر مربی استقلال معلوم نیست با کدام توجیه فنی و توصیه کدامیک از کارشناسان در حال یارگیری است .

آنچه مورد سئوال است اینکه اگر بعد از انتخاب سرمربی، بازیکنان جذب شده مورد تایید کادر فنی نبود تکلیف چیست؟ آیا این دسته از بازیکنان باید تا آخر فصل پایه های نیمکت را بچسبند یا اینکه مربی به خاطر هزینه پرداختی باشگاه بالاجبار از یازیکنان موجود استفاده خواهد کرد.

ایراد دیگر این روزهای استقلال جدال لفظی بین مربیان سابق و مدیران است که تا کنون ادامه یافته در عین حال می باید وضعیت قرارداد بازیکنان قبلی را هم به مشکلات اضافه کرد.

آقای واعظ باید بداند که پیش از این استقلال از همین دست دست کردنها ضربات زیادی خورده است ،ایشان در مدت زمان باقیمانده تا شروع فصل آینده کار های بزرگی برای انجام دادن دارند وکم کاری در هر کدام باعث سست شدن پایه مدیریتش و ناکامی احتمالی استقلال خواهد شد،از دیگر سوی نیز امکان بروز حاشیه از طرف آدمهایی که از این تیم طرد شده وجود دارد،بنابر این باید بیش از گذشته مراقب اطراف تیم باشد و امکان سو استفاده منفعت طلبان را به حد اقل برساند.

اولین قدم برای حرکت رو به جلو ،انتخاب ومعرفی سرمربی جدید است که طرفداران این تیم امیدوارند هر چه زودتر معرفی شود.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۳۱, پنجشنبه

از ممد بوقی،سهراب بوقی تا لیدرهای امروزی!!



بتازگی مشکلات جدیدی در فوتبال ایران چهره نموده و بر مشکلات قبلی آن افزوده ،یکی از این دلمشغولیها پدیده ایست به نام لیدر که در واقع کلمه ای است انگلیسی ،در نوشتار زیر به چگونگی پیدایش لیدرها در ایران می پردازیم وآیا اصولا کسانیکه لیدر نامیده شده اند لیاقت چنین عنوانی را دارند.

لیدر(leader)واژه ای انگلیسی به معنی پیشوا،سرکرده،رئیس،رهبر،راهنما است.

چگونگی پیدایش لیدرها از گذشته تا امروز:
در گذشته افراد عاشقی در کنار تیمها بودند وبدون هیچگونه چشمداشتی تیمهای مورد علاقه خود را تشویق می کردند ،این افراد عمدتا از طبقه پایین جامعه بودند و با در دست داشتن بوق تماشاگران پر شمار تیمها را که گاهی حتی بیشتر از امروز بودند، هماهنگ می کردند ।از معروف ترین این افراد مرحوم محمد ابراهیم نایب عباسی معروف به" ممد بوقی" از عاشقان بنام پرسپولیس بود که در مسابقات ملی نیز تیم ملی فوتبال را همراهی می کرد ،او بیش از یک دهه است که رخت از دنیا بربسته و جان به جان آفرین تسلیم کرده ودر بین ما نیست،روحش شاد.

بودند کسانی مانند حسن تارزان و چند تای دیگر که هیچگاه نام وشهرت حقیقی آنها برای تماشاگران معلوم نشد। اما بعد از مرحوم نایب عباسی یکی دیگر از بوقچی های بنام،"" سهراب سرابی"" هوادار استقلال است که سالها برای این تیم وظیفه لیدر های امروزی را به عهده گرفت ومن شاهد بودم که هیچگاه از دایره ادب خارج نشد وفقط تماشاچی را در جهت تشویق تیم محبوبش رهبری می کرد ،بودند یکی دوتا دیگر مثل حسین عسگری معروف به شلغم(1) که آنها هم فقط تیمهای خود را تشویق می کردند وکاری به حریف،داور،فدراسیون و.....نداشتند .

نه اینکه این افرادهیچ درآمدی از فوتبال نداشتند بلکه در پایان مسابقات به فراخور مقام کسب شده یا در جریان مسابقات در سفرهای تیم امتیازاتی به آنها داده می شد، اما مانند لیدر های امروزی سوار ماشین های آنچنانی نمی شدند و یا در جلسات مخفی ،شبانه و توطئه چینی علیه این وآن شرکت نمی کردند.
از حدود ده سال پیش وبتدریج اشخاصی در فوتبال دیده شدند که در ابتدا انها نیز مانند سایر تماشاگران بازیکنان مورد نظر خود را تشویق می کردند اما با ورود بی رویه پول به راهی رفتند که امروز نتیجه اش را می بینیم،این افراد امروزه لیدر نامیده می شوند و بیشتر با افراد نامی اطراف تیمها وبازیکنان ومربیان در ارتباطند ودر واقع حقوق بگیر عده ای خاص هستند ودر مواقع لزوم به حمایت از آنها دیگران را تحریک می کنند ،حال سئوال اینجاست آیا کسی که برای درآمد و انتفاع به ورزشگاه می رود صلاحیت لیدری،رهبری،سرکردگی ،راهنمایی ویا هر اسم دیگر مشابه این را دارد।

نگارنده به عنوان شخصی که حدود سه دهه در ورزشگاههای مختلف ایران آمد وشد دارد معتقد است فوتبال ما نیازی به این نوع لیدر ندارد(2)،زیرا تماشا گران ایرانی منهای عده ای خاص فرهنگ بالایی دارند وبد را از خوب تمیز می دهند، به شرطی که مسئولان مشکلاتی نظیر داوری های بد(3) ،برخوردهای زننده ماموران، خصوصا هنگام ورود به ورزشگاه(4)مجهز کردن مکانهایی مانند نماز خانه،رستوران و سرویسهای بهداشتی و چند مورد دیگر را برطرف کنند وثمرات آن را در مدتی کوتاه ببینند.


پ.ن1-شرمنده از آقای عسگری ،خودم شاهد بودم که او نام مستعارش را بسیار دوست می دارد.
پ.ن2-یکی از دوستان می گفت در کشورها یی مثل انگلیس کانون هوادارن چنین می کند وچنان ،خدمت ایشان عرض کردم ما تا رسیدن به آن نقطه باید تجارب زیادی را بیاموزیم سپس از کانون هواداران انها الگو برداریم در غیر این صورت می شود همین کانونهایی که هم اکنون در کشور داریم ،اینها بیشتر به فکر منافع خود هستند تا وظیفه اصلی شان.
پ.ن3-داوریهای ما گاهی آنقدر بی کیفیت است که داد مردگان را نیز به هوا بلند می کند وگرنه کیست که نداند اشتباه هم جزئی از داوری است امایک اصل در داوری نیست.
پ.ن4-وقتی ماموران محترم با من موسفید بد برخورد می کنند، حتما با نوجوانان خیلی شدید تر برخورد می کنند و البته شاهدش هم بوده ام.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۹, سه‌شنبه

سخنی با ورزشی نویسان


انگار این فوتبال ما فقط شده دوتیم استقلال وپرسپولیس ،کسی از حال وروز ابومسلم خبری دارد؟ از استقلال اهواز چطور؟ می دانید پاس همدان در چه وضع وحالی است؟اوضاع فولاد ، ملوان ،سپاهان،مس،مقاومت و.................حتی تیمهای سقوط کرده به لیگ یک،تیمهای لیگ یک ،تیمهای لیگ دسته دوم و اصلا بقیه تیمها از جمله رده های پایه چطور؟اخر اینها هم از همین فوتبالند واز شما روزنامه نگاران ورزشی انتظار حمایت دارند ،تا زمانیکه مسابقات لیگ برتر برگزار می شد از آقایان ستاره حلبی ها می نوشتید حالا هم که لیگ تمام شده باز در حال ساختن ستاره حلبی هستید، تا چند وقت بعد همین آقایان برای نویسندگان ورزشی شاخ وشانه بکشند ،چرا از بازیکنی که سه سال است مثل مارکو پولو در جای جای ایران در حال گشت وگذار است و در جریان برگزاری بازیها جز حاشیه از او که گلزن هم هست چیز دیگری ندیده اید مصاحبه نیم صفحه ای می نویسید که فردا به ریشتان بخندد ،خود دانید.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۷, یکشنبه

آقای قطبی اینجا باشگاه نیست

اولین بازی تیم ملی ایران با مربیگری افشین قطبی ،پشت درهای بسته انجام شد،هر چند کسی نتوانست از این بازی که با تیم ملی امید ایران برگزار شد دیدن کند،اما اخباری توسط بازیکنان به بیرون درز کرد که حاکی از ادامه راه علی دایی این بار به نحوی دیگر وتوسط افشین قطبی است.
چند بازیکن به طرز مشکوکی انصراف خود را از ادامه اردو اعلام کرده واز اردو رفتند در این میان بازیکنانی بودند که از زمان برانکو به این سو همیشه جزءنفرات ثابت تیم ملی هم بودند ،حال با توجه به این شبه استعفای ناگهانی به نظرم آسمان تیم ملی آفتابی نیست وافشین قطبی که هنگام حرف زدن از همبستگی واین حرفها داد سخن دارد با دست خود تیم ملی را به چالشی خواهد برد که اول از همه دودش در چشم او خواهد رفت . افشین قطبی باید بداند این تیم که در حال حاضر در دست اوست تیم ملی است ونه پرسپولیس ،اینجا اگر دستت خالی باشد می توانی از تیمهای دیگر بازیکن دعوت کنی نه مثل تیم باشگاهی که بهترین هافبک وسط ایران را به دفاع چپی متوسط بدل کردی و چون در پایان قهرمان شدی کسی یادش نیامد که او می توانست بهترین هافبک ایران باشد نه یک دفاع چپ معمولی ،برادر در آغاز راهی !!این ره که تو می روی به ترکستان است نه افریقای جنوبی ،مواظب پوست خربزه زیر پایت باش ،ما ایرانی ها همیشه آدمهایی در کمینیم ،یادت باشد.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۶, شنبه

پرویز مظلومی ،مناسب ترین گزینه استقلال


نه باور نمی کنم،باور نمی کنم که مجید جلالی مربی استقلال شود،باور نمی کنم که اودر استقلال موفق شود(1)،اصلا در این زمان که امیر قلعه نویی از استقلال جدا می شود حتی موفق بودن بزرگترین مربیان جهان را در استقلال باور نمی کنم ،استقلال در شرایط کنونی به مربی احتیاج دارد که ابتدا از جنس استقلال باشد وبعداز نظر فنی هم در سطح قابل قبولی باشد ،نه اینکه مجید جلالی مربی ضعیفی است ،نه او پرچمدار مربیان علمی وبه روز ایران است اما این تیم تیمی نیست که مجید جلالی بتواند به رویا هایش که همان قهرمانی مجدد در ایران واحتمالا آسیاست جامه عمل بپوشاند ،او به گفته خودش و به شهادت روزنامه ها ی امروز نیاز به فضایی ارام برای کار کردن دارد ،آقای واعظ آشتیانی که برایش احترام قائلم باید بداند که خواسته یا نا خواسته همان لمپن هایی که از او زخم خورده اند نخواهند گذاشت تیم آینده استقلال ومربی بعدی به راحتی و با فراغ بال کارشان را انجام بدهند و به طور یقین چوب لای چرخش خواهند گذاشت .
در مجموع مربیان ایرانی ،استقلالی هایی داریم که موفق هم بوده اند ، سمبل این مربیان پرویز مظلومی این انسان محجوب و بازیکن بی حاشیه سالهای دور استقلال است که به تازگی نیز با مس کرمان به توافق نرسیده و راهی تهران شده است.بیاییم یک بار هم به مظلومی که چند سالیست لیاقتش ر برای نشستن روی نیمکت استقلال نشان داده اعتماد کنیم و سرمایه استقلال را به خزانه استقلال بریزیم.
آقای واعظ آشتیانی باید بداند در شرایط امروز ،بهترین گزینه برای سرمربیگری تیمش کسی جز پرویز مظلومی نیست ، او می تواند یک تمرین دهنده خوب خارجی را هم به نیمکت ایرانی اضافه کند تا بار فنی تیم را افزایش دهد ،آقای واعظ تا دیر نشده و تیم های دیگر مظلومی را به تور نینداخته اند کاری بکن که فردا دیر است.

پ.ن1-در فنی بودن مجید جلالی شکی نیست استقلال برای جلالی مناسب نیست

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۴, پنجشنبه

عدد شانزده برای لیگ برتر ایران

حالا که لیگ تعطیل وتیمها تقریبا در تعطیلات به سر می برند ،فرصت مناسبی برای تصمیم گیری برای سالهای بعد است .
روزی که صفایی فراهانی بعد از سالها تصمیم گرفت فوتبال ایران را حرفه ای اعلام کند به خاطر آماده نبودن شرایط سخت افزاری وحتی نرم افزاری در فوتبال ایران تصمیم گرفت با دوازده تیم شروع کرده وآرام آرام تعداد تیمها را افزایش دهد که در آن زمان بهترین تصمیم ممکن را گرفت اما از شرایط اعلام شده برای تیمهای حاضر یکی هم داشتن ورزشگاه اختصاصی برای تیمها بود که قرار شد طی مدت سه سال تمام شرایط را منطبق با اساسنامه لیگ برتر به استاندارد مورد نظر برسانند ،هر چند هیچکدام از تیمهای حاضر نتوانستند ورزشگاه اختصاصی بسازند اما در این بین هر سال تعداد تیمها هم افزایش یافت و امروز به عدد هجده رسیده ایم که اگر نبود مقاومت بعضی از فدراسیونی ها این عدد شاید تا کنون به بیست (1) و یا بیشتر رسیده بود .
شخصا اعتقاد دارم فوتبال ایران قادر به برگزاری منظم لیگ هجده تیمی در شرایط فعلی نیست ،عده ای معتقدند پش چرا در فوتبال اروپا تعداد تیم ها حتی به بیست تیم و در بعضی موارد حتی بیشتر رسیده است که در زیر اشاره ای به آن کشورها ومقایسه ای با کشور خودمان می کنم.
همه می دانیم قاره اروپا مجموعا دارای وسعتی کم و کشورهای آن قاره نیز دارای مساحتی کم هستند ،در این کشورها عموما سرویس دهی هوایی بسیار مرتب و با برنامه است و تیمها مشکلی از این بابت ندارند اما در کشور ما فاصله ها بسیار طولانی ،شرایط سرویس دهی بسیار بد و همین اندک هواپیماهای موجود نیز دارای معایب فراوان هستند که بسیار دیده ایم پروازی لغو و یا با تاخیر فراوان انجام شده است .
در اروپا ورزشگاههای زیادی هر ساله ساخته ویا تجهیز می شوند اما در کشور ما یا ورزشگاهی ساخته نمی شود ویا اگر ساخته شود به سرنوشت ورزشگاه یادگار امام تبریز و المپیک اصفهان دچار می شود(2) از این روست که نمی توان به هیچ عنوان امکانات و شرایط خودمان را با اروپا و یا هر کشور دیگری مقایسه کنیم بنابر این ما برای حل مشکل بی برنامه گی خودمان باید دنبال راه سومی باشیم که کم کردن تعداد تیمها یکی از راههایی است که میتواند تا حدودی از بار مشکلات کاسته و برنامه ریزی را دقیق تر کند.حال با توجه به اینکه چهارده تیم برای لیگ ما کم به نظر می آید وپانزده به علت فرد بودن مشکلات برنامه ریزی را در پی دارد عدد شانزده می تواند رقم مناسبی برای لیگ برتر ایران باشد که البته با ابزار موجود هم زیاد به نظر می رسد .
از نبود هتل های مناسب ،بازیکنان با کیفیت ،مدیرانی که در شرایط بحرانی تصمیم های عاقلانه ای اتخاذ کنندو.....و......می گذرم، که در این مبحث نمی گنجند و خود نیاز به نوشتاری طولانی تر از این دارد .

پ.ن1-تعدادی ازنمایندگان شهرهای مختلف کشور بعد از سقوط تیمهایشان هر ساله به چیزی شبیه زور متوسل می شوند تا تیمهایشان را به لیگ برگردانند واز این رهگذر خود را در چشم موکلین شان متنفذ نشان داده و باقی قضایا!!!

پ.ن2-دو دهه از افتتاح ورزشگاه یادگار امام تبریز و بیش از یک دهه از افتتاح ورزشگاه المپیک(نقش جهان)اصفهان می گذرد اما بعد از مدتی در های ورزشگاه به روی تیمها تقریبا بسته شد و مثلا در حال کارهای عمرانی در آن هستند.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۱, دوشنبه

این تیم،تیم ملی فوتبال ایران است

تا چند روز دیگر تیم ملی فوتبال ایران ابتدا در مسابقات تدارکاتی و سپس در بازیهای رسمی تلاشش را برای صعود به جام جهانی آغاز می کند.بنده هم مانند خیلی از فوتبالدوستان تا قبل از آمدن قطبی هیچگونه شانسی برای این تیم قائل نبودم اما از زمان حضور قطبی کورسوی امیدی در دلم روشن شد و امیدوارم بتوانیم جهانی شده و در آفریقای جنوبی حضور داشته باشیم ،این امیدواری از آن جهت نیست که قطبی از تمام مربیان ایرانی کار بلد تر و فنی تر است بلکه او چیزی در وجودش نهفته است که دقیقا در فوتبال ایران نداریم و آن روحیه دادن به همدیگر وهمبستگی در اهالی فوتبال است که متاسفانه فقط حرفش را می زنیم ودر عمل حاضریم سر همدیگر را به دیوار بکوبیم واز زمین خوردن هم لذتها ببریم.نمونه جدید و مثال زدنی اش هم همین یکی دو روز پیش!! درست یا غلط کسی که مدعی بود می تواند از طریق نیرو های ماورایی به تیم ملی کمک کند به کمپ رفت وکتابی را که ظاهرا نوشته خودش هم بود به مسئولین تیم ملی هدیه می کند وبقیه ماجرا..............
ما چه می کنیم؟به خاطر اینکه بعد از مدتها افشین قطبی می گوید خبر نگار باید حریم تیم ملی را رعایت کند وفاصله مشخصی هم معین میکند که ظاهرا در دنیا نیز چنین استانداردی وجود دارد و ما که نمی توانیم بپذیریم موضوع را با درشت نمایی وگاه با سیاه نمایی به روزنامه ها می کشانیم و نمی دانم خواسته ویا نا خواسته ذهن مربی و بازیکن تیم ملی را مشغول این حرف های بیهوده می کنیم !خوب عزیزان من از رفتن تیم ملی به جام جهانی همانقدر من تماشاگر منتفع می شوم که شمای روزنامه نگار حرفه ای ویا فلان آقای مربی و البته هر کدام در جایگاه خودمان ،پس بیاییم برای این بار آزمایش کنیم همدل بودن وهمراه بودن را که اگر راهی برای صعود باشد همین تنها راه باقی مانده است ونه هیچ راه دیگری،یادمان باشد این تیم،تیم ملی فوتبال ایران است و امید تمام فوتبالی های سراسر ایران والبته جای جای جهان.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۹, شنبه

لمپنیسم ورزشی


البته باور نمی کنم امیر قلعه نویی به همین راحتی دل از استقلال بکند وبرود اما در این فوتبال که هم پایین وهم بالایش را دیده ام گاهی غیر ممکن هم ممکن می شود(1)و به همین راحتی ممکنست امیر قلعه نویی از موضعش کوتاه بیاید وبه استقلال برگردد ودوباره همان بازیها وهمین مسائلی که امروز شاهدش هستیم،تکرار شود.
واعظ آشتیانی مدیریست که هرچند شناخت کافی از او ندارم اما شواهد نشان می دهد در کارش با کسی شوخی ندارد وشرط وشروطی را که با امیر گذاشته احتمالا کوتاه نخواهد آمد و امیرهم که دل به اطرافیانش دارد و انگار که تمام قدرتش را در اطرافیانش می بیند(2)واحتمالا خود را صاحب حق می داند که واعظ شرایطش را بپذیرد و هر طور شده دستیاران و سر پرست دلخواهش را در کنارش داشته باشد ،این هم از آن دست از مسائل منحصر به فرد فوتبال ماست که یک مربی (هر چند بزرگ)به خود حق می دهد مسائل مدیریتی را هم به عهده بگیرد ،معتقدم در صورت عدم حضور قلعه نویی در فصل بعد این تیم با مسائل ریز ودرشت زیاد حاشیه ای مواجه خواهد شد که این پیشگویی نیست که یک تجربه مکرر است اما باید از جایی این بدعت غلط برچیده شده و روال عادی حکمفرما گردد ،فکر نکنیم این اولین مورد بوده یا آخرین مورد ،که پیش از این نیز در پرسپولیس خوردبین یار غار علی پروین بود.
امیر رضا واعظ آشتیانی را با این ایده که"" دنبال برچیدن بساط لمپنیسم ورزشی هستم ""حمایت کنیم شاید که این پدیده زشت در فوتبال ایران برچیده شود


پ .ن1-مثل برگشتن افشین قطبی بعد از آن مصاحبه عجیب وغریب با بی بی سی!!
پ .ن2-سامسون هم تمام قدرتش در موهایش بود که بعد از تراشیدن فقط یک آدم معمولی بود.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۳, یکشنبه

فوتبال ما ،فوتبال آنها

به خاطر توفیق اجباری حاصل شده در ایام اخیر ،ناچارا شبها زودتر از گذشته می خوابم به همین خاطر معمولا فوتبالهای خارجی تاپ را یا نمی بینم ویا نصفه نیمه می بینم، اما دیشب بعد از مدتها یک فوتبال ناب اسپانیایی را دیدم و آنچه لذت که یک تماشاگر می تواند از یک بازی ببرد ،بردم.
راستش از اینکه اسم بازی تیم های ما هم فوتبال است خجالت کشیدم ،اگر فوتبال آنیست که رئال مادرید بازنده و بارسلون برنده بازی می کنند پس این بازی حسینقلی خانی ما چیست که مجریانش(فوتبالیستها)ادعای فوتبال بودنش را دارند، تیم بارسلون آنچنان در زمین پاسکاری میکرد که تو گویی این توپ با نخ های نا مرئی به پای آنها بسته شده وخیال باز شدن ندارد ،البته رئال هم با اینکه باخت اما هرگز به شیوه هایی که تیمهای آسیایی و خصوصا تیم های ایرانی برای اتلاف وقت یا بازی ناجوانمردانه متوسل می شوند دست نزد ومانند یک قهرمان ایستاده مرد.
در فوتبالی که مربی جوانش چنین تیمی می سازد ،باید هم که در عرصه ملی مربی پیرش چنان نتیجه ای بگیرد،در فوتبال حسینقلی خانی ما اگر خدای نا کرده مربی جوانی تیم خوبی بسازد وقتی به اطرافش نگاه کنی رد پای یک مربی از رده خارج را می بینی ،در این نوع فوتبال البته واسطه ها نقش اساسی در جابجایی پول کلان وبستن تیمها دارند چون اصولا مدیرانش غیر فوتبالی هستند وهنری جز پول خرج کردن ندارند و صد البته تعویض مکرر مربیان ،تا ازین رهگذر پورسانت بیشتری نصیب حضرات دلالان ومدیران بشود،غصه چه چیزی را بخوریم اینها که همه دور هم جمع هستند وسفره ای پهن و دست جمعی در حال چریدنند ،حال چه بر سر طرفدار مفلوک که ما باشیم بیاید مگر اهمیتی هم دارد!!؟؟

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۱, جمعه

جام حذفی و استقلال وپرسپولیس

مسابقات جام حذفی وپرسپولیس

مسابقات جام حذفی در حالی ادامه یافت که تیم فوتبال استقلال قهرمان دیر هنگام لیگ برتر از دور مسابقات حذف شد ،این اتفاق اگر چه در کمتر جایی از دنیا اتفاق می افتد که یک هفته پس از قهرمانی تیمی در لیگ این طور در جام حذفی ناکام بماند و حذف شود اما در فوتبال ما نه این اولین بار ،ونه آخرین بار خواهد بود.
برای طرفداران آبی احتمالا ثقیل خواهد بود که چرا تیم قهرمان لیگ باید از جام حذفی خداحافظی کند اما بعنوان یک ایرانی فوتبالدوست از حذف استقلال به چند دلیل خوشحالم:
1-تیم ملی ایران با چند بازیکن استقلالی تا چند وقت دیگر باید برای صعود به جام جهانی تلاش کند و حذف این تیم کمی از بار سنگین تمرینات استقلالی های حاضر در تیم ملی کم کرده و در واقع با آمادگی بیشتری در خدمت تیم ملی خواهند بود.
2-استقلال در جام قهر مانان آسیا "اگر چه امیدی به صعود ندارد"نیاز به بازیکنانی دارد که فشار کمتری را از بازیها با خود یدک بکشند تا لاقل اعاده حیثیت کنند.
3-استقلالی ها در سیزده ماه اخیر تحت بدنسازی های پی درپی بوده و مسابقات متوالی آنان را فرسوده کرده ونیاز به یک ریکاوری جدی دارند که می توانند به نحو احسن از فرصت استفاده کنند.
4-تجربه نشان داده که در صورت برخورد استقلال و پرسپولیس در مراحل بالاتر معمولا تیمی که نیازی به این جام ندارد به نفع دیگری به نحویی میدان را خالی می کند که با توجه به نیاز پرسپولیس به حضور در لیگ قهرمانان امیدوارم امسال این تیم قهرمان جام حذفی شده و به آسیا برود.


داوری وعنایت:
این آقا مسعود عنایت هم از آن دسته از آدمهای روزگار است که تحت هر شرایطی برداشتهای مثبتی نسبت به مجموعه خودش داشته و خودش را از تک وتا نمی اندازد،ایشان در آخرین برگ از فرمایشات حکیمانه اش می فرماید:
داور بازی استقلال ،پیام در دقیقه 50 بازی باید پیروز قربانی را از بازی اخراج می کرد واضافه می کند البته بعد هم باید بازیکن حریف را اخراج میکرد،اما ایشان نمی گویند که پنالتی واضح وآشکار در نیمه اول بازی روی بازیکنان استقلال اصلا در تب وتاب قهرمانی استقلال گم شد،آنجا که بازیکن حریف پیراهن بازیکن آبی پوش را کشید و او راسرنگون کرد و اضافه می کنند ، استقلالی ها که قهرمان شدند باید از ما عذر خواهی کنند ،خدمت ایشان عرض می کنم که با هنر نمایی حضرتعالی و مجموعه تحت امرتان تیمی که می باید چند هفته پیش از این قهرمانی اش مسجل می شد با دعای مردم وبازی جوانمردانه تیم فولاد در آخرین دقایق لیگ به قهرمانی رسید تا خیلی ها بدانند که این دو تیم با این دسیسه ها از بین نمی روند وکماکان محبوب خواهند ماند و آنکه باید عذر خواهی کند شخص حضرتعالی هستید نه کس دیگری!!

۱۳۸۸ اردیبهشت ۶, یکشنبه

استقلال قهرمان


به قول امیر قلعه نویی(با لحن خودش بخونید)

بسم الله الرحمن الرحیم

یدالله فوق ایدیهم(دست خدا بالاتر از تمام دستهاست)
چند روز پیش نوشتم آقای لهجه دار چنین وچنان ،راستش با تمام اعتقادی که به آن نوشته داشتم خودم هم باور نمی کردم که استقلال قهرمان شود ،اصولا مهم هم نبود فوتبالی که به حرف وحدیث آلوده باشد دیگر فوتبال نیست ،این چیزی که تیم های ما بازی می کنند چیزیست شبیه فوتبال ،اما به عنوان یک استقلالی این قهرمانی را به تمام آبی دوستان تبریک عرض می کنم.

و اما بعد :همانطور که گفتم مطلبی نوشته بودم با عنوان" آقای لهجه دار " خوشحالم که آن مطلب را چند روز پیش نوشته و روی سایت قرار دادم و در آخر آرزو کرده بودم که انشاءالله مثل پارسال حق به حقدار برسد(شدیدا معتقدم قهرمانی پارسال حق پرسپولیس بود) که با لطف خداوند این مهم محقق شدو کام ما را شیرین کرد،به تمام هواداران واقعی فوتبال (حتی پرسپولیسی ها)تبریک عرض می کنم .

مطلب آقای لهجه دار را در اینجا بخوانید

۱۳۸۸ اردیبهشت ۳, پنجشنبه

خط دفاع ،پاشنه آشیل فوتبال ایران

این روزها که تیمهای ایرانی یکی پس از دیگری به تیم های عرب وغیر عرب می بازند نکته ای توجه مرا جلب کرد که به خواندنش می ارزد.
سالها پیش منصور پور حیدری که آن زمان سرمربی استقلال بود خاطره ای تعریف کرد که امروز بیش از هر زمان دیگر به نظرم جالب ودارای کاربرد است ،او تعریف می کرد در زمان بازیگری و در دوره ای که رایکوف مربی استقلال (تاج)بود در فینال جام باشگاههای آسیا و مقابل هاپوئل اسرائیل از او خواست بافوروارد حریف ،چنان یارگیری کند که نتواند کوچکترین حرکتی انجام دهد وتوصیه کردحتی بیرون از زمین هم دست از سر او برندار وتا درب رختکن با او برو که این شایداشاره ای بوده باشد به اهمیت موضوع یارگیری و چیزی که بعدها به یارگیری ""من تو من"" معروف شد .
الحق والانصاف در زمان مربیگری پور حیدری در استقلال ،این تیم بهترین دفاع یارگیر ها را در میان تیمهای ایرانی داشت ،بازیکنانی نظیر رضا حسن زاده ،مهدی پاشا زاده ،فرشادفلاحت زده و........چند بازیکن دیگر که در خیلی از اوقات چنان عرصه را بر رقبای داخلی وخارجی تنگ می کردند که در عین شایستگی نیز راهی به دروازه استقلال نمی یافتند،اما این روزها که استقلال ودیگر تیمها به راحتی آب خوردن ودر خیلی از اوقات در دقایق آخرین بازی وخصوصا در ضربات سر بازی را می بازند ویا مساوی می کنند به نظرم مربیان باید توجه ویژه ای به تربیت مدافعان یارگیر و صد البته در رده پایه داشته باشند و این بعد از سازمان دفاعی ،گمشده دیگریست که می تواند مشکلات خطوط دفاعی تیمهای ایرانی را حل نماید.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲, چهارشنبه

افشین قطبی ،هندوانه دربسته


نمی دانم آخر و عاقبتت با ما چه خواهد شد اما چون مربی تیم ملی شدی حمایتت می کنیم به شرطی که مانند سال اولت در پرسپولیس باشی، آرام، متین وصبور،موفق باشی پسر!!!!!

چه فوتبالی داریم وچه فدراسیونی


خوب!! گذاشته بودم تا ببینم بازیهای این هفته لیگ قهرمانان چه خواهد شد تا مطلبی در این مورد بنویسم.
تا این جای کار یعنی زمانی که سه بازی از چهار بازی نمایندگان ایران تمام شده سپاهان وپرسپولیس باخته اند واستقلال هم تقریبا و شاید بهتر این باشد بگوئیم دقیقا از بازیها حذف شده چون با مساوی امروز دیگر شانسی ندارد.
ما چند سالیست که همین منوال را دنبال می کنیم و اگر نایب قهرمانی دردانه ونوبرانه سپاهان را کنار بگذاریم باید بگویم که به حد صفر رسیده ایم و چیز دیگری برای گفتن حتی در آسیا نداریم،در این کارزاری که تیم های عربی پول های آنچنانی واینچنینی برای فوتبال خرج می کنند، ما هنوز هم در به در دنبال زمین تمرین برای تیم ملی نوجوانانمان می گردیم (1)عجیب است با این برنامه ریزی گویا مسئولان afcمغز خر خورده اند که فدراسیون ایران را برترین فدراسیون آسیا می دانند،در همین فدراسیون که در آسیا برترین است رئیسش با کمال احترامات فائقه اعلام می دارد که مایلی کهن انتخاب ما نبوده است که واقعا از این استقلال فدراسیون کمال تشکر وقدردانی را دارم،در همین فدراسیون آقایی پیدا می شود که خر خود را می راند و مشغول خدمات رسانی به همشهریانش می باشد ،در همین فدراسیون کارشناسانی مشغولند که عرضه یک اعتراض ساده را به afcندارند (2) ما هنوز در مسائل اولیه فوتبال در گیریم اما آمار می گوید ما بهترین فدراسیون آسیا را داریم.
مشکل این روزهای فوتبال ما فقط وفقط نداشتن مدیران خوب است وبس،ما سالهاست که از مدیرانی بهره می بریم که نه تخصص دارند و نه فوتبال را می شناسند اما بودند کسانی که فوتبال را هم می شناختند اما از مدیریت بی بهره بودند و بدتر از مدیران غیر فوتبالی هم بودند،در بین غیر فوتبالی ها البته مدیری داشتیم که واقعا از علم مدیریت آگاهی خوبی داشت اما حیف که در گیر ودار بگیر وببند های سیاسی او هم ترجیح داد دیگر درفوتبال نباشد(3)نمی دانم این چه دردیست که حتما باید سیاسیون راس کار، سر رشته همه چیز از جمله فوتبال را در دست بگیرند،آقایان جمع کنید، این بساط پهن شده در همه جا را جمع کنید ،باور کنید اگر مدیری باشد که فوتبال را در آنسوی مرزها به افتخاری رهنمون کند، کسی نخواهد گفت این آقا اصولگراست،اصلاح طلب است ،راست است ،چپ است و یا هر فرقه دیگر واولین چیزی که آنسوی آبها خواهند گفت اینست که این تیم ایرانست که قهرمان شده وبس!!

پ.ن:1- متاسفانه تیم ملی نوجوانان ایران که به زودی عازم مسابقات جهانیست برای اردویی به تبریز دعوت شد اما مسئولین ورزشگاه یادگار امام از حضور این تیم در آنجا جلوگیری کردند واجازه تمرین ندادند،اینست مدیریت فدراسیون ما که اگر علی دوستی نبود به جام جهانی هم نمی رفتیم.
پ.ن :2-همین امروز در ورزشگاه حضور داشتم ،بعد از بازی استقلال وام صلال در وازه بان حریف به سمت تماشاگران ایرانی حرکات ناشایست انجام می داد و وقتی با اعتراض بازیکن استقلال مواجه شد چنان بر سینه او کوبید که از خودم به عنوان یک ایرانی شرمنده شدم،آقایان اگر می توانند پیگیری کنند.
پ.ن:3-صفایی فراهانی در عین فوتبالی نبودن پرونده روشنی در فدراسیون دارد که مهم ترین آن همین لیگ مثلا حرفه ایست و دیگر اینکه وقتی قرار بود برای بازی با عراق به بغداد برویم علیرغم پرواز ممنوع بودن آن کشور ایشان از نفوذ سیاسی اش استفاده کرد و برای تیم ملی پرواز چارتر گرفت که کار هر کسی نبود .


باقی بقایتان

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱, سه‌شنبه

مهدی تاج،آقای لهجه دار


دو سال پیش که قرار بود برای امیر قلعه نویی(به عنوان مربی تیم ملی) جانشین پیدا کنند با هر چی ""قلی"" توی مربیان ایرانی بود مذاکره شد و ازآنها برنامه گرفتند تا بعد از بررسی یکی را انتخاب کنند وتا روزهای اخر نامی از علی دایی نبود ،هم زمان افشین قطبی به همراهی حمید استیلی در تیم پرسپولیس در لیگ فاتحانه پیش می رفتند و حریفان را یکی پس از دیگری از سر راه بر می داشتند به نا گاه وقبل از بازی با مقاومت یکی از آقایان لهجه دار در فدراسیون که لهجه اش با جدی ترین رقیب پرسپولیس یکی بود با مسئولین پرسپولیس وقطبی تماس می گیرد واعلام می کند که او برای تیم ملی انتخاب شده است ،بنده خدا قطبی هم که سالها از فرهنگ غنی ما به دور بود و نمی دانست اینجا همه در کار پلتیکند قبل از بازی در رختکن موضوع را اعلام ودر واقع خدافظی می کند تا بعد از بازی سرمربی تیم ملی شود غافل از اینکه شب همان روز علی دایی که به گفته خودش همیشه با خدا در حال لابی کردن است به عنوان مربی تیم ملی انتخاب وبه مردم معرفی خواهد شد ،از اینجا بود که قطبی دچار شوک شد وخودش وپرسپولیس در سرازیری باخت ومساوی قرار گرفتند وتیمی که می باید چند هفته جلوتر قهرمان می شد با درایت آقای لهجه دار تا آخرین دقیقه بازی آخر قافیه را به حریف لهجه دار باخته بود اما از آنجا که خداوند جای حق نشسته وناظر بر اعمال ماست دستی از غیب برون آمد و دروازه تیم لهجه دار توسط بازیکن لهجه داری که در پرسپولیس بازی میکرد باز شد وقرمز ها را از فرش به عرش برد که انصافا هم باید قهرمان می شدندو آقای لهجه دار را عزادار کردند!!!!

و اما امسال:
بد یا خوب ،درست یا غلط،امسال قلعه نویی وتیمش چندین هفته متوالی صدر نشین بودند و دیگر تیم لهجه دار مورد نظر همان آقای لهجه دار در به در به دنبال استقلال بود اما فاصله هر روز بیشتر وبیشتر می شد تا اینکه این بار مسئله جانشینی علی دایی پیش آمد ، اقای لهجه دار قصه ما خیلی با سیاست جلو آمد و با مربیان زیادی صحبت کرده بود اما درست شب بازی استقلال با ام صلال در قطر با امیر قلعه نویی تماس می گیرد واز قطعی شدن مربیگری او در تیم ملی خبر می دهد اما این بار قبل از بازی قلعه نویی متوجه انتخاب مایلی کهن می شود و بر او آن می رود که دانم ودانی و امروز تیم ذوب آهن بالای سر استقلال قرار دارد و سرنوشت قهرمانی در روز آخر مشخص خواهد شد که احتمالا ذوب آهن خواهد بود،در اینجا قصد ندارم کار وتلاش کادر مربیان و بازیکنان وحتی مدیران ذوب آهن را خدای ناکرده بی ارزش جلوه دهم ،اصلا هنوز معلوم نیست که واقعا ذوب آهن بتواند بر فولاد خوزستان چیره شود همانطور که بعید نیست پیام مشهد در آخرین بازی استقلال را گلباران کند تا خودش در لیگ بماند ،اما این چه مسئله ایست دو بار در دوسال دو حرکت مشابه از آقای ""تاج"" در حالیکه دو تیم اصفهانی رقیب دو تیم محبوب پایتخت هستند سر می زند و از هیچ کس صدایی بلند نمی شود ؟؟؟؟
امیدوارم چنانچه این فرضیه درست بوده باشد این بار نیز حق به حقدار برسد و آقای لهجه دار در اینگونه حرکات کماکان ناکام بماند.

۱۳۸۸ فروردین ۳۱, دوشنبه

یکی بود، یکی نبود


یکی بود،یکی نبود،سالها پیش یه پسرک با مادرش از یکی از شهرهای شمالی راه افتادند، اومدند تهرون،پسرک تنها بود ،کسی رو به جز مادرش نداشت، خودش بود وخودش ویه مادر تک وتنها توی تهرون اون روز،پسرک در کنار درس کار هم می کرد،مثلا جلوی امجدیه دستفروشی می کرد،خلاصه این جوری اون روزا عشق فوتبال هم شد،از شانسش پرسپولیس اون روزا مظهر تیم های مردمی بود و هر چی آدمای اون دوره که از تاج وتخت وتیم تاج وخلاصه شاه بدشون میومد می شدن پرسپولیسی ،این پسرک قصه ما هم قرمز شد ،این بار یه قدم هم به تیم نزدیک تر شده بود ،حالا دیگه شده بود توپ جمع کن قرمزا ،پشت دروازه قرمزا چه حالی برای خودش می کرد ،خلاصه یواش یواش به جایی رسید که شد بازیکن همون تیم،جوون بود که اوضاع شلوغ شد ،رژیم قبلی سرنگون شد وجمهوری اسلامی شد ،پسرک که حالا دیگه دانشجو هم بود شد کارمند دستگاه ورزش ودر کنارش تو تیم محبوبش یه خط در میون بازی هم میکرد البته من از بازی هاش به جز شوت هاش چیز خاصی یادم نیست، اما بالاخره چون بچه مذهبی بود ومورد توجه هم بود ،اون سالا یه تیم تشکیل شد که بره مسابقات آسیایی دهلی نو، این پسرک ما که حالا دیگه واسه خودش مردی شده بود شد عضو اون تیم ورفت دهلی نو ،جایی که تیمهای ریز ودرشت آسیایی با رهبراشون اومده بودند ،بماند از کارهای غیر ورزشی این آقا خوبه قصه !!اما همینقدر بدونید که تواون بازیها درسی با مشت به داور مسابقه داد که هنوز طرف دستش رو به چونش گرفته تا درد از یادش بره ،روزگار گشت وگشت این آقا خوبه تو داخل وخارج میدون از این کارا زیاد کرد تا رسید به جایی که شد کمک مربی تیم ملی، توی همین دوره چنان درسی توی خارج از ایران به یه خبرنگار داد که بعدها یه روزنامه نویس یک آگهی طنز توی روزنامه ش نوشت به اسم ""باشگاه بوکس کهن""بماند که طرف رو به صلابه کشید وجز اولین شکایات مطروحه شد از عالم ورزش به عالم غیر ورزش خلاصه هی گذشت وگذشت ،تا این آقا گلی ما شد مربی تیم ملی ""فکر نکنید با پارتی بودا ،نه ازون بهتر نداشتیم ""اینو خودش میگه،الحق و والانصاف تا حدودی خوب نتیجه گرفت اما توی مراحل حساس چون اصولا آدم عصبی بود نتونست درست تصمیم بگیره و قهرمانی رو با سومی عوض کرد،دوباره مسابقات بعدی وجام جهانی،تیمی که ساخته بود عین ساعت دقیق کار می کرد بماند که چه بازیکنای شایسته ای رو همینجوری وروی تعصبات رنگی کنار گذاشت تاامثال"" اوستا اسدی"" رو بازی بده ،رفت ور فت تا رسید به مسابقه های حساس ،حالا دیگه اینجا بودن اون بازیکنا ضروری بود ونبودنشون بد جوری به چشم میومد ،خلاصه از نبودنشون ضرر کرد وبه قطر باخت وبر کنار شد تا تیمی رو که ساخته بود یه لوک خوش شانس از دهاتهای برزیل بیاد وتحویل بگیره و به کمک یه مربی ایرانی همون بازیکنایی رو که داداشمون کنار گذاشته بود دعوت کنه وخلاصه به ضرب وزور دعا و شانس واین حرفها بریم جام جهانی ،آقا خوبه بعد تیم ملی خیلی جاها رفت اما دیگه مربی نشد که نشد ،حتی یکی دو تیم رو به دسته پائین تر فرستاد،تا امسال که اومد وتیم در حال سقوطی رو تحویل گرفت وانصافا خوب نتیجه گرفت ،از این ور دشمن خونیش توتیم ملی داشت تیمو به قهقرا می برد یه هو گفتند بیا واین تیم رو تحویل بگیر و این حرفا(البته این وسط خیلی اتفاقات مثل شکایت کشی ودر گیری با بازیکن و.....اتفاق افتاد که گذشتم)آقاهه اومد شد دوباره مربی تیم ملی اما به جای اینکه از گذشته درس بگیره شروع کرد تمام اون چیزهایی رو که براش عقده شده بود بروز دادن وتیم ملی روبه حاشیه بردن ،اول تو بازی با داور درگیر شد ،بعد تو روزنامه ها با مدیر سابقا قرمز در گیر شد ،بعد تو باز ی با استقلال با وقت کشی فحش خورد (بازیکنی که قرار بود تعویض بشه از لب خط برگردوند تا ابی ها این مسئله رو وقت کشی تلقی وفحاشی کنند) بعدش وقتی تو اتاق کنفرانس مربی آبی ها مصاحبه می کرد با عصبانیت قدم می زد و بعد هم آنچنان تو کار طرف گذاشت که نگو و نپرس ،بعدش نوبت برنامه تلویزیونی و داور و مجری و..............شد ،خلاصه همه شدن دشمن خونی !بعد از یه گفتمان ناخوشایند یه بیانیه برای خبرگزاری ها فرستاد وتو اون همه رو شعبان بی مخ،بی سواد،نوچه باز ،نا لوطی و......معرفی کرد و کلی حاشیه دیگه!
آقای مایلی کهن:
به من مربوط نیست که در گذشته که بوده وچه کرده ای ،آنچه برایم مهم است سرنوشت تیم ملی در راه صعود به جام جهانیست،با این سری که تو گرفته ای بعید می دانم به سر منزل مقصود برسی ،تو را به جان نعیمت که دوستش می داری اگر می خواهی به همین روش ادامه دهی پیش ازین که برکنارت کنند استعفا بده ،چون این ره که تو می روی به ترکستان است،لطفا این اندک شانس را هم از ما نگیر.....
شما فهمیدید کی به کی بود؟

۱۳۸۸ فروردین ۳۰, یکشنبه

فولاد مواظب باشد




با مجید جلالی حرفی دارم
مجید جلالی را البته به عنوان یک مربی تحصیل کرده وبا اخلاق دوست دارم ومی دانم که او پرچمدار فوتبال با برنامه در بین مربیان ایرانیست اما او این روزها چشمان زیادی را نظاره گر خود می بیند و معلوم نیست بتواند از این بازی بزرگ سربلند بیرون بیاید.
در نیمه شب جمعه ایشان در برنامه ورزش دو می فرماید :من در مکتب شاهین و وحدت، تربیت وفوتبال بازی کرده ام و بزرگان ما قبل از فوتبال به ما درس جوانمردی و ........ می دادند .
خدمت این آقا معلم فوتبال ایران عرض می کنم آری حق با شماست آنها می گفتند وخیلی ها از جمله شما شنیدید اما مهم به کار بستن نصایح آن عزیزان است و به صرف شنیدن که برای کسی امتیاز محسوب نمی کنند،شما در آن زمان که در پاس بودید و با استقلال در کورس قهرمانی،زمین وزمان را به هم دوختید و به پشتوانه آن خبر گزاری وابسته به پاس آنچنان عرصه را به استقلال تنگ کرده ودر آخر در یک بازی مشکوک در برابر همین فولادی که آنروزها نماینده ایران در آسیا هم بود ................بماند!!!؟؟؟؟
آقای جلالی عزیز: گفتید سرنوشت هر تیمی دست همان تیم است از این حرفهایتان بوی خوبی به مشام نمی رسد،چرا که قبلا از این عقیده ها نداشتید ،شما با علم به اینکه استقلال در صورت برد شما به قهرمانی امیدوار می شود باید تمام تلاشتان را نه برای قهرمانی استقلا ل که برای اعاده حیثیت از خودتان به کار ببندید و در این مورد که میگوئید سرنوشت دست خود تیمهاست با شما هم عقیده ام ،از کجا معلوم که استقلال بتواند در خانه پیام مشهد پیروز از زمین خارج شود تا جشن قهرمانی بگیرد؟

۱۳۸۸ فروردین ۲۹, شنبه

محمد مایلی کهن بخواند


سخنی با مایلی کهن:

آقای مایلی کهن عزیز،ای شمایی که مصاحبه بعد از بازی با استقلال از همه وهمه انتقاد می کنی و لیورپول وچلسی را به یاد ما می اوری،عزیزم مربی لیور پول ویا چلسی در حین بازی آنهم با موبایل ابتدا دستور تعویض بازیکن را نمی دهد وآنگاه که بازی برای تعویض متوقف شد و بازیکن در حال خروج را از بالا دستور نمی دهد که نه! از بازی بیرون نیا!
آقای مایلی کهن ،بنده از اولین نفراتی بودم که در نیمه شب آنشب ظاهرا کذایی برایت پیام تبریک فرستادم و متذکر شدم به عنوان سرمربی تیم ملی از بازیهای رنگی اجتناب کنید وفقط به فکر فوتبال ایران ورفتن به جام جهانی باشید .
آقای مایلی کهن،شما الان در ابتدای راه مربیگری مجدد در تیم ملی هستید کاری نکنید که نیمی از تماشاگران ایرانی را با خود دشمن کرده وآنگاه که احتمالا از صعود باز ماندید بهانه گیری کنید که آن عده به هدفشان رسیده اند.
آقای مایلی کهن،برادر محترم ،شما خودت کبریت اختلاف را به خرمن تماشاچیان کشیدید پس لطفا مراقب رفتار وکردارتان باشید که قدما گفته اند:
آنکه باد می کارد طوفان درو می کند
**********************************
باقی بقای تو
به امید صعود تیم ملی فوتبال ایران

۱۳۸۸ فروردین ۲۸, جمعه

چرا ذوب آهن قهرمان نشود

بزرگترین دلیل برای صدر نشینی واحتمالا قهرمانی ذوب آهن در لیگ امسال شاید آنطور که باید مورد توجه قرار نمی گیردثبات است.
در تمامی برنامه های تلویزیونی و در کلیه نوشته های روزنامه ها ومجلات تنها چیزی که در خصوص تیم ذوب آهن نوشته و گفته نمی شود همین ثبات است که متاسفانه در ورزش، علی الخصوص فوتبال ما کیمیاست،در این فوتبالی که هر دقیقه وهر ساعت مدیریت ها در حال تغییر است ودر همین فوتبال که هستند وبودند تیمهایی که به سان نوشیدن یک لیوان آب مربی عوض می کنند(استقلال پارسال و پرسپولیس امسال نمونه عینی) تیم ذوب آهن با یک هیت مدیره خوب ویک مدیر عامل فعال ومربی کاربلد وکم ادعا اما حرفه ایی ویک کادرفنی قوی (توجه کنید مجید صالح که امروز در اصفهان به آقای لپ تاپ معروف شده اول فصل قلعه نویی او را به عنوان فقط آنالیزور می خواست نه کمک مربی) و بازیکنانی که چند سال است با کمترین تغییر در کنار هم بازی می کنند ،بنابر این شایسته است تا از ثبات مدیریت این تیم هم ستایش شود ویادی ،البته خیلی از عوامل دیگر نیز در صدر نشینی وقهرمانی ذوب اهن دخیل است که ان هم برای سایر تیم ها مساویست عواملی مثل مسائل پشت پرده که هیچ کس نمی تواند منکر وجود آنها شود.

۱۳۸۸ فروردین ۲۷, پنجشنبه

هفته ماقبل آخر لیگ برترفوتبال ایران


هفته ماقبل آخر فوتبال باشگاههای برتر ایران با انجام بازیهای هم زمان در شهرهای مختلف امروز به اتمام میرسد که طی آن داماش برای استفاده از آخرین احتمالات در ورزشگاه سردار جنگل به دیدار برق شیراز سقوط کرده میرود ،مقاومت سپاسی در حافظیه میزبان پیام خراسانیست که برای ماندن انتحاری بازی خواهد کرد،استقلال اهواز با خداداد عزیزی میزبان پرسپولیس است و در اندیشه کسب امتیاز از تیم محبوب تهران برای فرار از منطقه سقوط،ابومسلم در مشهد پذیرای سپاهانیست که برای کسب سهمیه آسیا در حال تلاش است ،پیکان قزوین این بار بدون مدیر روستا در شهرش میزبان مردان بگوویچ است واز پاس همدان پذیرایی خواهد کرد،راه آهن هم با مدیریت انصاری فر کوچک به مصاف فولاد خوزستان خواهد رفت بی آنکه کسی بداند آیا واقعا محمود یاوری با پیام خراسان زد وبندی داشته که برکنار شد یا نه،بازی بزرگ این هفته بین صبای قم ومس کرمان خواهد بود آنجا که هر دوتیم برای کسب سهمیه آسیایی در تلاشند،و در اخر دو بازی بزرگ وسر نوشت ساز قهرمانی بین استقلال وسایپا در تهران وذوب آهن وملوان در فولادشهر برگزار خواهد شد که امیدواریم سایه شوم تبانی وباخت وبرد های رفاقتی از سر تمام تیم های ایرانی رخت بر کنده و شاهد بازیهایی جوانمردانه از کلیه بازیکنان باشیم .

۱۳۸۸ فروردین ۲۵, سه‌شنبه

زرینچه اظهاراتش را پس گرفت


ماجرای زرینچه و بحث تبانی:
جه کار دارم که به آقای زرینچه بگویم کیست واز کجا آمده است،چکار دارم که بگویم آقای زرینچه بد کردی و بد موقعی تیم را به حاشیه بردی ،چکار دارم که بگویم آقای زرینچه تو خودت پدر بزرگ همه ی تبانی ها بودی !نه به نفع استقلال که علیه استقلال وحجازی در آن بازی معروف باسایپا که حجازی را با کمک برومند و شرکا مفتضحانه از استقلال راندید و دیدید که حجازی همچنان حجازی ماند ومحبوب اما اگر امروز از برومند آدرسی دارید سلام مرا هم به او برسانید ،چه کار دارم که بگویم کاش دهانت را می بستی ودو هفته دیگر هم صبر می کردی و بعد این اراجیف را به زبان می آوردی وحتی امیر قلعه نویی را به قتل هم متهم می کردی،چه کار دارم که بگویم اگر نبود آن پیر مرد جنوبی که خدایش بیامرزد تو هنوز هم در تیم ژاندارمری در دسته سوم باشگاههای تهران بازی می کردی،چه کار دارم که بگویم اگر همین فوتبال نبود توهنوز هم در کنار پدرت باید شغل بقالی را ادامه می دادی که در خوشبینانه ترین حالت صاحب یک سوپر مارکت بودی،چه کار دارم که بگویم که تمام محبوبیتت را از همین تیم آبی پوش که دیگر شک دارم دلبستگی به آن داشته باشی به دست آورده ای،چه کار دارم که بگویم تو از اول هم دلت با ما نبود آن هنگام که تیم کشاورز تشکیل شد و تو به همراه بابازاده و حسن زاده به کشاورز رفتی آنها قبل از شروع فصل برگشتند اما تو همچنان با وجود کمبود دفاع راست در استقلال در آن تیم ماندی تا دوران دو سه ساله قراردادت را بگذرانی و در نزدیکی های بازنشستگی به استقلال برگردی،به هیچ کدام از اینها کاری ندارم ،اصلا به من چه که به قلعه نویی افترا زدی ،به من چه که آن دفاع راست همیشه معترض را که یک خط در میان در استقلال جنجال می آفرید والان بازبکن توست چطور با تو همراه شد ،یا آن بازیکن ریز نقش تبریزی را که مدعی بود امیر او را نابود کرده چرا بعد ازاستقلال حتی در تیم همای دسته اول جایی برای بازی پیدا نکرد،از بازیکنان قد ونیم قد دیگر می گذرم اما چیزی را که به آن کار دارم اینست که چطور با یک اظهار نظر بیجای تو ممکنست استقلال قهرمانی را به ذوب آهن واگذار کند ،راه رسیدن به نیمکت استقلال این نبوداگر می خواستی امیر را زمین بزنی راهش سر بریدن استقلال نبود ،قبول کن آدرس را اشتباهی رفته ای سرت را پایین بگیر ودعا کن که در ادامه ذوب آهن امتیاز بدهد که اگر اینطور نشود تو یک منفور ابدی خواهی ماند و دیگر در این تیم جایی نداری....

۱۳۸۸ فروردین ۲۴, دوشنبه

اینجا فقط ایران .....

دوستم سینا پیام گذاشته وخواسته منظورم را از اینکه عده ای شعور فوتبالی ندارند ،بداند واینکه چرا از بلاگفا به اینجا نقل مکان کرده ام،برای سینا واحتمالا کسانی دیگر که این سئوال را شاید در ذهن داشته باشند می نویسم.
وقتی استقلال با تمام قوا در برابر ام صلال در قطر باخت و پیش از آن تیم ملی در ورزشگاه آزادی در برابر چشم بیش از یکصد هزار تماشاچی میخکوب عربها شد می رفت که فوتبال ایرانی دچار یک سرخوردگی بزرگ در برابر اعراب شود که خوشبختانه پرسپولیس در برابر الغرافه قطر (به قوی وضعیف بودنش کاری ندارم و اصولا ارزشی هم ندارد)پیروز شد تا از یک فاجعه بزرگ جلوگیری کند ،اینجا به عنوان یک ایرانی فوتبالدوست""نه استقلالی"" بر خودم واجب دیدم مطلبی بنویسم و از این تیم تشکر کنم ،ظاهرا این به مزاج یک آقای ظاهرا انسان نمای استقلالی خوش نیامده وآنچه که لایق خودش و خواهر ومادر وتمام اقوامش بود به بنده نثار کرد ، خوب منی که پیش از ین نیز با نوشته هایم ثابت کرده بودم در این جور مواقع نام ایران را به هر چیز دیگر ترجیح می دهم تصمیم گرفتم ازین پس اصلا بحث باشگاهی را فراموش کنم و با رعایت آبی دوستی از کل فوتبال مطلب بنویسم ،پس وعده ما ازین به بعد در فوتبال ایرانی.......

۱۳۸۸ فروردین ۲۳, یکشنبه

برای آشنایی پیامی از سایت قبلی را بخوانید

درباره مایلی کهن:

نه اینکه حافظه فراموش کاری داشته باشم ، نه اینکه فکر کنید مایلی کهن را به سبب رابطه فامیلی دوست دارم،نه اینکه فکر کنید از یاد برده ام دور قبلی که او مربی تیم ملی بود چه بر سر بازیکنان آبی پوش آورد ،نه اینکه فکر کنید او را به سبب ترجیح دادن استاد اسدی به پاشازاده ای که در مقابل استرالیا دو گل مسلم را از روی خط بیرون آورد بخشیده ام و نه اینکه اورا برای هزار ویک مسئله حاشیه ای از حوادث بازی های آسیایی دهلی نو بگیر تا زدن مشت (بخوان هوک چپ وراست )به چانه آن خبرنگار را ازیاد برده ام که حافظه ای بس قوی تراز اینها دارم ،حال دلیلی که باعث می شود به او بابت مربیگری تبریک بگویم شاید یکی به این علت باشد که اولا در این برهه از زمان که بازیهای محدودی در پیش داریم تنها کسی که بتواند رفرمی در تیم ایجاد کرده و انگیزه را به جسم بی جان این تیم در حال موت بدمد همین محمد مایلی کهن باشد به هر حال امید وارم او فقط با یک اتحاد ملی ""چیزی شبیه یک دولت فرا جناحی"" تیم ملی را در بازیهای آینده ارنج وبه زمین بفرستد تا احتمالا به جام جهانی برویم که تنها راه همین همدلیست که از هم زبانی بهتر است.

ماجرای واترلو،ناپلئون و استقلالی ها:

در تاریخ آورده اند شاهان وبزرگان زیادی از جمله ناپلئون بناپارت در جنگ واترلو ،نادر و رضا شاه و چند تای دیگر در حالی که در محاصره دشمن قرار داشته اند توسط کسانی از مهلکه گریخته ویا نجات یافته اند و تقریبا تمامی این این بزرگان به محض رهایی افراد منجی را به قتل رسانده اند ،حال می رسیم به این روزهای استقلال وامیر قلعه نویی و چند مدعی که تا به حال صدایشان در نیامده و حرفی نمی زدند اما به محضی که بوی قهرمانی را درنزدیکی استقلال حس کردند شروع به سمپاشی علیه استقلال و شخص قلعه نویی کرده اند ،در خصوص صحت یا عدم صحت گفتارشان حرفی ندارم امااین دایه های دلسوز تر از مادر باید به یاد داشته باشند که در صورت واقعیت مسئله خود آنها متهم ردیف اول خواهند بود که مطمئنم خیلی زود مسئله را به کلی منکر خواهند شد ،هر چند امیر را به درجه افتخاری ژنرالی مفتخر کرده ایم اما او هرگز قدرت دادن حکمی نظیرآنچه ناپلئون ودیگران داده اند را نداشت که اگر داشت احتمالا همین کار را در مورد همین آدمهایی می کرد که در بالا نگاشته شد .
در این میان چند نفر دیگر که از بابت بازی ندادنشان توسط قلعه نویی دلخور بودند به داخل گود آمده وآنچه می خواست دل تنگ شان به زبان آوردند ،به این دسته از عزیزان هم باید عرض کنم مگر یک تیم فوتبال در آن واحد می تواند بیشتر از یازده نفر را به زمین بفرستد که توقع داشتید همیشه فیکس بازی کنید خدا انصافتان بدهد که از همه چیز برایتان واجب تر است.

بازی فردا مقابل فولاد:

فولاد یک تیم چغر وبه قول معروف دیر پز است که در اهواز از حمایت تماشا گران خودی نیز بهره مند است امیدوارم امیر قلعه نویی تیمی را به زمین بفرستد که مثل بازی مقابل ام صلال ترسو وبزدل نباشد چون اینجا دیگر بهانه ای نظیر تماس ""تاج""مبنی بر مربی گری تیم ملی ندارد و درصورت نتیجه ای غیر از برد مقابل این تیم،ذوب آهن را بالای سرش خواهد دید چونکه نغمه هایی از شیراز می رسد که حکایت از اوضاع وخیم این تیم شیرازی و""مدیر اصفهانی تربیت بدنی فارس"" دارد.