۱۳۹۱ دی ۶, چهارشنبه

این فوتبال هزار رنگ


این فوتبال هزار رنگ

بشارت نو/گروه ورزش

افشین معشوری - دایم می گوییم: فلان مدیر فوتبالی است و فلانی فوتبالی نیست! فکر نمی کنیم کدام یک از این مدیران عملکرد مناسبی داشته اند و کدام باعث سرشکستگی آن شده اند. شاید در بین همه ی کسانی که در سه دهه ی اخیر مدیریت فوتبال نیم بند ایران را بر عهده داشته اند« داریوش مصطفوی» موردی استثنایی به شمار آید. مصطفوی که نمونه ی بارز مدیران ورزشی و به قول معروف دارای سبقه ی فوتبالی بود؛ در سالهای پس از انقلاب به عنوان دبیر، رییس و سرپرست در فدراسیون فوتبال حضور داشته است. او که پیش از ان به عنوان بازیکن در باشگاه تاج سابق بازی کرده بود، در سالهای آخر فوتبال به باشگاه رقیب پیوست و مدتی نیز قرمز پوش شد؛ اما با آویختن کفشها آرام آرام مسئولیت های ریزو درشتی از دبیری فدراسیون تا مدیرعاملی باشگاه پرسپولیس را تجربه کرد. از مصطفوی به عنوان مدیری که تجربه ی حضور در دو باشگاه مطرح تهرانی را داشت، همواره انتظارات زیادی بود؛ اما در آن دوران حرفهایی دیگر می زد، نظیر اینکه:« در ۲۰ دقیقه قدر ۵۰ سال از علی آبادی یاد گرفته ام!» که اشاره به لیاقت مدیریتی محمد علی آبادی(رئیس وقت سازمان تربیت بدنی) بود؛ اما حالا بعد از گذر از دوره ی مسئولیت و اینکه می داند دیگر علی آبادی در سازمان نیست، می گوید:« 20 سال رئیس بودم ، اسمم هم مدیر فوتبالی بود اما هیچ اختیاری دستم نبود!» و در ادامه معتقد است:« آنچه در دهه ی دوم بعد از انقلاب شکل گرفت، این بود که جوان های عاشق فوتبال که رویای شان دیدن ستاره های فوتبال از نزدیک بود ، شدند مدیران تیم ها و متولیان ورزش، آنها به دنبال دستیابی به عقده های دوران کودکی شان بودند. ما حرفه ای نشده بود، آماتور بودیم و این شکل از مدیریت، بله من 20 سال مسئولیت داشتم؛ اما چه مسئولیتی که اختیاری نداشتم. برای اینکه مربی بیاورم باید می رفتم دفتر رئیس سازمان، هر چیزی باید از آنجا هماهنگ می شد!» او در حساس ترین دوره ی فوتبال ایران که فیفا شمشیر را از رو برای محرومیت ایران بسته بود،  گفت:« فیفا هیچ غلطی نمی تواند بکند و...» حالا حرفهای تازه ای به زبان می آورد. معلوم نیست این میز با آدمها چه می کند که حتی فوتبالی ترین مدیر فدراسیون- به زعم خیلی ها- این گونه تغییر ماهیت می دهد و به راحتی گذشته و اقدامات خود را زیر سئوال می برد؟ شاید بهترین جمله را در خصوص داریوش مصطفوی، مرحوم حسین فکری در خبرورزشی آن سالها نوشته باشد، او نوشت:«داریوش شاید رنگرز خوبی باشد؛ اما یقینا رئیس فدراسیون خوبی نیست»  انگاربه قول سهراب:«چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید»

 

پرسپولیس و مربی هایش


یک مغالطه ی قرمز

افشین معشوری - حالا آش آنقدر شور شده که مدیرعامل باشگاه پرطرفدار تهرانی جلوی بیننده ی تلویزیونی می گوید: من دروغ نمی گویم؛ اما نمی توانم راستش را هم بگویم. اینکه محمد رویانیان تا همینجایش را نیز اعتراف می کند، البته بسیار خوب و پسندیده است؛ اما اینکه بگوید: مبلغ درج شده در قراردادی که با مانوئل ژوزه بسته و به سازمان لیگ داده است را نمی داند، از دوحالت خارج نیست.

یکم:

 محمد رویانیان خواسته شوخی کند  و یا با«مغالطه» یی که یکی دوسال پیش توسط قاضی شریفی ورد زبان «عادل» شده بود، از پاسخگویی طفره برود که در این مورد خاص مصداق کامل همان دروغی است، که رویانیان مدعی است، نمی گوید . چگونه حرف مدیرعامل با هوشی  را باور کنیم که پس از ورود ورزشکاران المپیکی برای کسب وجهه و یا همراه کردن بخشی از جامعه ی ورزشکار با کسانی قرارداد می بندد، که خودش هم می داند به جز بار تبلیغاتی چیز دیگری برای او ندارد.

دوم:

مدیرعامل سرخ ها واقعا از جزئیات مبلغ قرارداد اطلاعی ندارد که این از محالات است؛ اما با فرض اینکه او از مبلغ قرارداد صوری ژوزه اطلاعی ندارد، باید بگوییم نتیجه همین گونه اقدامات و ندانستن ها، باعث بروز حوادثی است که این روزها در پرسپولیس می بینیم. چه کسی باور می کند که رویانیان از مبلغ درج شده در برگه ی قرارداد تحویلی قرمزها به فدراسیون مطلع نباشد؟

به هر ترتیب موضوع ورای این گفته هاست، مدیرعامل قرمزها که این روزها با صعود سرسام آور دلار مواجه است، درابتدای فصل با مشاوره ی غلط اطرافیان اش -که همین حالا هم دست از سر تیم و مدیرعامل برنداشته اند-،  پیرمردی لجوج را با قیمتی نجومی به ایران آورد تا به زعم خود از بار انتقادات پایان فصل گذشته بکاهد و ناکامی سال قبل را با نتایج خوب فصل جاری جبران کند؛ اما غافل از اینکه جمع کردن ارکستری که هر کدام از انها در جای خود نوازنده های خوبی هستند، نیاز به رهبری دارد تا به راحتی بتواند آنها را به هارمونی برساند. اینکه چند هفته یی است سردار رویانیان می خواهد یحیی گل محمدی یا هر مربی دیگری را به جای ژوزه بگمارد، نه چیز تازه یی در دنیاست و نه مقوله یی است که سابقه ی قبلی نداشته باشد؛ اما بازی با اذهان عمومی و ساده انگاشتن تماشاگر و هوادار پرسپولیس گناهی نابخشودنی است. در حالیکه رویانیان مدعی است با ژوزه به توافق رسیده تا بخشی از قراردادش را تخفیف بدهد و با گرفتن مابقی قید حضو در تیم را بزند، خبر می رسد نه تنها او همه ی قرارداد را می خواهد و صحبت از شکایت به فیفاست، که در تمرین  این تیم با هواداران در گیر شده است. او که برای دیدار با بازیکنان و مسئولان پرسپولیس به هتل المپیک رفته بود، پس از اینکه  موفق نشد به هدف اش برسد به هتل برگشت؛ اما چند تن از لیدرهای پرسپولیس را دید که مقابل هتل تجمع کرده‌اند و می‌خواهند با او صحبت کنند. مرد پرتغالی با دیدن لیدرها- که 10 نفر بودند-، به سمت آن‌ها رفت. یکی از لیدرها گفت: ما آمده‌ایم دلیل نتایج ضعیف پرسپولیس را از شما بپرسیم و بگوییم چرا استعفا نمی‌دهید و بروید؟ چرا با علی کریمی آن‌ کارها را کردید؟ ژوزه که بی‌نهایت عصبانی بود، گفت: من می‌دانم که شما از طرف چه کسی اینجا آمده‌اید. شما از طرف باشگاه آمده‌اید تا من را بترسانید که استعفا بدهم و بروم. ژوزه حتی قصد داشت یک نفره با لیدرهای پرسپولیس درگیر شود که با دخالت ماموران هتل و دستیاران اش از این اتفاق جلوگیری شد، سپس از مسئولان هتل خواست که به پلیس زنگ بزنند تا این افراد را ببرند. او پس از اینکه کمی آرام شد در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشی ایسنا گفت:« من به هیچ عنوان با این افراد صحبتی ندارم. رویانیان طرف من است نه این افراد. می‌دانم که آن‌ها از سوی باشگاه آمده‌اند تا من را بترسانند که زودتر از ایران بروم؛ اما به آن‌ها بگو کور خوانده‌اند. من تا پولم را نگیرم از ایران نمی‌روم».

حال با توجه به اتفاقات روی داده، باید منتظر شده و دید آیا همچنان رویانیان به دنبال تخفیف گرفتن از مانوئل است؛ یا با پرداخت مبلغ قرارداد این پیرمرد، موضوع را فیصله خواهد داد. به هر حال، هر تازه از راه رسیده یی می داند در ماجرای مربی پرسپولیسی ها - علی رغم اینکه معتقدیم کلاه گشادی سر رویانیان رفته است-، قانون جانب این پیرمرد فسیل را خواهد گرفت.

۱۳۹۱ دی ۱, جمعه

پای لنگ جام حذفی


پای لَنگ جام حذفی

بشارت نو
افشین معشوری - بالاخره بعد از گفت و شنودهای بسیار، رقابت های فوتبال جام حذفی باشگاه های کشور لنگ لنگان آغاز و چهره ی تیم های راه یافته به مرحله ی بعد مشخص شد. بسیاری از تیمها که پیش از این تمایل خود را برای شرکت در این جام اعلام کرده بودند انصراف دادند؛ اما با همه ی کاستی ها،  حضور تیم های لیگ برتری نوید مسابقاتی خوب را می دهد. تاکنون 9 بازی از جام حذفی  برگزار شد و بازی تیم های مس رفسنجان - برق شیراز، تراکتورسازی تبریز - آلومینیوم هرمزگان، فجر سپاسی - سنگ آهن بافق، صبای قم - نفت ‌مسجد‌سلیمان و راه آهن در برابر شاهین بوشهر  به دلیل حضور نیافتن تیم های برق، آلومینیوم، سنگ آهن، نفت مسجد سلیمان و شاهین بوشهر سه بر صفر به نفع  حریفان اعلام شد. آخرین دیدار این مرحله نیز  چهارشنبه ی هفته آینده بین تیم فوتبال پرسپولیس تهران و ملوان بندرانزلی  در ورزشگاه آزادی خواهد بود.

سپاهان اصفهان 2 - فولاد خوزستان یک

سپاهان موفق شد با گلهای محمد غلامی در  دقیقه ی 9 و محمدرضا خلعتبری دردقیقه ی 85 دربرابرتنها گل اولیویرا در  دقیقه 59 برای فولاد خوزستان، از سد این تیم بگذرد. فولاد که از تیم های خوب این فصل لیگ برتر است با هدایت حسین فرکی امید به صعود به مراحل بالاتر جام حذفی را داشت؛ اما تجربه ی سپاهان کارساز شد، تا با حداقل اختلاف از سد تیم جوان و خوش آتیه ی فرکی بگذرد

شهرداری یاسوج  4-   مس کرمان یک

شهرداری یاسوج، تیم شگفتی ساز یکی دو سال گذشته ی جام حذفی؛ این بار مس کرمان را با گلهای محمد پورمند در دقیقه ی 21، مصطفی چراغی 56 و میلاد جعفری دقایق 92 و 93  در برابر تک گل رضا عنایتی در دقیقه ی 38 برد، تا قاسمپور با خیال آسوده تیمش را برای لیگ آماده کند. مسی ها که در لیگ حال و روز خوبی ندارند، موفق شدند رضا عنایتی را که در نیم فصل ساز جدایی می زد، در تیم شان حفظ کنند تا آماده تر از نیم فصل اول پا به مسابقات بگذارند.

 نیروی زمینی یک - صنعت نفت آبادان 3

نیروی زمینی که میزبان صنعت نفت آبادان بود، با نتیجه ی سه بر یک مغلوب شد. گلهای این بازی را علی سلمانی مقدم دقیقه ی 71 برای نیروی زمینی و رضا خالقی فر23، بهنام برزای 65 و رسول نویدکیا دقیقه ی 85 برای صنعت نفت آبادان به ثمر رساندند.

سایپای شمال یک - مس سرچشمه صفر

سایپای شمال هم با گل به خودی  دقیقه ی 62 مدافعان مس سرچشمه از سد حریف گذشت، تا پا به مرحله ی یک هشتم نهایی بگذارد.

پارسه ایرانیان یک - داماش گیلان 3

داماش گیلان که در آخرین بازی اش در لیگ، استقلال  تهران را مغلوب کرده بود، این بار در برابر  پارسه ایرانیان سه بر یک به پیروزی رسید. گل های این بازی را محمدرضا ایپک چی دقیقه ی 85 برای پارسه، علیرضا جهانبخش  26،  مرتضی ابراهیمی  44 و بوبک کبه  دقیقه ی 69 برای داماش گیلان به ثمر رساندند.

ابومسلم 2 - پیکان صفر

ابومسلم با دو گل پیکان تهران را از پیش رو برداشت. این بازی حاشیه هایی را نیز به همراه داشت تا مشخص شود سیاه جامگان مشهدی انگار خیال فراموش کردن حاشیه ها را ندارند، حیف از خراسان رضوی است که در لیگ نماینده یی ندارد. گلهای ابومسلم در دقیقه 32 (گل به خودی مدافعان پیکان) ومحسن آذرپاد دقیقه 55 به ثمر رسید.

ذوب آهن اصفهان یک - حفاری اهواز صفر

فرهاد کاظمی و یارانش در دقیقه هشتم وقت اضافه ی دوم تیم حفاری اهواز را مغلوب کردند تا کاظمی نفسی به راحتی بکشد. مهدی رجب زاده در دقیقه ی 98 تنها گل این بازی را به ثمر رساند تا در زمان باقیمانده ی نقل و انتقالات نیم فصل، ذوبی ها فکری به حال یارگیری شان کنند.

استقلال اهواز 2 - گهر دورود 3

تیم محمد مایلی کهن در برابر آبی های اهواز با گلهای احمد بوعذار در دقیقه 5 و  رضا جابری  114 برای استقلال اهواز و امین ترکاشوند دقایق 17 و 97 و تقی نایبی دقیقه 120 برای گهر دورود، به پیروزی رسید تا مایلی کهن به دیوار سخت استقلال و قلعه نویی بخورد. پیش بینی می شود این بازی حاشیه های فراوانی را به همراه داشته باشد، کری خوانی های خاص مایلی کهن و قلعه نویی این بازی را حساس تر از حتی مسابقات لیگ خواهد کرد. مدیران تیم گهر از هم اکنون اعلام کرده اند این بازی را باید در دورود برگزار کنند؛ اگرچه آیین نامه می گوید محل بازی با قرعه کشی مشخص خواهد شد.

استقلال تهران 4 - سایپای کرج صفر

استقلالی های تهران در روزی که خوش بین ترین هوادار این تیم نیز باور نمی کرد؛ با 4 گل آرش برهانی در دقایق 46 و 66، فرزاد حاتمی 64 وکاماچو 92 به پیروزی رسید تا به علاقه مندان شان اعلام نمایند که فصل نقل و انتقالات را بیکار نبوده و خریدهای مناسبی داشته اند. استقلالی ها در این بازی همه ی خریدهای تازه را رو کردند و بازیکنان جدید نیز نمایش خوبی داشتند. باید دید آیا در مسابقات آینده بازیکنان جدید همینگونه با انرژی و انگیزه به میدان خواهند رفت یا پس از مدتی بدل به بازیکنانی نیمکت نشین خواهند شد؟ از دیگر اتفاقات این بازی حضور مثبت و تاثیر گذار مجتبی جباری بود که مسلما از دغدغه های آبی های تهران خواهد کاست.

برنامه ی مرحله ی یک هشتم نهایی:

تراکتورسازی تبریز - داماش گیلان

سایپای شمال - فجرسپاسی شیراز

ذوب آهن اصفهان - شهرداری یاسوج

نفت تهران - با برنده پرسپولیس تهران و ملوان انزلی

سپاهان اصفهان - مس رفسنجان

راه آهن تهران - صنعت نفت آبادان

ابومسلم مشهد - صبای قم

استقلال تهران - گهر دورود

(تیم های میزبان پس از برگزاری مراسم قرعه کشی مشخص می شوند)

فوتبال ایران


یک هفته با فوتبال ایران

افشین معشوری - اتفاقات بد و خوب هفته ی گذشته، باعث شد تا یادداشت این شماره ی بشارت نو به سه موضوع اختصاص یابد. بازی تیم ملی ایران در مسابقات ایران در غرب آسیا، تغییرات مربیگری در پرسپولیس و حضور استقلال در گروه مرگ جام قهرمانان آسیا موضوعاتی است که نگاهی  به آنها خواهیم داشت.

یکم

 تیم ملی ایران با هدایت کارلوس کی روش در مسابقات آسیا شرکت کرده، تیمی که تنها 3 جلسه بازیکنانش کنار هم بوده اند. کی روش در این بازی دست به ابتکاری جدید زده و بازی را از بالای سکوها تماشا کرد، او در این باره می گوید:«تصمیم گرفتم جایی پشت نیمکت بنشینم که از بالا بتوانم با تمرکز بهتری بازی بچه ها را زیر نظر داشته باشم. این طوری بهتر می توانستم روی بازی تیمم نظارت داشته باشم.» جالب اینکه مربی  تیم عربستان (فرانک رایکارد) هم بازی را از روی سکوها تماشا می کرد و کارلوس با سپردن تیم به دست امید نمازی سعی کرده بود مانند عربها عمل کند.

کارلوس همچنین معتقد است :« به نظرم ما بازی را کمی عصبی و با استرس شروع کردیم؛ اما در ادامه موفق شدیم تیم حریف را کنترل کنیم. فکر می کنم تیم ملی در نیمه دوم نمایش بهتری داشت و تقریبا توانست بازی روانتری را به نمایش بگذارد، در این بازی، بازیکنان خوبی مثل مهرداد اولادی یا خانزاده جوان و دیگر بچه ها را داشتیم ..»

کی روش قصد دارد در بازی های غرب آسیا از بازیکنانی استفاده کند که پیش از این کمتر فرصت حضور در تیم ملی را داشته اند. بازیکنان جوانی چون خانزاده ، صادقیان ، کریمی مهدی نظری و... امیدواریم فارغ از نتیجه ای که به دست خواهد آمد، جوانان فوتبال ایران در این مسابقات محک مناسبی بخورند.

 دوم

بالاخره انتظار به سر رسید و سردار رویانیان تن به تغییراتی در رده ی مربیگری پرسپولیس داد. مهمترین گزینه برای هدایت این تیم در ادامه ی لیگ ، یحیی گل محمدی است. او در صحبتی با محمد رویانیان، درباره ی این احتمال به مدیر قرمزپوشان پیشنهاد داده است برای حضور روی نیمکت پرسپولیس؛ یک چهره ی سرشناس و محبوب میان بازیکنان را هم کنار خود داشته باشد. گل محمدی می خواهد تا کریم باقری در کنارش به عنوان مدیرفنی حضور داشته  باشد تا در جمع کردن تیم به او کمک کند. کریم 2 سال قبل بی سر و صدا فوتبال را کنار گذاشت و از همان روز مدعی بود مربی نخواهد شد؛ اما سمت مدیر فنی تیم چیزی است که این بار آن را پذیرفته تا به سبک بازیکنان هم نسلش مانند: ماتیاس سامر، اولیور بیرهوف، مدیر اجرایی و فنی پرسپولیس شود!

ترکیب این دو، به همراه بازیکنانی چون مهدوی کیا و علی کریمی، اخلاق کریم در ایجاد فضای دوستانه و اندیشه های فنی یحیی گل محمدی می تواند شرایط بهتری را برای پرسپولیس به ارمغان بیاورد. باید دید اعضای کمیته فنی (استیلی، وطن خواه، پروین ، پیروانی ، جعفر کاشانی و ابراهیم آشتیانی) به این دو نفر اطمینان می کنند، یا گزینه ی دیگری  در سر خواهند داشت. اگر چه در آخرین دقایقی که نشریه به زیر چاپ می رود، خبر می رسد که کمیته ی فنی تا اطلاع بعدی سرمربیگری پرسپولیس را به یحیی گل محمدی سپرده است.

سوم

بالاخره جام قهرمانان آسیا قرعه کشی شد و تیم های ایرانی در گروه های مختلف قرار گرفته اند. استقلال که در گروهی سخت قرار گرفته از تیم های دیگر کار سخت تری را پیش رو دارد. آرش برهانی در این زمینه و حضور استقلال در جام حذفی و ادامه ی لیگ می گوید: «استقلال با وجود مشکلات زیادی که در نیم فصل اول با آن مواجه شد، نتایج بدی نگرفته و در نیم فصل دوم می‌تواند وضعیت بهتری داشته باشد. حالا جام حذفی شروع خواهد شد و بازی‌ها نیز فشرده تر می‌شود، من امیدوارم استقلال نیم فصل دوم را خوب شروع کند و تیم هم تقویت شود. جام حذفی قابل پیش بینی نیست ولی تلاش ما این است که بتوانیم عنوان سال گذشته را تکرار کنیم.»آماده شدن جباری و بازگشت او به میادین مهاجمان استقلال را خوشحال کرده و برهانی هم این موضوع را تایید می کند:«طبیعتا همین‌طور است. بازگشت مجتبی به نفع استقلال است و همه ی ما خوشحالیم. امیدوارم در نیم فصل دوم روزهای خوبی داشته باشیم.» او می گوید:«ما چند بازیکن را به دلیل محرومیت، مصدومیت و دلایل دیگر از دست دادیم و مشکلات و حاشیه‌های زیادی داشتیم. استقلال با یک بی‌پولی بی‌سابقه مواجه شد، ولی با همه ی این مشکلات با تیم صدرنشین هم امتیاز شدیم و این نتیجه ی بدی نیست.»

برهانی در در مورد گروهی که استقلال در لیگ قهرمانان آسیا در آن قرار دارد، می گوید:«اسمش را گروه مرگ گذاشته‌اند. مرگ پایان زندگی است و اگر ما هم از این گروه بالا نرویم، حذف می‌شویم. کار سختی داریم؛ اما باید صعود کنیم.همه ی تیم‌های این گروه خوب هستند. من با یکی از دوست‌هانم در امارات صحبت می‌کردم، او می‌گفت العین امسال خیلی خوب شده، الریان هم نسبت به گذشته پیشرفت کرده و قوی‌تر از سال گذشته شده است و الهلال عربستان را همه می‌شناسند.» امیدواریم استقلال و دیگر نمایندگان ایران در جام قهرمانان آسیا با شایستگی به مرحله ی نهایی صعود کنند.

۱۳۹۱ آذر ۲۵, شنبه

اسطوره ای که بود


اسطوره ای که بود

بشارت نو/ گروه ورزش
افشین معشوری- کم نیستند اسطوره هایی که در فوتبال جهان پس از آویختن کفش ها همچنان اسطوره می مانند. «ادسون آرانتس دوناسیمنتو» ملقب به پله، از برزیل همچنان در دنیا اسطوره ای به یاد ماندنی محسوب می شود، او پس از آویختن کفشها با یکی دو تجربه ناموفق کوچک، دریافت که توان حضور بر نیمکت داغ مربیگری را ندارد و پس از آن همواره در کنار فوتبال بوده؛ اما در مشاغلی که بیشتر جنبه ی تجاری داشته و یا در سمینارها به عنوان اسطوره  و نماد حضور داشته است. میشل پلاتینی -رئیس کنونی یوفا- نیز می تواند نمونه ی دیگر و نزدیک تری باشد که پس از تجربه ی مربیگری در تیم ملی فرانسه، دریافت مربیگری کاری نیست که او از انجامش برآید و پس از آن عطای مربیگری را به لقایش بخشید و برای همیشه کارهای اداری فوتبال را به عنوان حوزه ی فعالیت خود برگزید و به راهی رفت که امروز می بینیم  یوفا منظم ترین کنفدراسیون فوتبال تمام قاره هاست؛ اما در ایران همواره اسطوره های مان راه دیگری را برمی گزینند و آن قدر اصرار به ماندن می کنند که در آخر باید با آلات و ادوات مکانیکی آنها را از فوتبال جدا کرد.

علی پروین که به واقع یکی از چند بازیکن بزرگ ایران بود، سالهای پایان بازیگری اش همراه شد با تغییر و تحوالات اجتماعی و از همان زمان در کنار بازیگری، جامه ی مربیگری پرسپولیس آن سالها را به تن کرد و با استفاده از «کاریزمای خداداده اش» سالها توانست قرمزپوشان را هدایت کند و نتایج خوبی نیز بگیرد. با حرفه ای شدن این ورزش، آرام آرام دوره ی افول او در مربیگری آغاز شد؛ اما او هیچگاه باور نکرد که دوره اش پایان یافته است.

جدید ترین اقدام  سلطان سابق قرمزها  در پایان جلسه ی  کمیته فنی پرسپولیس بود. علی پروین در جمع خبرنگاران، خود را همه کاره ی فنی تیم معرفی کرد؛ اما رویانیان مدام تکرار می کرد:« پرسپولیس برای 48 ساعت و تا زمان تعیین تکلیف با مانوئل، به صورت موقت با نظارت علی پروین، زیر نظر یحیی گل محمدی  اداره می شود، تا تکلیف مربی تیم مشخص شود».

اما پروین که به روال سابق تعداد زیادی از یارانش دورش را گرفته بودند، خود را نفر اول فنی تیم نامید و در جمع خبرنگاران گفت:« الان باید به من تسلیت بگویید . باز بار تیم افتاد روی دوش من !» پروین می داند که فوتبال این روزها تفاوت زیادی با دوران اوج او کرده؛ اما مصرانه خواستار بازگشت به نیمکت است، نسخه های پیچیده شده توسط او، استیل آذین را روانه ی رده ی پایین تر کرده و سرمایه ی حسین هدایتی را بر باد، اگر چه حالا هدایتی پولهایش را جای دیگری در فوتبال سرمایه گذاری کرده است و درحالی که هنوز رویانیان درباره ی مربی پرتغالی  تصمیم نهایی را نگرفته، پروین می گوید: « این تیم را اگر دست من بدهند در لیگ حداقل سوم می شویم و در جام حذفی هم قهرمان» اما اینها همه ادعایی است که پیش تر در استیل آذین هم آزموده شد. نسخه ی سلطان برای هدایت پرسپولیس همان است که  برای استیل آذین پیچیده بود. نشستن روی سکو و کنترل تیم از راه دور، کاری که در استیل آذین با محمد خاکپور و بعد با امید نمازی کرد و پایان داستان، سقوط تیم پر هزینه ی حسین هدایتی بود.

پروین که مدعی است این تیم با 2 برد از بحران خارج می شود، باید بداند فوتبال دهه ی 60 و 70 با این روزها بسیار متفاوت است، بازیکنان آن دوران نه ماشین های میلیاردی سوار می شدند و نه از سکونت در برج های آنچنانی خبری بود! امروزه حتی بازیکنان رده ی سوم و چهارم نیز حاضر نیستند در بست در اختیار افکار کهنه شده ی پروینی باشند که شاید هنوز معتقد است بدن بازیکن باید در تپه های داودیه به قول خودش شلاق بخورد و آماده شود. امروز بازیکنان به جای تپه های داودیه و حرفهای محرک! ترجیح می دهند، در سالن و با دستگاههای مجهز بدنسازی کنند، به جای حرفهای محرک، از روانشناس استفاده می کنند و بسیاری از مقوله های دیگر که شاید هنوز علی آقا اعتقادی به انها پیدا نکرده باشد؛ اما او در خانه کسی مثل محمد پروین را دارد، می تواند از مشاوره ی رایگان او برای شناخت نسل امروز فوتبال بهره ببرد، می تواند از او بپرسد آیا حاضر است با افکار او بازی کند و یا ترجیح می دهد فشار کمتری را تحمل کند و با علم روز بدنش را آماده کند؟

پروین اگر چه بزرگ بود؛ اما هیچگاه نخواست باور کند بزرگ ماندن به حضور مستقیم او روی نیمکت ارتباطی ندارد. بکن بایر، کرویف و....را ببینید! آنها هم هر کدام برای خودشان اسطوره ای بودند، مدتی مربیگری کردند و بعد به کارهای جنبی فوتبال مشغول شدند و اسطوره ماندند.

آیا او این پروژه را آغاز خواهد کرد و آیا رویانیان با  خواست او موافقت خواهد کرد؟ در پرسپولیس امروزی بازیکنانی چون مهدوی کیا و کریمی را داریم  که خیلی هم رابطه ی گرمی با پروین ندارند، آیا «حاج علی» می تواند پرسپولیس دهه ی 60  رابرای رویانیان بسازد؟ بعید است چنین باشد، به هر روی شاید این باید و نباید ها منتج به ادامه ی کار مانوئل ژوزه در پرسپولیس شود، کسی چه می داند؟!

 

۱۳۹۱ آذر ۱۸, شنبه

احوالات مانوئل ژوزه و پرسپولیس


یک پیرمرد زِبِل

بشارت نو/ گروه ورزش

پیرمردی که از فوتبال تنها حرافی و رجز خوانی را می داند
افشین معشوری - پرسپولیس باز هم باخت تا رویانیان در آن سوی مرزهای ایران، - جایی حوالی سرزمین معروف مافیا- پیغام بدهد که در بازگشت او، کمیته ی فنی درباره ی مربی تیم اش تصمیم گیری خواهد کرد. نا گفته پیداست که صبر مدیرعامل سرخ ها که تا کنون علی رغم همه ی انتقادات، پای انتخاب غلط اش ایستاده است، به سر رسیده و در بازگشت تصمیات نوینی خواهد گرفت. معلوم نیست این پیرمرد عبوس را که لبخند زدن بلد نیست، چه می شود که اشتباهات گذشته که تصور می شد مانوئل از آنها درس گرفته، برگشته اند، باخت به تراکتورسازی بوی عقب گرد می داد و بوی بازگشت به همان عقایدی که روزهای نخست، عدم شناخت نامیده می شد.

مانوئل هیچ از خود پرسیده است چرا دفاع چپی که در  تیم ملی احسان حاج صفی را ذخیره خودش کرده بود، باید نود دقیقه ذخیره ی فشنگچی باشد؟ او که از ابتدای حضورش در پرسپولیس ناکامی هایش را به این و آن و مشخصا جاسوسان تیم اش نسبت می دهد، باید بداند ناکامی سرخ ها دلیل متافیزیکی ندارد، حق ندارد بگوید بازیکنان مان محروم و مصدوم بودند و دست من خالی بود. مربی ای که بازیکن فیکس تیم ملی را ذخیره می کند؛ یعنی مشکل اش بیش از آنکه مهره باشد، بی مهری به بازیکنان است.

ژوزه در کنفرانس پس از بازی نیز دلیل قانع کنده ای برای ذخیره کردن پولادی ندارد؛ جایی که می گوید حیطه ی اختیار اوست و کسی حق دخالت در آن را ندارد، پیرمرد پرتغالی راست می گوید، کسی حق دخالت در حوزه ی اختیارات او را ندارد؛ اما تماشاگر پرسپولیس می بیند که بازیکنان ضعیف ابتدای فصل، مجددا مجال خودنمایی پیدا می کنند و بهای آن اعتماد، این ناکامی هاست.

پیرمرد پرتغالی می گوید: هیچکس بهتر از مانوئل برای پرسپولیس نیست. این حرف تکراری مرد غالبا شکست خورده ای است که در اواسط بازی تیمش مقابل تراکتورسازی به این نتیجه می رسد  که مساوی هم بد نیست. هنگامی که سرمربی پرتغالی تراکتورسازی در ورزشگاه آزادی فریاد می زد و تیمش را به جلو می خواند، مانوئل مسخ  شده بود، عینک اش را بر می داشت، پاک می کرد، زیر لب غر می زد و وقتی توپ لو دادن  بازیکنان  را می دید،‌ تنها سر تکان می داد. درتیم او بازیکن فیکس  ملی، ذخیره می شود، احتمالا ژوزه تصور می کند پولادی هم مثل کریمی اجیر کرده ی کروش است. به  خبرنگار بخت برگشته می تازد و می گوید:  تو مرا مسخره کردی و همین بهانه ای می شود برای صحبت نکردن با رسانه ها، روز دیگر با میثاقیان دست نمی دهد، چون فکر می کند اهانت بزرگی از سوی میثاقیان به او شده است. شاید حق با این پیرمرد عصبی مزاج باشد و هیچکس بهتر از او برای پرسپولیسی ها در شرایط موجود پیدا نشود، تنها اوست که می تواند همه را شگفت زده کند.

 آنچه برای نگارنده قطعی است حرفه ای بودن، یا به تعبیری«زبل» بودن، پیرمرد پرتغالی ای است که از همه ی رزومه ی او تنها کمی نقل قول شنیده ایم و حتی چندی پیش خبرنگاری مصری (که او به افتخارات اش در آن کشور می نازد) او را «کباب بادزن» نامیده بود. منتظر نیم فصل دوم می مانیم تا تصمیم جدید رویانیان را تماشا کنیم، چنانچه مانوئل بماند، چاره ای نیست جز اینکه کریمی و پولادی و احتمالا رضا حقیقی را روی نیمکت کنار هم ببینیم تا آقا زمانی، نقی زاده و فشنگچی  فرصت بازی پیدا کنند. نیم فصل دوم در چشم برهم زدنی از راه می رسد، احتمالا در اواسط راه چند خائن دیگر توسط مانوئل کشف می شوند، رضا حقیقی پتانسیل بالایی دارد تا پیرمرد پرتغالی او را اجیر کرده ی کروش بداند.

 

۱۳۹۱ آذر ۱۶, پنجشنبه

یک گل و دنیایی حاشیه


یک گل و دنیایی حاشیه
بشارت نو/ گروه ورزش
افشین معشوری - ماجرای کشدار بازی استقلال تهران و داماش گیلان به هر ترتیب با شکست یک بر صفر تیم تهرانی پایان یافت. آنچه بیش از هر چیزی در خصوص این بازی جلب توجه کرد، بی برنامگی بود. در فوتبال روز دنیا کمتر اتفاق می افتد تیمی که مدتها پیش از زمان بازی می داند چه روزی و در کجا بازی دارد؛ ناگهان با مه آلود شدن هوا نتواند فاصله ی نهایتا 5 ساعته ای را با اتوبوس طی کرده تا در برنامه ی تنظیم شده خللی ایجاد نشود.

این ماجرا که در رسانه ی ملی بازتاب گسترده ای داشت، پس از بازی واکنش امیر قلعه نویی را بر انگیخت تا بگوید:«مطلبی را می‌خواهم بگویم که شنیدن اش بد نیست. تمام ایران بسیج شده بود تا داماش این بازی را ببرد. من به مردم خوب گیلان و کادر فنی داماش تبریک می‌گویم، اما رفتارهایی که شد در شان فوتبال ما نبود. 20 دقیقه از زمان رسانه ملی را به این موضوع‌ اختصاص دادند، که واقعا جای تاسف دارد».

قلعه نویی البته به حاشیه های حضور تیم اش در رشت نیز اشاره داشت و گفت:« از شب گذشته جو را خراب کردند. اینجا رشت و رشت مرکز استان است و فحاشی‌هایی که  طی بازی می‌شد جای تاسف داشت ، مخصوصا سمت راست جایگاه بسیار زشت بود. این فحش‌ها برای من که بچه ی نازی‌آباد هستم، جای تعجب داشت؛ اما بازی در داخل زمین، پاک بود و دو تیم بازی خوبی را انجام دادند».

از ابتدا معلوم بود دیر رسیدن استقلال- خواه تعمدی، خواه غیر عمد -  به ضرر آبی پوشان تمام خواهد شد. خاصه اینکه سرانجام نیز استقلالی ها با پرواز به رامسر مجبور شدند تا فاصله ی 2 ساعته رامسر به رشت را با اتوبوس بپیمایند که در اینجا نیز با بدشانسی اتوبوس شان با نقص فنی همراه شد و ناگزیر با سواری های متعدد خود را به شهر محل بازی رساندند، در این شرایط قلعه نویی معتقد است:« داماشی‌ها در زمین خودشان بازی می‌کردند، ما بودیم که اسیر شدیم و تعویق بازی در پایان به ضرر ما شد. ما در راه بودیم و داماش استراحت و تمرین می‌کرد».

سرمربی استقلال معتقد است:« داور در اخراج ساموئل اشتباه کرد، برخوردی بین ساموئل و ابراهیمی به وجود نیامد، چون خودم روی خط بودم و دیدم، پنالتی  روی برهانی را نگرفت، روی کارت‌ها هم شک و شبهه ایجاد کرد. واقعا برایم جای تعجب دارد که چرا آقای ترکی به امین منوچهری و خسرو حیدری کارت زرد نشان داد»؟

قلعه‌نویی برای جذب بازیکن در نیم فصل امیدوار است و می گوید: «من فهرست بازیکنان مورد نیاز را به آقای فتح‌الله‌زاده داده و ایشان رایزنی‌هایش را با مدیران عامل باشگاه‌ها انجام داده اند. قرار است چند بازیکن را جابه‌جا کنیم، همچنین یکی، دو بازیکن خارجی را هم برای تقویت تیم جذب خواهیم کرد».

با این حال مربی داماش اعتقاد دیگری دارد، حمید درخشان می گوید:« استقلال از خودش ضربه خورده است،  اگر استقلال در این مسابقه ضرر دید، خودش باعث آن بود، جو قبل از بازی را خود استقلالی‌ها درست کردند. آنها ما و هواداران‌مان را با به تعویق انداختن بازی نگران کردند؛ اما به نظرم آنها با این کار به خودشان ضربه زدند و شخصیت‌شان را کوچک کردند».او تلویحا گفته ی قلعه نویی را در مورد اینکه داماش در شهر خودش تمرین و استراحت کرد را نیز تایید می کند:« ما سر جای خودمان بودیم و حتی با وجود عقب افتادن بازی چیزی تکان نمی‌خورد».

به هر ترتیب نیم فصل اول فوتبال لیگ برتر ایران  با انجام این بازی به پایان رسید و تیم ها برای در مدتی که لیگ تعطیل و تیم ملی عازم مسابقات غرب آسیاست، فرصت مناسبی جهت یارگیری و تمرینات آماده سازی دارند.

۱۳۹۱ آذر ۱۳, دوشنبه

در سالروز حماسه ی ملبورن


 
مردی که زیاد می دانست!

بشارت نو/گروه ورزش
افشین معشوری- سالهاست که از گوشه و کنار درباره ی حاشیه های فوتبال می شنویم و کمتر کسی حاضر شده در این باره شفاف و بی کم و کاست حرفی بزند، اگر گاهی از بد حادثه رازی از پرده برون افتاد دیگران به اشکال مختلف سعی در پرده پوشی داشتند و به قول معروف جمع و جورش کردند؛ اما در برنامه ی پنجشنبه شب نود اتفاقی افتاد که تاکنون در محافل فوتبالی نقل آن بر سر زبانهاست. سید ابراهیم تهامی بازیکن سابق استقلال اهواز که خاطره ی دریبل های او از ذهن فوتبالی های قدیم هیچگاه پاک نخواهد شد، همانند سالهای بازی اش که سر به زیر بود و واکنش های بد و خوب اش بدون هیچگونه ملاحظه کاری انجام می شد، این بار جلوی دوربین "عادل" به روال قدیم حرف هایی زد که تکان دهنده بود، اگرچه خشم عده ی زیادی را که با او همبازی بوده اند، برانگیخت و نسلی که او را در میدان ندیده اند، به تمسخرش پرداختند .

تهامی گفت:« که آرزو داشت در بازی با استرالیا در ترکیب ثابت تیم ملی قرار داشته باشد، اما در آخرین لحظه فردی از تهران با کادر فنی تماس گرفته و او را از لیست خارج کرده است». اینکه بازیکنی آرزو داشته باشد در ترکیب ثابت قرار داشته باشد چیز تازه ای نیست؛ اما ماجرای تماس از تهران چیزی نیست که حداقل حالا حالاها کسی بتواند اثبات اش کند. او همچنین گفت:« که به نظرش نعیم سعداوی آن روز نباید به میدان می‌رفت».اگر چه این گفته ی تهامی با واکنش شدید نعیم سعداوی در همان برنامه منجر شد؛ اما پاسخ سعداوی قانع کننده نبود و به جای دفاع، با گفتن اینکه « عادل می باید بازیکنان بزرگتری را به برنامه اش دعوت می کرد» سعی در لاپوشانی داشت، فوتبالی ها قدیمی می دانند سعداوی علی رغم بازیهای فراوان در تیم ملی، هیچگاه دفاع راست اول فوتبال ایران نبوده و کج سلیقگی هایی باعث آن شد کسی مثل «جواد زرینچه» مدت ها مورد غضب واقع شود و البته این موضوع در مسابقات جهانی که زرینچه به طور ثابت بازی کد و با پاس گل طلایی ای که به استیلی داد و پایه گذار «گل قرن» شد، به اثبات رسید.

این فوتبالیست سالهای نه چندان دور درباره ی صحنه ی گل دوم که پا به پای عزیزی به سمت دروازه استرالیا یورش برد، گفت:« دروازه جلوی من خالی بود و اگر من در آن صحنه جای خداداد بودم، به بازیکن کناری پاس می‌دادم و خودم مستقیما شوت نمی زدم». و البته خود خداداد هم چند سال پیش گفت که ریسک کرده و خود این ضربه را زده و خدا کمک کرده توپ وارد گل شده است، اگر چه همان پابه پا رفتن او هم در شکاف خط دفاع حریف و اطمینان خاطر خداداد، بی تاثیر نبود.

  بازیکن  اسبق تیم ملی بار دیگر به انتقاد از اتفاقات آن سال پرداخت و گفت: «از کل کسانی که در بازی با استرالیا حضور داشتند، فقط من به جام جهانی نرفتم، مثلا بهنام سراج یا علی لطیفی حق شان نبود که به جام جهانی بروند، حتی بازیکنی بود که گچ پایش را باز کردند و او را با خود بردند و از او استفاده هم نکردند. اگر من بودم ایران حتما از گروهش صعود می‌کرد».

او همچنین ماجرای بازی ندادن اش را در تیم ملی ایران با موضوعی غیر ورزشی مرتبط می داند و می گوید:«مسئله این است که در آخرین سفر تیم ملی به هنگ کنگ، به من گفتند جایی رفته‌ام که نباید می رفتم و به همین دلیل مرا خط زده‌اند. آن جایی که از آن سخن می‌گویند، من و میناوند با هم رفتیم. میناوند داخل رفت و من در آستانه در ماندم. اگر رفتن به آنجا اشکال داشت، چرا مهرداد به جام جهانی رفت، اما من نرفتم». صحت و سقم این موضوع چندان روشن نیست؛ اما در میانه‌های برنامه عادل گفت:« میناوند درپیامی به برنامه 90 گفته است که تهامی نباید این چنین حرف می‌زد که باعث شود دل خانواده‌اش بلرزد و تهامی باید باوجدان تر صحبت می‌کرد».

این بازیکن آبادانی الاصل  در آخر گفت:« مطمئن باشید کسانی که باعث شدند من به جام جهانی نروم را نه در این دنیا و نه در دنیای دیگر نمی بخشم، حتی اگر از من حلالیت بخواهند». ماجرای این بازیکن خوب (به لحاظ فنی) البته نه اولین و نه احتمالا آخرین نخواهد بود، بازیکنان بسیاری پشت همین جریانات موجود در فوتبال می مانند و هرگز ثمر نمی دهند. اینکه چه اتفاقاتی در اردوها می افتد همیشه بوده و کم و بیش در اردوهای سایر تیم ها در همه جای دنیا اتفاق می افتد؛ اما تفاوت در اینجاست که در ایران به جای اینکه بعد فنی ورزشکاران را الگو ی نوجوانان قرار دهیم،  ورزشکاران را اسطوره ی اخلاق معرفی می کنیم و به محض کمترین لغزش می خواهیم ریشه ی آنان را از بیخ بزنیم و البته متاسفانه در مورد همه ی ورزشکاران نیز به یک میزان رعایت نمی شود.

 حالا چند روز پس از آن برنامه؛ انگار عده ای عادل فردوسی پور را به گوشه ی رینگ برده اند و او و برنامه اش را هدف ضربات شان قرار داده اند، این بار آن بازیکن- به زعم خیلی ها بداخلاق-  که در پاسخ فحاشی های ناموسی عده ای، حتی برنگشت نگاه شان کند و تنها با چرخاندن گردن اش به سوی آنها "آب دهن" پرتاب کرده بود، برای عادل «پیامک» داده است که: «نگران انتقادهایی که از تو و برنامه ات می شود نباش، من کنارت هستم! از صحبت های این ها نترس من همه ی آن ها را افشا می کنم.»

مخلص کلام اینکه «سید ابراهیم تهامی» جدای از حاشیه هایی که داشت ( یا برایش به وجود آوردند) بازیکن بزرگی بود که می توانست بسیار بیش از آنچه از او به یاد داریم باشد، اینکه حالا در سالروز صعود افتخار آمیز تیم ملی ایران به جام جهانی 1998 هنوز ناگفته هایی، گفته می شود، نشان از دمل چرکینی دارد که متاسفانه این فوتبال با آن روبروست.

۱۳۹۱ آذر ۱۱, شنبه

فدراسیون فوتبال ایران در آسیا بهترین شد


 
هُوورراا !

ابشارت نو/ افشین معشوری
فشین معشوری - فارغ از تمام باید ها و نبایدها، فدراسیون فوتبال ایران در بین تیم های آسیایی بهترین شد،  تا منتقدان هر کدام به گوشه ای از کاستی های این فدراسیون و رئیس اش بتازند و کنایه بزنند. اینکه ایران صاحب بهترین فدراسیون آسیا در فوتبال باشد، البته مایه ی افتخار هر ایرانی وطن پرستی است؛ اما باید ببینیم معیارهای بهترین بودن از نظر AFC چه بوده که فدراسیونهایی نظیر ژاپن و کره، حتی چین و سایر رقبا نداشته اند و فدراسیون نیم بند ما - که در اجرای منظم مسابقات لیگ نیز با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم می کند و نمی تواند طوری لیگ را برگزار کند تا تماشاگر بیشتری را جذب کند و بر عکس نوع برگزاری مسابقات در میانه های هفته، سرمایه هایی که دیگران آرزویش را دارند فرار ی دهد- ، حایز آن است؟

«كفاشیان كه پنجشنبه جایزه ی بهترین فدراسیون فوتبال آسیا در سال 2012 را دریافت كرد، پس از دریافت این جایزه، در لابی هتل جلسه‌ای سر پایی با دبیر كل سابق فیفا داشت. شامپانی، كسی كه زمینه‌ساز ریاست كفاشیان بر فدراسیون فوتبال ایران شد، حدودا 20 دقیقه با او صحبت كرد. او كسی است كه پس از بركناری محمد دادكان از ریاست فدراسیون و تعلیق فوتبال ایران، گفت كه فوتبال ایران باید كمیته انتقالی را تشكیل دهد. نتیجه ی تشكیل كمیته انتقالی این بود كه علی كفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال ایران شد. شامپانی در فوتبال دنیا به “لابی‌باز بزرگ” معروف  است. او که در فیفا با بلاتر اختلاف پیدا كرد و در حال حاضر مشاور عالی پلاتینی در یوفاست،  در بخشی از صحبت‌هایش با كفاشیان، گفت: فیفا باید طوری اداره شود که سهم فدراسیون‌ها در آن بیشتر باشد. الان ‫نقش کنفدراسیون‌ها خیلی زیاد است.*»

كفاشیان معتقد است:« معیارهای AFC برای انتخاب برترین فدراسیون مواردی مانند چشم اندازهای استانی، آموزش‌ها و سمینارها و برگزاری مسابقات پایه است. این موارد اگر هم درست اجرا شده باشند، حداقل در حال حاضر هیچ تاثیر مثبتی روی ویترین فدراسیون كه نتایج تیم‌های ملی است، نداشته‌اند. در سال گذشته تیم‌های ملی فوتبال ایران در رده‌های سنی مختلف نتایج قابل قبولی نگرفته‌اند. تیم ملی نوجوانان كه انتظار قهرمانی آسیا از آن‌ها می‌رفت، به فینال نرسید. تیم ملی جوانان حتی به جمع 4 تیم برتر آسیا  نرسید و نتوانست جواز حضور در جام جهانی را بگیرد. تیم ملی بزرگسالان در شرایط خوبی قرار ندارد و برای صعود به جام جهانی، كار مشكلی دارد. تیم ملی فوتسال  در جام جهانی ضعیف‌تر از انتظارات نتیجه گرفت و زودتر از چیزی كه تصور می‌شد حذف شد. همه ی این موارد، چشم اندازی منفی برای فوتبال ایران و نمراتی ضعیف در كارنامه فدراسیون فوتبال ایران هستند».

علی کفاشیان پس از دریافت جایزه به رسم ورزشکاران آن را بالای سر برد و پس از خاتمه نیز در گفت و گویی اعلام کرد:« این جایزه متعلق به فوتبال ایران است». این همه در حالی است که رئیس فدراسیون در مصاحبه ای اعلام کرده است: «حالا نفس راحتی می کشم، در آسیا به این راحتی ها عنوان بهترین را به کسی نمی دهند و حتما فدراسیون فوتبال عملکرد درستی داشته است که آسیایی ها تصمیم گرفته اند جایزه ی این بخش را به ایران بدهند.  ژاپنی ها سالی 150 میلیون دلار در فوتبال هزینه می کنند، اما آیا ما این کار را انجام می دهیم؟ AFC برای خودش معیارهای خاصی دارد. دریافت این جایزه یک چیز را نشان می دهد اینکه ما در ساختار سازی درست پیش می رویم. من می گویم که اگر 4 ورزشگاه ما سیستم نوردهی شان درست بود، می توانستیم بالای 900 امتیاز بگیریم و با 4 سهمیه ی کامل پا به لیگ قهرمانان آسیا بگذاریم». وقتی کفاشیان می گوید:« حالا نفس راحتی می کشم» باید ترسید، زیرا با احتساب اینکه تا کنون به راحتی در فضای فوتبال نفس نمی کشیده چنین نتایجی به بار آورده، از هم اکنون به راحتی می تواند پشت این مقام "انتزاعی" مخفی شود و منتقدان را با یادآوری عنوان کسب شده خاموش نماید.

 او در ادامه گفت:«امسال هیچ کمکی به فدراسیون فوتبال نشده است. تا الان هم تمام هزینه ها را - از کادر مربیان گرفته تا سفرها و هر خرجی که فدراسیون داشته - خودمان جور کرده ایم. آن هم در شرایطی که تمام هزینه های ما با دلار بوده است و تقریبا هزینه های مان دو برابر شده است. با این حال هر کس که می تواند، بیاید و برنامه ای به من بدهد، نسخه ای که بتوان این فوتبال را نجات داد، آن وقت من همین فردا می روم؛ اما به شرطی که شرایط را بهتر از این که هست، کند.»

کفاشیان درباره ی انتخابات اردیبهشت ماه آینده ی کنفدراسیون آسیا هم گفت:« این انتخابات برای تعیین دو نایب رئیس فوتبال آسیا در کنفدراسیون فوتبال آسیاست. فرصت خوبی است برای ایران و کره تا بتوانند کرسی های شان را در هیئت رئیسه پس بگیرند. به هر حال از کشورهای اثرگذار در فوتبال آسیا ، ما دو کشوری هستیم که سهمیه ی مستقیم نداریم و باید این پست را با جدیت و تلاش به دست بگیریم. 5 سال قبل که ما آمدیم چون یک دفعه آن سطح از تغییرات اتفاق افتاده بود ، هیچ کس در آسیا ما را نمی شناخت؛ اما الان فرصت مناسبی است که فوتبال ایران بتواند برای کرسی آسیایی تلاش کند. البته این را هم بگویم که فعلا چون شرایط عضویت کاندیدا ها اعلام نشده، باید ببینیم شرایط نامزدی در این نهاد چیست، تا آن وقت برایش تصمیم گیری کنیم.»

جدای از اینکه ایران بتواند کرسی از دست رفته در AFC  را پس بگیرد یانه، هم اکنون فوتبال ایران با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم می کند، اینکه علی کفاشیان- به عنوان رئیس فدراسیون فوتبال ایران- به فکر باز پس گیری صندلی نایب رئیسی ایران در آسیا باشد، بسیار خوب و پسندیده است، اما همه ی اینها نیز از تلخی شکستهایی که در دوره ی ریاست او پی در پی نصیب فوتبال ایران شده  و می شود،  نمی کاهد.
*  - خبرآنلاین

۱۳۹۱ آذر ۵, یکشنبه

تشکیلات موازی در داوری



دپارتمان یا کمیته؟ کدام یک؟

بشارت نو/گروه ورزش
افشین معشوری - نهادهای موازی همیشه مشکل آفرین بوده اند. این نهاد های موازی می تواند موضوع فعالیت اش کارهای بهزیستی باشد، سیاسی و یا حتی محیط زیست یا هر چیز دیگر، چندی است در تقسیم بندی های فدراسیون فوتبال، دو تشکیلات موازی «دپارتمان داوری» و «کمیته ی داوران» رو به روی هم قرار گرفته اند. داوران فوتبال ایران که پیش از این تنها کمیته ی داوران را به عنوان متولی امر داوری می شناختند، حالا مدتی است نهاد دیگر ی را که معلوم نیست با چه توجیه منطقی ای آغاز به کار کرده بالای سرخود می بینند.

عادت کرده بودیم هر گاه که سخنی از داوری به میان می آید، نامهای تکراری ای مانند هادی دزفولی، محمد صالحی، پرویز سیار، رضاغیاثی، نصیرزاده، مسعود عنایت، محمد فنایی و.... را به عنوان کارشناس بشناسیم و البته هر کدام به فراخور علم  و تحصیلات شان چیزی می گفتند. گاهی آنچنان کارشناسی هایی می کردند که بینندگان تلویزیونی یا خوانندگان نشریات این ادم ها را به عنوان فصل الخطاب داوران جهان باور می کردند. با ورود نسل جدیدی از کارشناسان داوری که تا همین یکی دو سال پیش از داوران خوب ایران بودند به کلی ورق برگشت و به نظر می رسد بازی وارد مرحله ی تازه ای شده که فارغ از اینکه کدام دسته واقعیت را می گویند و کدام یک به دنبال منافع شخصی هستند، دودش یقینا به چشم فوتبالی خواهد رفت که همین حالا هم دارند به سوی دره سقوط می کند.

متاسفانه از یکی دو سال پیش، بزرگترهای داوری که عضو دپارتمان نیز هستند وعلی الاصول می باید خاموش کننده ی آتش  مشتعل در حوزه ی کاری شان باشند، خود کبریت بر این هیزم آماده به اشتعال می کشند و هیچ به عواقب کارشان فکر نمی کنند. نسبت دادن تهمت های ناروا، گفتن واژه هایی نظیر:«تو! دروغ می گی »، «تو! اصلا داور نیستی»، « ااصلا داوری نکردی»، « با کتاب خوندن نمی شه کارشناس شد!» و موارد بی شماری از این دست؛ متاسفانه از حنجره ی شخصی در این سالهای اخیر بیرون می آید که خود پیش از این کمک داوری معمولی در فوتبال بوده و مدتی با اقبال خوش! ریاست کمیته ی داوران را بر عهده داشته و تعدادی از همین آدمهایی که امروزه با واژه ها مورد عنایت قرار می گیرند، در واقع دست پرورده ی خود او هستند.

چه حق با کمیته ی داواران و فریدون اصفهانیان و همکارانش باشد یا نه! به نظر می آید هم اکنون باندهایی در حال قدرت گرفتن در داوری است که پیش از این تنها شایعه هایی در خصوص وجودشان شنیده می شد. اینکه یکی از موسپیدکرده های داوری جلوی چشم میلیون ها بیننده ی تلویزیونی به جای پاسخ به کارشناس داوری او را متهم به خبر چینی می کند و همه ی گذشته ی او را زیر سئوال می برد، البته خود به تنهایی گویا و نشان دهنده ی بسیاری از مشکلات پشت پرده نیز هست که امیدواریم هر چه زودتر کسانی که مسئولیتی دارند اندیشه ای کنند و طرحی نو دراندازند .

۱۳۹۱ آذر ۲, پنجشنبه

«در آوردنِ بازی» یعنی؟!؟


در حاشیه ی بازی سپاهان - استقلال

«در آوردنِ بازی» یعنی؟!؟

بشارت نو/ گروه ورزش
افشین معشوری - اینکه تیمی می بازد و یا نتیجه نمی گیرد؛ چیز تازه ای نیست، 90 دقیقه زمان زیادی است که 22 بازیکن در دو سوی میدان، هر کدام با مهارت های خاص خود در قالب کار تیمی می توانند با هدایت مربیان شان نتیجه ی دلخواه را کسب کنند و پیروز از میدان بیرون بیایند.

اینکه ببازی و پس از ان زمین و زمان را به هم بدوزی هم اصلا چیز تازه ای نیست و حداقل در فوتبال ایران تبدیل به موضوعی دائمی بدل شده است. فوتبال مجموع کنش و واکنش هایی است که در مدت زمان معلوم در مستطیل سبز رنگ اتفاق می افتد و داور هم اگرچه می تواند در روند بازی اثرگذار باشد؛ اما نمی توان همواره برای توجیه باخت ها کاسه کوزه ها را سر او شکست. پس از بازی استقلال در برابر رقیب اصفهانی در دیار نصف جهان، تعدادی از بازیکنان طلایی پوش از عباراتی نظیر«درآوردن بازی» استفاده کردند و کنایه به بی طرف نبودن داور بازی بود، که این باعث دلخوری سعید مظفری زاده (داور بازی) شد و عنوان کرد دیگر به او قضاوت ندهند و حاضر نیست داوری کند.

اگر بخواهیم منصفانه به قضایا نگاه کنیم، بی انصافی است نگوییم چرا وقتی که سپاهان در چند سال اخیر قهرمانی های زیادی را با حضور همین داوران به دست آورده و گاهی داد و هوار دیگر تیمها از یک طرفه بودن داوری به نفع طلایی پوشان به هوا بود، صدایی از کسی در نیامد و حالا پس از باختی نوبرانه و پس از 11 سال در برابر آبی پوشان تهرانی همه ی هجمه ها داور را نشانه می رود.

گفتن این جمله که بازیکنان ما به فلان داور «آلرژی» دارند، البته می تواند حتی بار حقوقی نیز داشته باشد، اینکه مظفری زاده یا هر شخص دیگر هر گاه برای ما قضاوت می کند می بازیم و یا نتیجه نمی گیریم، نه مدرک محکمه پسندی دال بر اشتباهات عمدی است، نه تاکنون آنگونه که باید، در حضور کارشناسان (مورد تایید همگان) اثبات شده است.

 داوری امروز ایران عاری از خطا نیست؛ اما نسبت دادن بعضی از تهمت ها نه تنها بر کیفیت داوری ها نخواهد افزود، که همین معدود داورهای خوب را نیز دلسرد خواهد کرد و به سان سالهای نه چندان دور مجبور خواهیم شد برای بازیهای مهم از داورانی استفاده کنیم که صبح از هواپیما پیاده می شدند، عصر قضاوت می کردند و شب با گرفتن حق الزحمه - به دلار- به کشورهای شان باز می گشتند که الحق و الانصاف چیزی بیشتر از همین داورهای خودی نداشتند. به سرمایه های مان احترام بگذاریم، اگر داوری اشتباه عمدی داشت تنبیهی مناسب برای او در نظر بگیریم، اشتباهات کوچکتر را با تنبیهات کوچکتر پاسخ دهیم؛ اما بر زبان راندن بعضی از واژه ها قطعا کمکی به بهبود وضع داوری نخواهد کرد.

۱۳۹۱ آبان ۲۹, دوشنبه

صبحانه، ناهار، شام! فوتبال


صبحانه، ناهار، شام! فوتبال

بشارت نو/ گروه ورزش
افشین معشوری - صبح فوتبال، ظهر فوتبال، عصر فوتبال، شب فوتبال ! اصلا بیست و چهار ساعت مان شده فوتبال و همیشه هم گله داریم که چنین و چنان شد. تقصیر از کیست؟ ورزشکارانی که به دنبال فوتبال می روند؟! مسئولینی که از فوتبال به عنوان پروپاگاندا استفاده می کنند؟ رسانه هایی که فوتبال را به عنوان جاذبه ی انتشار روزنامه ها و مجله هایشان در اولویت قرار می دهند؟ یا نه، اصلا خود فوتبال مقصر است که این همه عاشق سینه چاک دارد؟

ورزشکاران رشته های مختلف به المپیک می روند، رقابتهایی جسورانه انجام می دهند و رقبا را شرافتمندانه شکست می دهند، مدال می آورند، پرچم ایران را به اهتزاز در می آورند، آن وقت ما نشسته ایم تا فلان بازیکن فوتبال کمی هم به تمرین و مسابقه اش برسد، بلکه شوتی بزند و توپی وارد دروازه کند تا ما احساس خوشبختی کنیم!

به راستی این فوتبالی که بیشتر مایه ی عذاب است تا مفرح ذات! چه دارد که خودمان را وقف آن کرده ایم؟ چقدر از سایر رشته های حمایت کرده ایم که این همه از فوتبال می نویسیم و فکر می کنیم به روز هستیم؟ فلان شرکت ثروتمند در فلان جای ایران که شاید شهروندانش هیچ استعدادی به لحاظ اقلیم در فوتبال نداشته باشد، چرا باید به جای کشف استعداد بومی شهر و استانش میلیاردها تومان خرج فوتبالی کند که در انتها چیزی به جز سرشکستگی و خفت به بار نیاورد؟

به عنوان مثال؛ مازندران سالهاست در کشتی ایران همواره حرف اول را می زند، بماند که گهگاه جرقه هایی در فوتبال سطح اول زده و هم اکنون نیز ستاره های در لیگ برتر فوتبال ایران دارد؛ اما اگر قرار بر این بود که تمام حواس مسئولین ورزش مازندران به فوتبال باشد که حالا در میادین بین المللی همین چند مدال ناقابل را هم نداشتیم تا به لطف کسب همانها، عده ای سرپوش بر کارنامه های نداشته ی شان بگذارند و چند صباحی بیشتر بر صندلی ریاست شان تکیه بزنند.

از گذشته هایی دور، در استانهای مختلف به لحاظ نیاز هر ورزش به فیزیکی خاص؛ بعضی از ورزشها بیشتر مورد توجه بوده و ورزشکاران موفق تری نسبت به سایر شهرها و استانها داشته است. به عنوان مثال در دهه ی 60 و 70 «برادران دانش» در هرمزگان حرف اول را در تکواندو می زدند و از این طریق شاگردان بسیاری را تربیت و وارد عرصه ی قهرمانی کردند، حضور «برادران محبی» در کرمانشاه باعث رونق کشتی ان دیار بود و جوانان کرمانشاهی با الگو قرار دادن این دو به این سمت و سو گرایش پیدا می کردند، در کرمان با حضور «علی زنگی آبادی» و قهرمانی او در مسابقات آسیایی بسیاری از نوجوانان و جوانان به این سو گرایش پیدا کردند و همچنین است سایر استانهایی که هر کدام در رشته هایی استعداد داشته و دارند؛ اما با بروز پدیده ی شهرت گرایی حالا اکثریت خانواده ها فرزندانشان را خواه مستعد حضور در فوتبال باشند یانه، به سمت فوتبال هدایت می کنند و دیگر کمتر کسی مانند بهداد سلیمی ، حامد حدادی، احسان حدادی و... با شناخت خود و استعدادش به راه خود می رود.

به راستی مقصر کیست؟ آیا همان برادران محبی که روزگاری سودای پرورش استعدادهای شهرشان را داشتند به خوبی حمایت شدند؟ آیا علی زنگی آبادی که سالها در فدراسیون دوچرخه سواری دارای مسئولیت های ریز و درشت بود به قدر کفایت استعدادهای کرمانی رامورد توجه قرار داد؟ آیا کسی می داند فیصل دانش حالا چه می کند و کجاست؟ البته این نامهایی که برشمردیم تنها مشتی از نمونه خروارهایی است که احتمالا می توان به آنها  استناد کرد. از سوی دیگر رسانه ها وقتی رکود سایر ورزشها را مد نظر قرار می دهند، چاره ای جز پرداختن به سوژه های روز ندارند و این خود باعث پرداختن به دم دستی ترین موضوع، یعنی همان فوتبال است و به این ترتیب  فوتبال همه ی زندگی شهروندان ورزش دوست ایرانی می شود.