تیم بسکتبال مهرام مقام قهرمانی غرب آسیا را کسب و به عنوان نماینده ایران در باشگاههای آسیا انتخاب شد، گفتنی است ذوب آهن اصفهان نیز سوم شد।این قهرمانی را به طرفداران ورزش، خصوصا بسکتبال دوستان تبریک می گوییم.
منصور امیر آصفی، بازیکن ، کاپیتان و مربی اسبق فوتبال ایران و باشگاه کیان، امروز درتهران درگذشت.


مردگان از شنیده اعمالش از جا بر می خیزند و انگشت حیرت بر دهان می گیرند.
رشنبه این هفته دربی تهران برگزار خواهد شد. معتقدیم این بازی بازی زیبایی بر خلاف گذشته از آب در خواهد آمد.استقلال و پرسپولیس این روزها دور جدیدی از حیات خود را تجربه می کنند.نمود این تجربیات جدید آن جاست که قبل از بازی "هفته ما قبل دربی "مربیان هر دوتیم اعلام می کنند که به دربی فکر نمی کنند و چه زیبا این گفته را به اثبات می رسانند و هر دوتیم در بازیهایی که می توانست برایشان سخت هم باشد متفکرانه حاضر می شوند وبا نتیجه مشابه سه بر یک حریفان را از پیش رو بر می دارند .

عادل جان برای آن دل بزرگت بمیرم، الهی که بدخواهانت سر به راه شوند ، الهی که روزبه روز عادل تر شوی، الهی که "اون تیمه" (با اون یکی تیمه اشتباه نشه) پر طرفدارترین تیم ایران باشد، عادل جان سالها پیش توی سریال کیف انگلیسی عالیجناب آسایش (با بازی استادانه دکتر قطب الدین صادقی) می گفت:
به بد بودن یا خوب بودن ، شماره یک بودن یا شماره صد بودن محمود یاوری کاری نداریم؛ اما به آن زمان که سرهنگ در بحبوحه جنگ و در بدترین شرایط مربی تیم ملی بود و در همین کشور زندگی می کرد کار داریم،به اینکه دوره نداری و شدت تحریم ها امثال یاوری، دهداری،پروین،مناجاتی و.... با دست خالی به جنگ رقبا رفته و به اندازه بضاعت همان روزهایمان نتیجه گرفته اند کار داریم، به این که آن روزگار "امثال قطبی شاید در خارج از ایران خجالت می کشیدند فارسی صحبت کنند" کار داریم، به ذلیل شدن این روزهای فوتبالمان خیلی کار داریم، بله آقای قطبی شما این روزها هر حرفی را که دوست داری بگو،ولی بدان در تا ابد روی یک پاشنه نخواهد چرخید و هیهات که آن روزها ما با شما خیلی کار داریم اگرچه مثل سال گذشته شبانه چمدانت را بر خواهی داشت و از این خاک فرار خواهی کرد، اما بدان دیگر برایت مجالی نیست بروی و در آن "شبکه آن ور آبی بنشینی" و هر چه دل تنگت می خواهد بگویی چون این بار" انها با شما کار دارند" و خیلی هم کار دارند .
نوشتن و شاخ وبرگ دادن می تواند در آینده به ضرر فوتبال تبریز تمام شود.شایسته است به جای این همه تعریف و تمجید که هر چند بیجا نیست اما ضرورتی هم ندارد لطفا ورزشگاه یادگار امام را تجهیز کنید و به فکر همین تماشاگری باشید که این روزها کارش چیزی شبیه حماسه است.
گر تلویزیونی صحبت و از عملکرد خود وتیمش دفاع می کرد .خدا را باید شاکر باشیم که تیم مورد بحث نتیجه خوبی از ان میدان نگرفته بود وگرنه معلوم نیست این آقای مدعی که دائم در تمرینات تیمش عامل حاشیه است و ادعای دروازه بانی شماره یک تیم ملی را هم دارد یقه پیراهنش را تا کجا باز می گذاشت.
جلوس کرده اند هومن افاضلی است که بزرگترین افتخارات ایشان یکی مربیگری در شهاب زنجان و دیگری انالیزوری برای برانکو و دست آخر کمک علی دایی درتیم ملی است.
در خبرها امده بود که مرتضی محصص و مجید نامجوی مطلق به عنوان مشاور و مربی به جمع نیمکت نشینان استقلال پیوسته اند ، جدا از هر پیش داوری در خصوص اینده کاری این مربیان در استقلال باور دارم که این کاریست که در ابندای فصل و حتی قبل از ان زمانی که ناصر حجازی مربی استقلال شده بود باید به وقوع می پیوست.
مجید نامجوی مطلق:آقا مجید بازیکن سالهای دور باشگاه استقلال ، بچه محله تیر دوقلوی میدان خراسان اگرچه این روزها بالا نشین شده باشد ؛ از بانک ملی شروع کرد و سپس به استقلال رفت، هر چند مرتکب اشتباهاتی در زمان بازیگری هم شده باشد؛ اما از مربیان خوب امروزی محسوب می شود که سابقه دستیاری منصور پورحیدری در مقاطعی رانیز در کارنامه دارد و با پرویز مطلومی هم چندی همکار بوده است .سالی که حجازی برای دومین بار مربی استقلال شده بود کارش برای پیوستن به استقلال وحجازی تمام بود؛ اما بعضی ها با برچسب های مرسوم مانع حضورش شدند تا ان شود که حجازی بدون دستیاران انتخابی اش نتواند نتیجه درخوری بگیرد

فریدون معینی و هومن افاضلی دو تن از کسانی که در این برنامه حضور دارند می گویند ما باید ملاکمان بازیهای رسمی باشد و این بازیها صرفا برای شناخت تیم است در صحت گفتار این دو کار شناس فوتبال شکی نیست؛ اما ما فرق دوغ و دو شاب را می دانیم این عزیزان نهایت هنرشان مربیگری در تیمهای دسته اولی بوده که آنجا هم موفق نبوده و از کار برکنارشده اند ।
آقای هومن افاضلی حق دارد که از افشین قطبی دفاع کند چون خود او هم نهایتا یک آنالیزور است که با روابط تا اینجا جلو آمده؛ اما برای فریدون معینی که حد اقل بازیکن خوبی در این فوتبال بوده و فوتبال را از نظر علمی و دانشگاهی می فهمد متاسفم که با ساده انگاری و فریب افکار عمومی راه را برای ادامه سقوط فوتبال ایران توسط افشین قطبی هموار می کند.
در این فوتبالی که پیر وجوانش کارشناس هستند بازی با تیمهایی نظیر سنگاپور نه تنها افتخاری نیست وترسی ندارد بلکه نیازی هم اصولا به برگزاری اردو و تعطیلی لیگ نیز نداریم؛ اما با تمام تفاسیر و حتی در صورت گلباران این دو تیم(که من البته به قطبی مطمئن نیستم) حق نداریم در بوق و کرنا بکنیم که آی ما سنگاپور و تایلند را برده ایم چون معتقدم این تیمها کوچکتر از آن هستند که جلوی ما قد علم کنندو درصورت مدیریت خوب در تیمهای ملی ما بدون بازی تدارکاتی به راحتی می توانیم تیمهایی نظیر تایلند و سنگاپور را ببریم.
برای این فوتبال، این تماشاگر، این باشگاهها و این بازیکنان و خودم متاسفم که آدمی مثل قطبی از آن سوی دنیا بیاید و خود را ناجی فوتبال ملی بنامد و با زیرکی سکان هدایت تیمی را که امید هفتاد و چند میلیون ایرانی است در دست گرفته و وعده های آنچنانی بدهد و هیچکدام نیز عملی نشود ، تا کی باید به مرغ همسایه را به چشم غاز بنگریم ؟ خدا می داند!!
هیچ شکی در تسلطش به زبان انگلیسی ندارم(او همیشه به این مورد می نازد) چندین گاف بزرگ در کارنامه دارد و هیچ وقت هم زیر بار اشتباهاتش نمی رود .اولین گاف او نوع ادبیات مصرفی اوست که در برنامه های مستقیم تلویزیونی از به کار بردن کلماتی سخیف در برابر میلیون ها بیننده ابایی ندارد . او به راحتی از کلماتی نظیر"چرت وپرت" دروغ می گوید" و یا"شما نمی فهمید" "من بهتر می دانم" وگاهی بدتر از اینها استفاده کرده است.
ماجرا از همین جا شروع شد. وقتی قرار بود لیستی به کنفدراسیون فرستاده شود او توقع داشت نفر اول این لیست باشد اما در جایی که مسعود مرادی حضور داشت چاره ای جز نفر دوم بودن نداشت و همین به مذاق او خوش نیامده و از حضور در میدان انصراف داده و به قول عده ای دیگر قهر کرد.پرواز کن عقاب
یادش به خیر، سال اول راهنمایی بودم، بادوستم از مدرسه می امدیم جلوی باشگاه دیهیم سابق در خیابان نظام آباد دیدیم یک آقای خیلی خوش تیپ وقد بلند با لباسهای جین ساک به دوش وارد باشگاه شد.
ما که از دیدن ان ورزشکار خوش قد و قامت به وجد امده بودیم دنبالش رفتیم داخل و شاید نیم ساعتی نشستیم و تمرین او را با هم تیمی هایش تماشا کردیم واز ان روز شیفته او شدیم تا سالها بعد که شدیم یک تماشاگر سر سخت او که با غمهایش گریستیم و با شادیهایش شاد شدیم اگرچه خاطرات خوشمان بااو بیش از آن است که تلخی ها به یادمان بیاید.
خبر آمد عقابمان در بستر بیماری است و نگرانش شدیم اما او باز حاضر نشد تلخی ها را با ما قسمت کند به اطرافیان سپرد تا کاری نکنند دیگران به زحمت بیفتند ، جلوی بیمارستان پر شد از دوستداران وهوادارانی که عمری را با او گذرانده بودند واین گونه بود که خبر دهان به دهان چرخید
یاد آن شیرجه های نرمش در بازیها افتادم زمانی که آن اندام سنگینش بر زمین می افتاد قلب من هم از شدت دوست داشتنش بر زمین می افتاد وناراحت از دردی که او به عشق شاید ما تحمل می کرد و لبخند می زد اگرچه این فوتبال هیچ گاه قدر او را ندانست و با او ناسازگار بود.
در بحبوحه انقلاب اسلامی ایران از پیوستن به منچستر بازماند، با طرح مسخره بیست وهفت ساله ها از تیم ملی راندندش، ناچار به حضور در فوتبال بی کیفیت "هند "که خیلی ها هنوز نمی دانند شد تا از کیان خانواده اش حمایت کند، بعد سر از بنگلادش در اورد و" محمدان "را با آن بضاعت کم به آسیا اورد ، بنگلادش را در آسیا به فوتبال شناساند .اگر چه پس از او دیگر نه از "تاک نشان ماند و نه از تاک نشان" و به ایران امد.
از شهرداری کرمان شروع کرد و "حاج اکبری "هایی را به فوتبال معرفی کرد، در بانک تجارت علی دایی را به ما شناساند، تیم های اصفهانی را در دوره ای جداگانه هدایت کرد، چند تیم دیگر و در آخر به عشقش استقلال رسید . در سالی که استقلال بافروش ستارها امرار معاش می کرد قهرمان شد ، به اسیا رفت و به زعم خودش با چوب دستی به مصاف تیمهایی رفت که با آخرین سلاحهای پیشرفته جنگی به دیدارش آمده بودند . نایب قهرمان آسیا شد و همانجا گفت تا ده سال دیگر هیچ تیم ایرانی به فینال آسیا نخواهد رسید . چه حرف عجیبی که به عینه محقق شد و بعد از ده سال سپاهان در لیگ قهرمانان آسیا نایب قهرمانی استقلال را تکرار کرد.
روزگار گشت وگشت چند تیم کم بضاعت را رهبری کرد ابایی از شکست خوردن نداشت، به لیگ پایین تر رفت ، با جوانترها کار کرد ، فوتبال را برای فوتبال دنبال کرد ونه برای مسایل غیر فوتبالی !! و رسید دوباره به رنگ ابی ، درحالی که ابر وباد مه خورشید وفلک برای او دست به دست داده بودند تا برزمینش بزنند دست یاعلی فتح الله زاده را فشرد و یارش شد.
آسمان ابی نبود و منتظران هم کم طاقت بودند و این گونه بود که با میل و رغبت تیم را سپرد به فیروز و کم کم از تیم کناره گرفت و به بازی با ارسلانش دل خوش کرد.بعد از چندی برای مربیگری به فوتبال هر چند درجه دوی اروپا رفت
و نتایج نسبتا خوبی هم گرفت و در نیم فصل طولانی فوتبالشان برای استراحت آمد که پس از چندی برود اما این بار انگار بازی سرنوشت نمایش دیگری را برای او ترتیب داده بود و راه مریض خانه را که عمری با آن بیگانه بود درپیش گرفت.
و آن عزت را در بیمارستان هم حفظ کرد و با روی گشاده به خانه رفت او می تواند این بیماری را هم از پا در آورد و باید از پا در اورد، او مرد روزهای بزرگ ، مرد دروازه پیونگ یانگ، مرد المپیک، مرد دلهای خیل عظیم دوستدارانش، او ناصر حجازیست کسی که روزگاری چشم بادامی ها لقب غول را بر سینه اش چسبانده بودند، او عقاب بی بدیل آسیاست و باید پرواز کند، برخیز عقاب .
علی انصاری،تنزل یا ارتقا
بعد از تغییر تحولات اخیر در فدراسیون ها ی ورزشی، علی انصاری که چند ماه پیش از این وبعداز جدایی امیر رضا واعظ آشتیانی از فدراسیون دوچرخه سواری جانشین او در این فدراسیون شده بود نیز از کار برکنارشد.
نظریات و دیدگاههای زیادی در چند روز گذشته در محافل ورزشی شنیده می شود که از آن جمله می توان به حضور انصاری به عنوان مدیر عامل باشگاه استقلا ل اشاره کرد، جایی که او هم اکنون به عنوان عضو هیئت مدیره حضور دارد.
علی انصاری که قبل از حضور در ورزش بیشتر به یک شخصیت اقتصادی معروف و شناخته می شد، در مدت حضورش در ورزش منشا خدمات زیادی بوده و توانسته است تیم استقلال را با راهکارهای اقتصادی از حالت بن بست خارج کرده و آرام آرام به سمت سود دهی سوق دهد.
از شایعات دیگری که این روزها در خصوص او شنیده می شود، بحث حضور و سخنرانی او در نمایشگاه تجهیزات ورزشی بود که دو هفته جلوتر در تهران برگزار شد . در افتتاحیه آن نمایشگاه در حالی که همگان منتظر ورود دکتر سعیدلو بودند نا گهان معاونان ایشان اعلام کردند که سعید لو به خاطر حضور در جلسه ای عذر خواهی کرده و نخواهد آمد و علی انصاری به روی سن دعوت شد تا سخنرانی نماید که انصاری اظهار امیدواری کرد ورزش دوچرخه سواری را از حالت تفریحی و حتی قهرمانی به صورت یک ضرورت در جامعه در آورده وبه این روش حتی برای پاکسازی محیط زیست نیزبهره برداری شود. بر اساس شایعات موجود بخش هایی از این سخنرانی به مذاق روسای سازمان خوش نیامده و عزلش کرده اند.
یک شایعه دیگر حکایت از حضور او در پست مدیر عاملی استقلال برای تسهیل در خصوصی سازی و واگذاری باشگاه آبی دارد که به دلیل استعفای واعظ از سازمان و در نظر گرفتن رابطه آشتیانی وانصاری چندان محتمل به نظر نمی رسد.
به هر روی چه او در استقلال باشد و یا گوشه ای دیگر از ورزش ، حضور افرادی با مشخصات انصاری می تواند منشا خدمات زیادی باشد. کسانی مثل علی انصاری در ورزش از سرمایه شخصی خرج می کنند و بر مسئولان سازمان است که با درایت شان امثال او را در ورزش حفظ کنند.
از رویا تا واقعیت
این روزها دایم از تعصب وبی تعصبی این وآن می شنویم، بعضی ها دنبال خریدن تعصب حتی به سوپر مارکت ها مراجعه کرده اند که لا جرم با جواب منفی مواجه شده اند!
صحنه ای که باعث شد این چند خط را بنویسم اتفاقات آخر بازی استقلال در برابر مقاومت سپاسی بود، در اواخر این بازی در حالی که استقلال می رفت تا بازی را بعد از چند هفته با پیروزی به اتمام برساند بر اثر اشتباه امیر حسین صادقی به تساوی رسید تا صمد مرفاوی نتواند از جای خود تکان بخورد.
حوادث ادامه بازی باعث شد تا آبی ها بازی را در دست بگیرند و از موقعیتی که در وقت اضافه نصیب شان شده بود گل پیروزی را به ثمر برسانند در این زمان مسئول تدارکات استقلال که سالهاست در این تیم با فراز وفرود های زیادی همراه بودبه آغوش صمد رفت و همراه او چنان گریه سر داد که تماشاگران تلویزیونی هم از دیدن این همه تعصب به وجد آمدند امید وارم بازیکنان فوتبال و خصوصا استقلالیها که از نزدیک با آقا مددآشنا هستند کمی از او که سالهاست در استقلال بدون سر وصدا کار می کند یاد بگیرند.
