۱۳۸۹ فروردین ۱۴, شنبه

سی امین هفته لیگ برتر فوتبال ایران

هفته سی ام فوتبال لیگ برتر باشگاههای ایران
هفته سی ام فوتبال لیگ برتر باشگاههای ایران روزهای 14 و15 فروردین برگزار خواهد شد.تیمها پس از یک تعطیلات طولانی به مصاف هم خواهند رفت .تعطیلات نوروزی برای تیمهای انتهای جدول فرصت مناسبی جهت بازسازی بود. باید دید کدامیک از تیمها در این فاصله با کار و تلاش موفق به ترمیم نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت خود شده اند. از این هفته بازیها به دلیل نزدیک شدن به روزهای آخر حساس تر از پیش خواهد شد و کمیته داوران فدراسیون باید تلاش بیشتر نموده تا حقی از تیمی ضایع نشود.در فاصله آخرین بازیهای انجام شده در سال گذشته و هفته سی ام نمایندگان ایران درمسابقات قهرمانان باشگاههای آسیا، باشگاههای ایرانی مجموعا نتایج ارزنده ای کسب کردند .
شنبه 14 فروردین:
مس کرمان – ملوان انزلی
مس کرمان که در مسابقات جام قهرمانان آسیا حال و روز مناسبی نداشت با یک باخت و یک برد شیرین در برابر قطری ها دراین هفته به مصاف ملوان خواهد رفت.ملوان با تعویض کادر مربیگری و نتایج کم وبیش مناسب، نگرانی زیادی بابت سقوط ندارد؛ اما در این سوی میدان مس که با رسیدن بهار حال و هوای بهاری دارد در لبه تیغ جا گرفته و بعید نیست یکی از تیم های سال آینده لیگ دسته اول باشد. مس در بعضی بازیها بسیار منسجم و در تعدادی دیگر ناامید کننده ظاهر می شود.
پرسپولیس تهران – سایپای کرج
قرمز پوشان تهرانی که در تعطیلات نوروز به دوبی سفر کرده بودند در این شیخ نشین طی دوبازی به مصاف تیم منتخبی از لیگ امارات رفته و درپایان شکست را پذیرا شدند و دربازی دیگر النصر را بردند.علی دایی که تیم خوبی را جمع وجور و به میدان می فرستاد در اواخر سال گذشته نیز آرام آرام در حال نزول بود، سابقه پرسپولیس نشان داده است این تیم معمولا در پایان تعطیلات نوروزی دچار افت می شود و این سنتی است که از سالها پیش با این تیم همراه بوده است، مگراینکه علی دایی ترفند جدیدی را به کار بسته باشدو سنت شکنی کند .در طرف دیگر میدان محمد مایلی کهن با آنکه در یک سوم میانی جدول جا خوش کرده اما هنوز خطر سقوط را حس می کند و در برابر تیم سابقش انگیزه های فراوانی را دارد.
یکشنبه 15 فروردین:
استیل آذین – سپاهان اصفهان
استیل آذین خصوصی ترین تیم ایران در اولین سال حضورش در لیگ برتر اگر چه با افت و خیز های زیادی همراه بوده؛ اما حضورش در پایان سال گذشته در مکان پنجم جدول نشان از کار حساب شده مدیران و مربیان این باشگاه دارد .در سمت دیگر میدان سپاهان با امیر قلعه نویی و مدیریت باثبات ساکت هر چقدردر بازیهای داخلی موفق بوده اند در مسابقات بین المللی تماشاگرانشان را نا امید کرده بود؛ اما در آخرین بازی اش در مسابقات جام قهرمانان با نتیجه دو بر صفر پاختاکور را ازپیش رو برداشت تا با روحیه ای مضاعف به مصاف استیل آذین برود. بازی این دوتیم می تواند یکی از زیباترین وپرگل ترین بازیهای هفته آغازین سال 89 باشد.
ذوب آهن اصفهان – پیکان قزوین
ذوب آهن که با تساوی در برابر راه آهن امیدواری هایش برای قهرمانی کمتر وکمتر شده است در بازیهای قهرمانان باشگاههای آسیا تیم قدرتمند ازبکستان را با بازیکنان نامدار و مربی مشهورش با نتایجی خوب از پیش رو برداشت تا برای ادامه راه درلیگ نیز امیدوارانه تر بازیها را دنبال کند.درمقابل تیم پیکان با همه فراز و فرودهایش بدون داشتن کمترین ستاره همواره فوتبال خوبی را ارائه می دهد ، تیم حمید درخشان در روزهایی هم که می بازد همواره یک تیم شایسته و قابل احترام است این روح را درخشان به تیمش تزریق کرده است.احتمالا این بازی یکی از تاکتیکی ترین بازیهای این هفته خواهد هر چند که کم گل نیز باشد.
پاس همدان – مقاومت سپاسی شیراز
پاس همدان که با آمدن علی اصغر مدیر روستا دچار تحولات اساسی در نوع بازی شده است در برابر تیمی بازی خواهد کرد که محمد احمدزاده در تعطیلات نوروز فرصت مناسبی برای دگرگون کردنش داشت.هر دو مربی دارای افکار تهاجمی هستند؛ اما باید دید مقاومت که سال گذشته را با پیروزی مقابل آبی های اهواز به پایان برد آیا می تواند این روند را تداوم ببخشد یا اینکه مقابل پاسی ها در همدان زانو خواهد زد.به نظر می رسد مقاومت روز سختی را دربرابر همدانی ها خواهد داشت.
ابومسلم مشهد – تراکتورسازی تبریز
ابومسلم درمشهد میزبان تراکتور سازی تبریز است. بازیکنان تیم مشهدی که تمام فصل را با مشکلات دست وپنجه نرم کرده اند تنها با انگیزه اعاده حیثیت به دیدار تراکتور می روند . در سمت دیگر میدان تراکتورسازی که فصل را رویایی شروع و ادامه داده است می خواهد برای صعود به رده های بالاتر بازیهایش را با پیروزی به اتمام برساند و منتظر لغزش رقبا باشد، کاری که ناممکن نیز به نظر نمی رسد .از دیگر حواشی این باز اینکه گفته می شود پرویز مظلومی روی نیمکت این تیم نخواهد نشست.
صبای قم – استقلال تهران
صبای قم با روحیه ای مضاعف از شکست سپاهان درجام حذفی به دیدار استقلال تهران می رود. شاگردان محمدرضا کربکندی که فوتبال را فکورانه بازی می کنند در برابر استقلالی قرار می گیرند که درتعطیلات نوروزابتدا الغرافه قطر را با سه گل از پیش رو برداشته ودر قطر نیز به تساوی یک بریک با این تیم رسیدند وصدرنشین گروه خود شدند.این بازی برای هر دوتیم از اهمیت ویژه ای برخورداراست. در یک سو استقلال می کوشد تا در بین سه تیم اول حضور داشته باشد و در سمت دیگر قمی ها نیز رسیدن به رده های بالاتری را دراندیشه های خود می پرورانند . مربیان هر دوتیم به فوتبال زیبا اهمیت ویژه ای قایل هستند اگرچه گاهی حساسیت ها باعث بروز برخی حرف وحدیث ها از جانب مرفاوی و کربکندی می شود.
شاهین بوشهر – راه آهن شهر ری
شاهین بوشهر به مصاف راه اهن شهرری می رود. یاران محمود یاوری با تیمی بازی دارند که از استرس سقوط به دور هستند. فوتبال قابل پیش بینی نیست؛ امانمودار حرکتی شاهین نوسان زیادی را نشان می دهد، گاهی با قرمزپوشان تهرانی انچنان که دیدیم بازی می کنند و گاه با تیمهایی به مراتب ضعیف تر به مشکل برمی خورند . این می تواند ناشی از بد بسته شدن بوشهری ها هم باشد. راه اهن نیز برای نباختن به میدان خواهد رفت و پس از آن چشم به ضد حمله خواهد داشت . به هر ترتیب راه اهن روز سختی را پیش رو خواهد داشت بازی در برابر تماشاگران علاقه مند بوشهری برای راه اهنی ها آسان نخواهد بود.
استقلال اهواز – فولاد خوزستان
شهر آورد اهوازی ها این بار حساسیت دیگری دارد. در یک سو اگر آبی ها برنده بازی باشند به بقا در لیگ امیدوار خواهند شد و در سوی دیگر چنانچه فولادی ها بازی را با پیروزی پشت سربگذارند کمی از منطقه خطردور خواهند شد.استقلالی ها که قبل از شروع سال جدید فیروزی را به عنوان سرمربی به تیمشان آوردند امیدوارند از تمام حربه هایشان برای حضور در لیگ برتر سال آینده استفاده کنند. درمقابل مجید جلالی که سال گذشته اظهاراتش باعث چالش هایی بین او ومدیران آبی ها شده بود می خواهد ثابت کند حرفهایش بی اساس نبوده ، این بازی احتمالا آبستن حوادث بی شماری خواهد بود.

۱۳۸۹ فروردین ۱۱, چهارشنبه

نمایندگان ایران در جام قهرمانان آسیا




این هفته لیگ قهرمانان باشگاههای آسیا با نتایج خوب باشگاههای ایرانی همراه بود.در این رقابتها ذوب آهن اصفهان توانست بنیاد کار ازبکستان را در تاشکند با نتیجه یک بر صفر شکست دهد و به ایران برگردد. مس کرمان نیز در خانه السد قطررا با نتیجه سه بر یک از پیش رو برداشت تا امید هایش را برای صعود پر رنگ تر ببیند .سپاهان اصفهان در فولادشهر توانست پاختاکور ازبکستان را با نتیجه دو برصفر از پیش روبردارد و در اخرین بازی نمایندگان ایرانی، استقلال درحالی که در واپسین ثانیه های نیمه اول در برابر حریف قطری یک گل دریافت و به رختکن رفته بود در نیمه دوم با گل سید صالحی بازی را به تساوی کشاند و با یک امتیاز کسب شده در صدر جدول گروهش باقی ماند.
حواشی نوشت:
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــپاهان
در حالی که تصور می شد ناکامی امیر قلعه نویی در بازیهای برون مرزی ادامه دارد زرد پوشان اصفهانی طی دو دقیقه طلسم راشکسته و تیم پرقدرت پاختاکور را مغلوب کردند تا امیر قلعه نویی بیش از هر زرد پوشی خوشحال باشد.
ذوب آهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
یاران منصور ابراهیم زاده باشکست تیم متمول و پر مهره بنیاد کار ثابت کردند ثبات در مدیریت ، کادر فنی و بازیکنان چقدر در نتایج یک تیم تاثیر گذار است.ذوب اهن نمونه یک تیم با ثبات در ایران است که با مهره هایی به مراتب کمتر از دیگر تیمها نتایج درخشانی را می گیرد.
مـــــــــــــــــــــــــــس کرمــــــان
این تیم مس کرمان مثل ابر بهاری است گاهی تبدیل به رگبار می شود و گاهی ان چنان بی حال و بی خاصیت است است که تماشاگرانش را از خود نا امید می کند. تا دیر نشده باید فکری به حال این تیم کرد. احتمالا بوناچیچ در آخر فصل قشقرقی به راه خواهد انداخت و از این تیم خواهد رفت.
استــــــــــــــــــــــــــــــــــــقلال
هرچند تساوی در برابر قهرمان قطر درخانه الغرافه نتیجه کمی نیست؛ اما استقلال باید به هوش باشد. در دقایقی از بازی قطری ها که الحق و الانصاف احتمالا به دلیل حضور بازیکنان لژیونر از تیم ملی اشان نیز قوی تر هستند انچنان به دفاع استقلال می زدند که با هر حمله آنها مدافعان استقلال بر خود می لرزیدند استقلال از حالا در دور بعد حاضر است و باید فکری به حال دفاعش بکند.

۱۳۸۸ اسفند ۲۵, سه‌شنبه

سال نو با لژیونرهای فوتبال ایرانی


سال نو؛همراه با لژيونرهاي فوتبال ايران
نوشته: مجتبی نورعلی (خبرنگار ورزشی خراسان)
پول توپِ توپ
مي‌گويند پول همه چيز نيست، ولي با آن مي‌توان همه چيز را خريد. اين واقعيتي است كه مردم با آن زندگي مي‌كنند و در عين حال مي‌گويند حتي ثروتمندترين انسان‌ها هم دغدغه خاص خود را دارند. حتي پول كلان هم نمي‌تواند ذات تفكرات آدم را تغيير دهد. اين‌كه از كجا آمده‌ايم و به كجا خواهيم رفت؟ شايد پول سرگرم‌كننده باشد و در بيشتر لحظات زندگي اين سوال اساسي را از ياد ببرد ولي دست آخر يك روز، دوباره اين معماي بزرگ در ذهن رژه مي‌رود. در ايران مي‌گويند، فوتباليست‌ها آدم‌هاي مرفهي هستند. كساني كه كوچك‌ترين دغدغه‌اي در زندگي ندارند. ولي به قول ايمان مبعلي، هركس براي خودش مشكلاتي دارد. چه ندارها و چه ثروتمندها. بعضي وقت‌ها، يك اتفاق ممكن است زندگي يك آدم بسيار مرفه را هم به نقطه‌اي برساند كه حاضر باشد همه چيزش را از دست بدهد تا همان‌چيز از دست رفته را دوباره به دست بياورد. مثل داستان غم‌انگيز جواد كاظميان و برادرش مهدي، مرگ او زندگي شيرين را براي جواد به قدري تلخ كرد كه احساس مي‌كند تا ابد، هرگز آن را فراموش نمي‌كند. هر چند مي‌داند كه دوباره او را در جايي ديگر خواهد ديد... «خيلي به خوابم مي‌آيد. وقتي بيدار مي‌شوم فقط گريه مي‌كنم.» پس پول براي خوشبختي كافي نيست، جواب مهمي‌ كه جواد خيلي راحت به آن رسيده است. نزديك عيد، خاطرات كودكي كاظميان را بيشتر به گذشته مي‌برد. اين قاعده در مورد همه رعايت مي‌شود. هر كس از اين روز به خصوص خاطره‌اي دارد. اولين عيدي، اولين سال دور از خانه و... يك مشت خاطره ديگر... .
زمان سال تحويل را كجايي؟ اين اولين سوالي است كه براي شكل گرفتن يك گزارش خواندني در آستانه عيد، به ذهن خطور مي‌كند. بازيكنان راست مي‌گويند كه وقتي قرار باشد يك فوتباليست باشي، بايد با آن زندگي كني. گاهي وقت‌ها فوتبال آنقدر عميق مي‌‌شود كه به كوچك‌ترين بافت‌هاي زندگي‌ات راه مي‌يابد. گاهي وقت‌ها مجبوري به خاطر آن قيد سال تحويل را در كنار خانواده بزني و در جايي ديگر آن را سر كني.
ترجيح مي دهم خانه باشم
جواد كاظميان از جمله آن بازيكنان است كه 3‌سالي را دور از خانواده بوده، اما دوست ندارد امسال را از دست بدهد: «فكر مي‌كنم سال تحويل را كنار خانواده باشم. در اين سه، چهار سال گذشته با توجه به مرگ برادرم اين موضوع خيلي در خانواده ما كمرنگ بوده.» او 2 بار در لحظه سال تحويل در خانه نبوده؛ اما بعد از مرگ برادرش، هميشه تلاش كرده سال تحويل را خانه باشد. او دوست دارد دوباره آن حس شيرين بچگي را تجربه كند، همان حسي كه وقتي بزرگ مي‌شوي ديگر هيچ گاه آن را تجربه نخواهي كرد. «واقعا، ديگر آن حس قديمي را ندارم. اصلا احساس خاصي وجود ندارد و فقط به خاطر رسم قديمي سال تحويل دور هم جمع مي‌شويم و فقط بايد به آن احترام بگذاريم.» جواد در اين وادي تنهاست، حداقل در امارات. شايد اين موضوع تنها به همان مرگ برادرش بازگردد. دوست بسيار نزديك او يعني ايمان مبعلي سعي مي‌كند، در اين راه هميشه جواد را دلداري بدهد. دوستي اين دو به سال‌ها قبل بازمي‌گردد و در اين مدت هميشه به هم بسيار نزديك بوده‌اند. ايمان هم مثل جواد به زندگي خيلي فكر مي‌كند. با اين تفاوت كه او خيلي عميق در اين مساله فرو نمي‌رود. «من هم به زندگي خيلي فكر مي‌كنم. همه در زندگي راحتي‌ها و سختي‌هاي خود را دارند. حتي كسي كه ثروت بسيار زيادي دارد. فقيرترين آدم‌هاي روي زمين هم براي خود راحتي‌ها و سختي‌هايي دارند.» وقتي از بيرون نگاه مي‌كني، اين احساس به آدم دست مي‌دهد كه لژيونرهاي ايراني در دوري الامارات، بسيار زندگي خوبي دارند، اما ايمان مي‌گويد او هم در زندگي سختي‌هايي را دارد. مبعلي، سلامتي‌ خانواده‌اش را يكي از دغدغه‌هاي هميشگي‌اش مي‌داند. اين موضوع نه تنها براي ايمان كه براي همه انسان‌هاي اين كره خاكي يك دغدغه هميشگي محسوب مي‌شود. بزرگ‌ترين آرزوي ايمان در آخرين روزهاي سال 88 اين است كه در سال‌هاي بعدي هم مثل الان خانواده‌اش را در سلامتي ببيند. «اين بزرگ‌ترين آرزوي من در لحظه سال تحويل است...» ايمان در اين چند ساله هميشه تلاش كرده كه عيد را پيش خانواده باشد. او تنها 3 سال پيش به خاطر بازي الشباب در ليگ مجبور شد در امارات بماند. «هميشه خانواده‌ام اصرار دارند من در لحظه سال تحويل در كنارشان باشم چون ممكن است سال ديگر چنين فرصتي وجود نداشته باشد.» ايمان امسال سعي مي‌كند اين فرصت را از دست ندهد. «در ليگ كه بازي نداريم ولي هنوز نمي‌دانم مسوولان باشگاه اجازه بدهند من بروم يا نه.» قبل و بعد از سال تحويل كه در واقع مصادف است با روز 21 مارس، ليگ امارات تعطيل است و اين يعني لژيونرها بدون هيچ مشكلي مي‌توانند سال تحويل را در خانه باشند. رضا عنايتي بازیکن الامارات، با جديت مي‌گويد: «مگر مي‌شود عيد را در ايران نباشم.» او مي‌آيد تهران و از تهران راهي مشهد مي‌شود تا سال تحويل را در كنار خانواده باشد. رضا هميشه تلاش كرده زمان سال تحويل را در كنار خانواده باشد. اصلا هم دوست ندارد اين لحظه «خاص» را در زندگي از دست بدهد. تنها عيدي را كه او را از دست داده، مربوط به 2سال قبل است. خانواده عنايتي در شهر دبي زندگي مي‌كنند. سالي كه او در الامارات و در شهر راس‌الخيمه بازي مي‌كرد و عيد را در همانجا بود، سعي كرد كه عيد را براي خودش خيلي تلخ نكند. او و خانواده‌اش سفره هفت‌سين آراستند تا اين دوري را خيلي احساس نكنند. «زمان سال تحويل كه سفره هفت‌سين پهن نكرديم، اما بعدش يك سفره پهن كرديم كه بيا و ببين...»
جواد نكونام و مسعود شجاعي حداقل مي‌توانند روز تحويل سال كمي‌ راحت باشند و براي اين روز مهم نقشه بكشند. اوساسونا يك روز بعد از عيد، بازي دارد. جواد و مسعود مي‌توانند حداقل يك سفره هفت‌سيني براي خود رديف كنند. شجاعي مي‌گويد: «هنوز كه به اين چيزها فكر نكرده‌ايم.» از آنجا كه شجاعي و جواد به تهران نمي‌آيند پس راه‌حل حسابي براي رفع اين خلا حضور خانواده‌ها در اسپانيا هستند. مسعود هم اين را تاييد مي‌كند. «زماني كه در امارات بودم يك سال تيم بازي داشت و نشد براي سال تحويل بروم ايران. به همين خاطر خانواده‌‌ام آمدند دبي.» به همين خاطر اين احتمال درباره سفر خانواده مسعود به پامپلونا هم وجود دارد.

شجاعي: فقط عيدي مي‌دهم
يك نظر بسيار جالب: «من كلا از عيدي گرفتن بدم مي‌آيد. چون احساس مي‌كنم كه عيدي را بايد به كسي بدهي كه نياز دارد. اگر هم به بچه‌ها عيدي مي‌دهي فقط به خاطر لذتي است كه به آنها دست مي‌دهد.» مسعود شجاعي از آن دسته انسان‌هايي است كه كلا عيدي گرفتن را دوست ندارد. شايد فكر كنيد چون الان در زندگي به يك جايي رسيده چنين حسي پيدا كرده، اما نه، اين حس مربوط به گذشته است. «شايد اين حرف جالبي نباشد. ولي من فكر مي‌كنم وقتي كسي دارد به من عيدي مي‌دهد، يعني ندار هستم. يكجور احساس ترحم است. شايد خيلي‌ها باشند كه عيدي مي‌دهند و مي‌گيرند، ولي من الان دوست دارم فقط عيدي بدهم....» مسعود از بچگي اين حس را داشته، اين يك حس ويژه است كه شايد در اين دنيا هيچ‌كس آن را آن هم در دوران بچگي نداشته باشد. «نمي‌دانم، نمي‌دانم چرا هميشه از عيدي گرفتن بدم مي‌آمد.» اما او به خوبي يادش مي‌آيد كه اولين بار از چه كسي عيدي گرفت. آن روز در هنگام سال تحويل مادر مسعود به او عيدي داد و سپس خيلي زود در كلوپ آفتابي شد. «با پول عيدي كه گرفتم رفتم كلوپ، سگا بازي كردم. يادم مي‌آيد تنها نبودم و چند تا از بچه‌هاي فاميل هم با من بودند...»، اما بالعكس مهرزاد معدنچي هنوز هم از عيدی گرفتن خوشش مي‌آيد. با اين‌كه مهرزاد در زندگي به چيزهاي زيادي رسيده ولي هنوز از بزرگ‌ترها عيدي مي‌گيرد. «به كوچك‌ترها مي‌دهم، اما از بزرگ‌ترها عيدي مي‌گيرم! نمي‌توانند قسر در بروند.» معدنچي البته در عيدي دادن خيلي افراط نمي‌كند؛ نفري هزار تومان! او مي‌خندد و اين را با همان خنده تاييد مي‌كند. «به بچه‌ها نفري هزار تومان. نمي‌خواهم خرج خيلي بالا برود.» البته هزار تومان براي بزرگ‌ترها كافي نيست. او كه خودش بيشتر از هزار تومان عيدي مي‌گيرد و براي عيدي دادن به بزرگ‌ترها هم كمي بيشتر مايه مي‌گذارد. «معمولا عطري، ساعتي يا يك چيز در همين مايه‌ها براي بزرگ‌ترها مي‌خرم...» جواد كاظميان هم قاعده زندگي را زير پا نگذاشته و برعكس معدنچي در اين سن از كسي عيدي، نمي‌گيرد. او از آنجا كه آدم ولخرجي است، دل همه را در عيد خيلي شاد مي‌كند. «الان چند سال است كه ديگر عيدي نمي‌گيرم. ولي تا دلتان بخواهد عيدي مي‌دهم.» اولين خاطره جواد از عيدي گرفتن، شباهت ويژه‌اي به اولين عيدي مهرزاد دارد. او هم مثل خيلي از بچه‌هاي همدوره‌اي‌اش خوره جديدترين ورژن‌هاي كتاني ميخي بود! اولين عيدي او و معدنچي زنده كننده يك خاطره است. «من هم اولين عيدي‌ام را دادم و يك كتاني گرفتم. يادم مي‌آيد كه پدر بزرگم آن را داد.»

ولي ايمان مبعلي حافظه‌اش كمي كهنه شده. خاطرات او از قديم به قدري زياد است كه يادش نمي‌آيد اولين عيدي را چه كار كرد، اما به خوبي يادش مي‌آيد در آن روز ويژه چند تومان عيدي گرفت. «10‌تومان. آن وقت پول زيادي بود.» آن روز ايمان در خانه عمويش اين پول را گرفت. «ولي يادم نمي‌آيد چي خريدم. احتمالا زدم تو خط همان آلو و لواشك!» ايمان از آن دست انسان‌هاي آرامي است كه دوست دارد زندگي در اين دنيا را به خوبي تمام كند. يك احساس ويژه به او مي‌گويد شايد بخشش و شاد كردن دل اطرافيان در اين راه نقش مهمي داشته باشد. با همين فلسفه او هر سال در عيد البته نه فقط ايام عيد پول زيادي را خرج مي‌كند. «تا دلتان بخواهد در عيد، عيدي مي‌دهم.» براي اين‌كه كلاس كار هم حفظ شود، ايمان خيلي كمتر از پول استفاده مي‌كند. البته پول را خرج كوچك‌ها مي‌كند و اجناس با كلاس را تقديم بزرگ‌ترها. «ترجيح مي‌دهم به خانواده و آشنايان بيشتر سكه و طلا بدهم...» الان مدت‌ها از آخرين باري كه ايمان عيدي گرفت مي‌گذرد. او يادش نمي‌آيد از چه كسي آخرين عيدي را گرفت. «حتي سالش را هم يادم نمي‌آيد.» شايد براي ايمان خيلي عيدي گرفتن در اين سن بد نباشد، چون او با مشاهده رضا عنايتي، مي‌تواند در اين زمينه دوباره فعال شود. «من در همين سن هم عيدي مي‌گيرم.» رضا از آن آدم‌هايي است كه به عيد و سال تحويل علاقه زيادي دارد و كلا زندگي را گل و بلبل مي‌بيند. اگر عده‌اي فكر مي‌كنند كه عيد فقط احترام به سنت‌هاي گذشته است، اما عنايتي سعي مي‌كند به واسطه آن راهي به گذشته باز كند. «عيد، خاطرات ايام كودكي را براي من زنده مي‌كند.» براي اين‌كه همه چيز حالت طبيعي به خود بگيرد، رضا مثل ايام كودكي عيدي مي‌گيرد. «هنوز پدر و مادرم به من عيدي مي‌دهند.» او از عيدي دادن خيلي خوشش مي‌آيد و احتمالا اگر مسعود شجاعي هم جزو اقوامشان بود به زور به او عيدي مي‌داد. «من عاشق عيدي دادن هستم مخصوصا به بچه‌هاي فاميل. اگر بچه كوچك باشد كه پول مي‌دهم اگرنه بايد يك فكر ديگر بكنم.» عنايتي هر چقدر كه در حال حاضر عيدي دادن را دوست دارد در كودكي به عيدي گرفتن علاقه داشت. او زياد عيدي گرفته و كلا در خرج كردن آنها تبحر خاصي داشت. رضا از اولين پولي مي‌گويد كه به عنوان عيدي از پدرش گرفت. «يك اسكناس نو بود. سريع پريدم تو بقالي و دو ثانيه‌اي خرجش كردم.» با اين همه اولين پول، ارزش ديگري براي رضا داشت. «آره، اما ساعت مچي زيبايي كه همسرم در سال تحويل به من عيدي داد بهترين كادو بود....»

هفته بیست و نهم لیگ برتر




بازیهای هفته بیست ونهم لیگ برتر فوتبال باشگاههای کشوربه اتمام رسید/ دراین هفته از مسابقات پرسپولیس در انزلی برابر ملوان به تساوی یک بر یک رسید، مقاومت درشیراز با نتیجه سه بر دو استقلال اهواز را برد،سایپا در کرج تیم سراپا مشکل ابومسلم مشهد را شکست داد،تراکتور سازی با نتیجه دو بر یک استیل آذین تهران را با شکست بدرقه کرد،پیکان قزوین و صبای قم به نتیجه تساوی یک بر یک رسیدند،راه آهن و ذوب آهن هم به مساوی بدون گل رضایت دادند، سپاهان با دوگل بر شاهین بوشهر چیره شد، فولاد خوزستان دراهواز با نتیجه باور نکردنی چهار بر صفر مغلوب مس کرمان شد و درآخرین بازی استقلال تهران در یک بازی نه چندان دلچسب پاس همدان را با نتجه یک بر صفر شکست داد.
ملوان – پرسپولیس تهران
پرسپولیس که بعد از آمدن علی دایی هفته ها روند روبه رشدی را طی کرده بود در بازی هفته آخر مسابقات لیگ در سال جاری در ورزشگاه تختی انزلی مقابل ملوان متوقف شد.در این بازی قرمز پوشان پایتخت در دقایق اولیه بازی دروازه شان توسط مهرداد اولادی گشوده شد و تا پایان نیمه اول هر چه زدند با تیز هوشی وگاهی فداکاری بازیکنان دفاعی ملوان ره به جایی نبرد.در نیمه دوم اما شرایط به گونه ای دیگرشد. قرمزها که با انگیزه جبران به زمین آمده بودند تمام توان تاکتیکی و فنی خود را برای کسب تساوی و برد احتمالی به کار بردند و تنها یک بار توسط بازیکن کهنه کارشان کریم باقری به گل رسیدند. در پایان بازی نیز طبق روال سنوات گذشته که مربیان بعد از بازی به حق یا نا حق به داوری اعتراض دارند علی دایی از داوران گله مند بود ودر سوی دیگر میدان فرهاد پورغلامی معتقد بود که قرمز پوشان مانند دهه گذشته فوتبال بازی می کنند .اگرچه بهمن صالح نیا سالهاست در ملوان حضور ندارد ؛ اما رد تفکرات او در برابر تیم های بزرگ هنوز در رگ وپی ملوانان جاریست. ملوان صالح نیا در برابر تیم های بزرگ، یک بازی بسته(با ضد فوتبال اشتباه نشود) را انجام می داد و در پایان معمولا در انزلی سربلند از زمین بیرون می آمد، چیزی که در این بازی نیز اگر ملوان پنالتی زن داشت به آن می رسید.
مقاومت سپاسی –استقلال اهواز
مقاومت سپاسی که در شیراز میزبان استقلال اهواز بود با مربی جدیدش در برابر کادر جدید استقلال اهواز وآبی پوشان اهوازی قرار گرفت. در این بازی که با گلهای ایران پوریان،مصطفی صبری و بهنام افشه برای مقاومت و خنیفر و کمایی برای استقلالی ها با نتیجه سه بر دو به نفع شیرازی ها به اتمام رسید. تیم اهوازی آرام آرام خطر سقوط را بیخ گوشش احساس می کند.حیف از آبی پوشان اهواز است که سال آینده در لیگ نباشند ، کسی نفهمید مهدی هاشمی نسب و خداداد با کدام توجیه از این تیم رفتند و در روزهایی که بوی لیگ آزادگان می آمد دوباره برگشتند.بعد از این بازی هاشمی نسب و خداداد دوباره از این تیم جدا شدند وبه اهواز برنگشتند. برادران شفیعی زاده به جای اتهام زدن به دیگران باید ابتدا اصول مدیریت در فوتبال را مرور کنند، شاید این نوشته به مذاق شهرام شفیعی زاد خوش نیاید ؛اما فرق استقلال اهواز با دیگر تیم ها در خصوصی بودن و تماشاگران بی شمار است، این تماشاگر برایش فرقی ندارد که سازمان تربیت بدنی مالک تیم باشد و یا اشخاص حقیقی ، تماشاگر آبی دوست اهوازی ثبات تصمیم گیری و نتیجه می خواهد و بس .پذیرفته نیست که آبی های اهوازی در سال چندین بار مربی عوض کرده و بهانه های واهی برای قطع همکاری بیاورند.
سایپا – ابومسلم مشهد
ابومسلم در کرج میهمان سایپا بود، یاران مظلومی که اصلی ترین گزینه سقوط هستند این روزها احتمالا رمقی برای راه رفتن نیز ندارند . این تیم به غیر از "مدیر عامل های" مدعی چیز دیگری برای عرضه ندارد. اگر چه بازیکنان این تیم تلاششان ارزنده و قابل ستایش است ؛ اما یک بار برای همیشه مسئولان فوتبال مشهد باید تکلیفشان را با تیم شهرشان روشن کنند. در طرف مقابل سایپا که یکی در میان بازیهایش را می برد شدیدا برای فرار از منطقه سقوط نیاز به برد داشت که با گل دقیقه 27 مهدی خیری سه امتیاز بازی را از آن خود کرد.مایلی کهن با این برد کمی از استرسش کاسته شد و احتمالا کمتر مصاحبه های آتشین خواهد کرد.
تراکتور سازی –استیل آذین
تراکتور سازی تبریز در آخرین بازی سال جاری اش با حماسه همیشگی تماشاگرانش در برابر استیل آذین متمول با گلهای دقایق 35 و 90 جاسم کرار دربرابر تک گل دقیقه55 امیر شاپور زاده به پیروزی رسید.استیل آذین که این اواخر نتایج خوبی را گرفته بود این هفته مغلوب شاگردان کمالوند شد تا تبریزی ها با خاطره ای خوش اولین سال حضور مجددشان را درسطح اول فوتبال کشور به پایان ببرند. برد تراکتور، حسن دیگری نیز برای تبریزی ها داشت . تراکتورسازان با این برد درجدول کمی بالاتر از استیل آذین قرار گرفت.در پایان این بازی اعلام شد نیکبخت واحدی از باشگاه استیل آذین اخراج شده و حشمت مهاجرانی نیز به عنوان مدیر فنی این موضوع را تایید کرد.باشگاه استیل آذین با این روند قرارداد بستن و اخراج کردن بازیکنان آرام آرام به حاشیه خواهد رفت .
پیکان قزوین – صبای قم
شاگردان حمید درخشان در حالی که تا دقیقه 92 بازی از صبای قم پیش بودند، ناچار به تقسیم امتیازات با شاگردان محمدرضا کربکندی شدند.هیچکدام از دو تیم دغدغه سقوط ندارند ؛ اما فوتبال قابل پیش بینی نیست. درفوتبالی که هر فصل میلیاردها تومان جابجا می شود کاش به مربیانی نظیر کربکندی و درخشان امکانات بیشتری برای کار بدهند.درخشان و کربکندی از مربیان صاحب سبک این فوتبالند که می توانند منشا خدمات زیادی در فوتبال ایران باشند. زمزمه هایی مبنی بر انتقال پیکان از قزوین و صبا از قم به شهرهای دیگر شنیده می شود . به هر ترتیب این بازی با گلهای دقیقه 30 سعید دقیقی برای پیکان و 92 دیه گو برای صبا مساوی تمام شد.
سپاهان اصفهان – شاهین بوشهر
این بازی که روز یکشنبه در اصفهان برگزار شد با دو گل ابراهیم توره(2) واحمد جمشیدیان(65) به سود شاگردان امیر قلعه نویی به اتمام رسید تا محمود یاوری که اصالتا اصفهانی است از علاقه مندی اش به سپاهان بگوید.امیر قلعه نویی در پایان این بازی گفت :از بازی ناراضی؛ اما از نتیجه راضی است. سپاهان با این برد با روحیه بالا به سال جدید خواهد رفت؛ اما تماشاگران این تیم بیش از لیگ، چشم به بازیهای لیگ قهرمانان دارند. قلعه نویی نیز می داند عدم نتیجه گیری اش در لیگ قهرمانان به شایعات دامن خواهد زد، بنابر این سخت دراندیشه نتیجه گیری در باشگاههای آسیاست .محمود یاوری نیزاگر نجنبد ممکن است با تیم بوشهری به دسته پایین تر سقوط کند و این برای سرهنگ نمره منفی به همراه خواهد داشت و یاوری هم مطمئنا بیش از هر کس دیگر به این موضوع واقف است.
راه اهن شهر ری –ذوب آهن اصفهان
جدال آهنی ها با تساوی به پایان رسید. ذوب آهن که در اندیشه برد پا به میدان گذاشته بود نتوانست از پس مهدی تارتار و تیمش برآید و با یک امتیاز به اصفهان بازگشت.شاگردان ابراهیم زاده اگرچه دو سالی است همواره از مدعیان هستند؛ اما امسال حساب ویژه ای روی قهرمانی باز کرده اند. با این تساوی فاصله ذوب آهن با صدرنشین به شش امتیاز رسید و شرایط را برای ابراهیم زاده و تیمش دشوارتر کرد. در سوی دیگر میدان مهدی تارتار با حمایت محمد حسن انصاری فرد از راه اهن تیمی ساخت که در درجه اول خطر سقوط را فراموش و هم اکنون چشم به میانه های جدول دارد. فوتبال ایران بابت اعتماد انصاری فر به مربیان جوان سود سرشاری را خواهد برد و از این بابت باید از او سپاسگزار باشد.
فولاد خوزستان – مس کرمان
فولاد خوزستان در برابر مس کرمان بازی را با نتیجه چهار بر صفرباخت تا مشکلات فولاد بیش از پیش نمایان شود. مدیران فولاد در ابتدای فصل مجیدجلالی را برکنار و بوناچیچ را به جای او نشاندند ؛ اما بعد از چند نتیجه بد مجددا جلالی را به جای بوناچیچ گماردند.در این بازی که سامره دو گل و آشوبی وزالترون هر کدام یک گل به ثمر رساندند مشخص شد که جلالی اگر دیر بجنبد احتمالا فولاد سال بعد را باید برای صعود به لیگ برتر بجنگد، کاری را که دو سال پیش نتوانست انجام دهد و با خرید امتیاز سپاهان نوین وارد مسابقات گردید. امسال وضعیت تیم های اهوازی بسیار نامطلوب بوده و هر دو تیم در آستانه سقوط قرار دارند. در سوی دیگر میدان اگرچه مس کرمان این بازی را به سود خود پایان داد ؛ اما چه درلیگ و یا باشگاههای آسیا شرایط مناسبی ندارد و کابوس سقوط را به همراه دارد.

استقلال تهران – پاس همدان
امروز دوشنبه ، تیم های فوتبال استقلال تهران و پاس همدان در ورزشگاه آزادی به مصاف هم رفتند و درپایان آبی پوشان تهرانی موفق شدند با تک گل فرهاد مجیدی زمین بازی را ترک کنند.دراین بازی که تماشاگران نسبتا کمی از ان استقبال کرده بودند شاگردان مرفاوی نیمه اول را به حفظ توپ و کشاندن حریف به نقاط مختلف زمین کردند؛ اما درنیمه دوم هر دو تیم خصوصا استقلال روانتر بازی کرده و در این بین استقلال از حملات متعدددش توانست به گل پیروزی دست یابد.با این برد استقلال قدم به سال نو می گذارد آنچه در خصوص آبی پوشان تهرانی گفتنی است اینکه علی رغم تمام انتقادات گاه و بی گاه منتقدین نسبت به مربیگری مرفاوی و تاکتیک های اتخاذ شده توسط او، آبی ها در آسیا و درلیگ نتایج مورد قبولی را تاکنون کسب کرده اند.مرفاوی وتیم مربیگری او اگرچه بدون عیب نیستند لیکن محاسن شان به معایب شان می چربد. باید به مربیانی نظیر مرفاوی میدان داده شود تا داشته های مربیانمان را بارور کنیم . متاسفانه فوتبال ایران مربیان ایرانی را باور ندارد اگر مدیران به این باور برسند کمی از مشکلات درونی تیم ها کاسته خواهد شد. آشتیانی دراستقلال این باور را با حمایت از مرفاوی به منصه ظهور رسانده است.منتقدان مرفاوی کافیست کمی به تعداد نفرات استقلال که در لیگ امسال مصدوم شده و دست مرفاوی را برای تنوع تاکتیکی خالی کرده اند بیندازند آنگاه کلاهشان را قاضی کرده و هر چه می خواهند بنویسند.

۱۳۸۸ اسفند ۲۳, یکشنبه

مهرام قهرمان باشگاههای غرب آسیا

تیم بسکتبال مهرام مقام قهرمانی غرب آسیا را کسب و به عنوان نماینده ایران در باشگاههای آسیا انتخاب شد، گفتنی است ذوب آهن اصفهان نیز سوم شد।
این قهرمانی را به طرفداران ورزش، خصوصا بسکتبال دوستان تبریک می گوییم.

۱۳۸۸ اسفند ۲۰, پنجشنبه

کوتاه از فوتبال ایران

خبرهای کوتاه از فوتبال ایران
علی دایی
یک سال پس از برکناری علی دایی از مربیگری تیم ملی ایران، احتمال شکایت او از فدراسیون به مقامات بین المللی فوتبال وجود دارد.
علی دایی که ابتدای امسال از مربیگری تیم ملی فوتبال ایران کنار گذاشته شده بود درپی عدم پرداخت مالیات حقوقش که طبق توافق فدراسیون ملزم به پرداخت آن بود؛ تهدید کرد چنانچه بار دیگر فدراسیونی ها از پرداخت این مبلغ که 150 میلیون تومان است سر باز زنند با شکایت از فدراسیون تمام مبلغ باقیمانده قراردادش را که ظاهرا در حدود دو میلیارد تومان است دریافت خواهد کرد.
مهدی تاج
نایب ریس فدراسیون فوتبال ایران در روزهای آخرین سال به علت عارضه قلبی در بیمارستان چمران تهران بستری شد.
مهدی تاج که سال پرکاری را درفدراسیون گذرانده بود، احتمالا به دلیل فشار بالای کار و نتایج نه چندان خوب تیم های ایرانی کارش به مداوا در بیمارستان کشیده شد .پزشکان حال عمومی او را رضایت بخش توصیف؛ اما متذکر شده اند که باید مدتی را تحت نظر بماند.
هیئت فوتبال گیلان
سیروس شاملی رییس هیئت فوتبال گیلان از مسئولیت این هیئت کناره گیری و محمدرضا قاسمی دهشالی به جای او به عنوان سرپرست معرفی گردید.
شاملی که مدت 8 سال این مسولیت را برعهده داشت روز سه شنبه از کار خود کنار رفت تا محمد رضا قاسمی که هم اکنون عضو شورای شهر رشت نیز می باشد به عنوان سرپرست وظیفه برگزاری انتخابات را برعهده بگیرد.
علی پروین
علی پروین که به عنوان یکی از گزینه های هیئت مدیره پرسپولیس مطرح است ،اعتقاد دارد تیم علی دایی قهرمان لیگ امسال خواهد شد.
پروین درمصاحبه با خبرنگاران اعلام کرد:علی دایی در پرسپولیس تحول عظیمی ایجاد کرده است و برای من این تحول مهم تر از هر چیزی است. باید منتظر ماند و نظر علی پروین را بعد از حضور در هیئت مدیره درمورد علی دایی دید.
امیر قلعه نویی
امیر قلعه نویی مربی موفق سپاهان درلیگ معتقد است تیمش در لیگ قهرمانان آسیا نیز از گروه خود صعود خواهد کرد
.
بعد از دو تساوی تیم سپاهان در لیگ قهرمانان آسیا مخالفان مربی سپاهان موقعیت را مغتنم شمرده و علیه او شروع به تبلیغات کرده اند اما قلعه نویی در مصاحبه با خبرنگاران اعلام کرد:این درست که در دو بازی چهار امتیاز ازدست داده ایم؛ اما بی شک صعود خواهیم کرد।

۱۳۸۸ اسفند ۱۶, یکشنبه

آندرانیک اسکندریان

یادی از دفاع چپ جهانی ایران ؛آندرانیک اسکندریان

باشگاههای متوالی:پولاد، آرارات،تاج(استقلال)وکاسموس


مربیان:گارنیک محرابیان، منصور امیر آصفی،رایکوف و.....
افتخارات:بازی در المپیک، جام جهانی،جام ملتهای آسیا و منتخب جهان
معروف ترین همبازیان:پله،بکن باویر، کارلوس آلبرتوو......
پست بازی :دفاع چپ

آندرانیک که از بازیکنان قدیمی فوتبال ایران است بعد از جام جهانی آرزانتین به کاسموس نیویورک پیوست و تا پایان فوتبال همانجا ماند و از فوتبال خداحافظی کرد. او اکنون در نیویورک دو فروشگاه ورزشی دارد که با اداره کردن انها روزگار می گذراند. آلکو اسکندریان فرزند اندرانیک یکی از بازیکنان خوب امریکاست، مصاحبه زیربر گرفته از گفتگوی
اسکندریان با سایت پارس فوتبال است که به نظر خوانندگان می رسد.


آقای اسکندریان با سپاس از اینکه در این مصاحبه شرکت می کنید،عمده موفقیت خودتان را مدیون چه کسی می دانید ؟
از شما متشکرم که یادی از ما کردید ،من هیچ وقت انکار نکردم که آقای گارنیک محرابیان بیشترین کمک را به من کردند ؛اما بودند کسانی دیگر که به من بسیار کمک کردند ، نفر دوم آقای امیر آصفی بودند و نفر بعدی رایکوف بود، البته جا دارد این جا از یک خبرنگار و روزنامه نویس تشکر کنم که به من همیشه لطف داشتند. زمانی که در آرارات بازی می کردم آقای ابولفضل جلالی در دنیای ورزش قلم میزدند،این آقای جلالی همیشه پشت سر ما بودند . به من می گفتند توباید در تیم ملی بازی کنی و این دلگرمی بود برای من که به کارم بیشتر وبا جدیت ادامه بدهم
.
آندرانیک در کدام تیم آندرانیک اسکندریان شد ؟ من آدم بسیار ساکت و سر به زیری بودم ،همیشه از منم منم دور بودم و هستم . ببینید از روزی که شروع کردم تا زمانی که فوتبال را کنار گذاشتم آندرانیک بودم !
شما روی کدام مهاجم حساب می کرد حالا چه از مهاجمین پرسپولیس و چه دیگر مهاجمین؟ من از تمام مهاجمین نکته های فراوانی آموختم . هر مهاجمی شیوه خاص خودش را داشت برای گلزنی تمامی انهاترفندها و شیوه های خاص خودشان را داشتند و بالطبع کار من هم جلوگیری از این کار آنها بود . هر کدام در کار خودشان استاد بودند . آقایان بهزادی،وطنخواه ، شرفی ، ایرانپاک بودند ، حاج رحیمی پور بود و فرکی از پاس بود .
اولین بازی ملی شما کی بود ؟روبروی عراق فینال جام ملتهای آسیا . توی آن بازی و در اولین تجربه ملی خودم من نگذاشتم که مهاجم عراقی که بسیار خطرناک هم بود کاری را انجام بدهد.الان اسمش در خاطرم نیست ، شما میتوانید مهار شدن این مهاجم که من در بازی انجام دادم را از خیلی ها بپرسید.
و شما با گل خورشیدی و در اولین تجربه ملی تان قهرمان آسیا شدید. بله بله قهرمان شدیم.

اولین بازیتان را با قهرمانی در جام ملتهای آسیا آغاز کردید ، کلآ چند سال برای تیم ملی بازی کردید ؟ چهار سال ! بازیهای مقدماتی جام جهانی را آغاز کردیم که ۱۴ و یا ۱۶ بازی بود که با دو تساوی و چهارده برد به جام جهانی رفتیم . در جام جهانی هم که یک تساوی داشتیم و دو باخت .

از پله در کاسموس چه خاطره ای دارید؟رفتن من مصادف شد با بازی خداحافظی پله، برای این بازی فکر می کنم به سیزده کشور مختلف رفتیم و پله خداحافظی کرد.

بعد از خداحافظی پله آیا با همدیگر رابطه داشتید ؟بله . پله به همراه پسرش به مغازه ام زیاد سر میزدند در ماه چندین مرتبه خودش و یا پسرش به مغازه ام در نیویورک می آمدند و آخرین زمانی که مستقیم و رودرو با هم ملاقات داشتیم دو سال پیش بود . البته هر سال همدیگر را در مهمانی باشگاه کاسموس می بینیم .

کلآ چند سال در کاسموس توپ زدین ؟ 7 سال .

دیگربا کدام از بزرگان فوتبال دنیا هم بازی شدید ؟ کارلوس آلبرتو - بکن بائر- نیسکنس از هلند -تینالیا از ایتالیا و ...

چرا بعد از اتمام بازی در کاسموس سراغ مربیگری در فوتبال نرفتید ؟ ببینید من از ۱۳ سالگی در فوتبال بودم و همیشه در مسافرت بودم . من بعد از این که مدرکم را گرفتم تصمیم داشتم؛ اما با توجه به این مسافرتهای طولانی و داشتن مغازه ورزشی ام تقریبآ خیلی سخت بود که من را از مربیگری پشیمان کرد .

...و صحبت آخر؟!من از تمام تماشاگران خوبمان تشکر میکنم اینها تمام سرمایه های فوتبال ما هستند و همیشه به ما لطف داشتند و خصوصآ طرفداران تیم تاج سابق و استقلال کنونی . از تمام مربیانم و شما روزنامه نگاران و خبرنگاران عزیز که سعی میکنید ورزش و خصوصآ فوتبال را با پوشش درست خبری و با انتقادهای به جا و موثرتان فوتبال را زنده نگاه دارید .

۱۳۸۸ اسفند ۱۵, شنبه

منصور امیر آصفی

منصور امیرآصفی در گذشت


منصور امیر آصفی، بازیکن ، کاپیتان و مربی اسبق فوتبال ایران و باشگاه کیان، امروز درتهران درگذشت.
امیر آصفی در دوران مربیگری بازیکنان زیادی را به جامعه ورزش کشور معرفی نمود که در بین آنان می توان به علی پروین اشاره کرد.امیر آصفی متولد 1315 یکی دو سالی بود که به علت بیماری خانه نشین شده بود.درگذشت این مربی خوب را به جامعه ورزش و شاگردانش همچنین خانواده داغدارش تسلیت می گوییم.

۱۳۸۸ اسفند ۱۲, چهارشنبه

ایران1تایلند صفر


خیانت ناخواسته داوران به فوتبال ایرانی

بازیکنان ایرانی و داوران

در مسابقاتی که داوران خارجی برای بازیکنان ما قضاوت می کنند م
عمولا بازیکنان ایرانی برای فریب داوران در محوطه جریمه حرکاتی می کنند تا پنالتی بگیرند؛ اما از آنجا که خارجی ها "مسعود عنایتشان" تحت هر شرایط از آنها حمایت نمی کند ، سمولیشن ها و دایوینگ های بازیکنان ایرانی نافرجام مانده و دادشان به گوش فلک می رسد. داوران ایرانی احتمالا نمی دانند با این رویه و پنالتی گرفتن های خیالی به فوتبال ملی خیانت می کنند.

۱۳۸۸ اسفند ۴, سه‌شنبه

۱۳۸۸ بهمن ۲۵, یکشنبه

قهرمانی تیم ملی کشتی فرنگی


قهرمانی تیم ملی کشتی فرنگی ایران در جهان

امروز یکشنبه تیم ملی کشتی فرنگی با برتری مقابل ترکیه به مقام قهرمانی "جام جهانی کشتی" رسید این پیروزی را به جامعه ورزش خصوصا کشتی دوستان تبریک عرض می کنیم گفتنی است در دوره قبلی این مسابقات ایران به مقام دوم رسیده بود.

۱۳۸۸ بهمن ۲۱, چهارشنبه

بررسی علل فحاشی در استادیومهای ورزشی


پيشگفتار:
با توجه به اهميت موضوع ورزش در خانواده ها، لازم است تجديد نظري در خصوص چگونگي وكيفيت حضور بانوان در امكان ورزشي صورت پذيرد وخانواده ها نيز به عنوان تماشاگر در ميادين ورزشي حضور يابند؛ اما با توجه به برخوردهاي نامناسب و فحاشي و هتك حرمت افراد اين امر مهم تاكنون تحقق نيافته وتقريبا مي رود كه به ورطه فراموشي ونسيان سپرده شود.
علي ايحال روزي مي بايد اين موضوع تحقق يابد، زيرا بانوان نيمي از جمعيت كشورمان هستندو جامعه نيز نيازمند حضور اينان در اجتماع مي باشد.تجربه نشان داده است مردان ايراني در مكانهايي كه بانوان حضور دارند كنترل بيشتري بر رفتار وكردار خود دارند و درواقع حرمت بانوان را اينگونه پاس مي دارند، البته اين يكي از راهكارهاي احتمالي كنترل فحاشي است، از دلايل ديگر اين تحقيق مي توان به برخورد هاي نامناسب ماموران انتظامي؛ نا مناسب بودن وضعيت رفاهي ورزشگاه،ازجمله رستوران، نمازخانه، سرويس هاي بهداشتي وحتي سرويس هاي رفت وبرگشت به ورزشگاه اشاره كرد.
در اين تحقيق خواهيم كوشيد براي روشن شدن دلايل پديده زشت توهين وتحقيرو هتك حرمت افراد به عوامل ديگري نيز پرداخته شود تا لايه هاي گوناگون اين موضوع روشن شود.

بيان مسئله:
موضوع فحاشي در استاديومهاي ورزشي ، ازحدود كمتر از دو دهه قبل آغاز گرديده و به تدريج گسترش يافته است، اين تحقيق بران است تا بررسي كند اصولا راهي براي بهبود اوضاع ورزشگاهها وجود دارد يا خير؟
و يا اينكه با برخوردهاي قضايي و امنيتي و ايين نامه هايي كه سر آمد همه انان اين روزها به نام منشور اخلاقي مشهور شده است مي توان فرهنگ مناسبي را در ورزشگاهها ايجاد كرد؟
اهميت وضرورت تحقيق:
تحقيق حاضر مي تواند باعث گسترش روحيه نشاط و انرژي مثبت بين جوانان گردد. مسئله ديگر اينكه نتيجه خواهيم گرفت آيا بستر براي حضور خانواده ها و فرزندان خردسال آنان كه عموما نيز مايل به حضور در ورزشگاهها هستند و اينك در شرايط فعلي با دو مشكل بزرگ عدم مجوز مراجع و جو نا سالم ورزشگاهها روبرو هستند فراهم خواهد شد ويا نه؟
اهداف تحقيق:
براي برسي علل فحاشي در استاديوم هاي ورزشي به جامعه آماري مورد نظرمان كه دراين تحقيق ورزشگاه آزادي تهران مي باشد خواهيم رفت و در چند جايگاه مخصوص تماشاچيان كه در واقع حجم نمونه ما خواهد بود در خصوص اهداف كلي و جزئي مان پرس وجو خواهيم نمود، دراين قسمت تلاش خواهيم كردتا بدانيم فرهنگ، رفتارعوامل اجرايي، عوامل داوري و برخورد ماموران در گسترش اين پديده زشت موثر است يا خير؟
سئوالات تحقيق:
1-آيا رفتار نامناسب ماموران باعث تشديد فحاشي در ورزشگاه مي شود؟
2-آيا بازيكنان در داخل زمين با حركات نامناسب باعث بروز رفتارهاي ناپسند تماشاچيان مي شوند؟
3-آيا تصميم گيري هاي دوگانه داوران باعث بروز و تشديد فحاشي تماشاگران است؟
4-آيا تربيت خانوادگي مي تواند باعث فحاشي در ورزشگاه باشد؟
فرضيات:
1- ممكن است رفتار ماموران انتظامي ورزشگاه باعث تشديد فحاشي شود.
2- ممكن است حركات محرك بازيكنان درداخل زمين باعث بروز اين رفتار زشت باشد.
3- ممكن است داوريهاي اشتباه داوران باعث اين گونه رفتار نا پسند باشد.
4- ممكن است تربيت خانوادگي نيز در بروز ناهنجاريها در ورزشگاه موثر باشد.
روش تحقيق
به نظر مي رسد بهترين روش براي اين تحقيق شيوه پيمايشي (مقطعي) باشد، بنابر اين از همين روش براي كار استفاد خواهيم كرد.
روش گرد آوري اطلاعات
براي گرد آوري اطلاعات با طرح پرسشنامه اي حاوي بيست سئوال از مخاطبين خواهيم خواست نظراتشان را در اين خصوص بيان نمايند.
جامعه آماري
بهترين مكان براي "پرسش در باره علل فحاشي در استاديومها" به نظر استاديوم ورزشي آزادي است كه گل سر سبد ورزشگاههاي ايران است و بيش از هر ورزشگاه ديگري شاهد اين رفتار ناپسند بوده است.
حجم نمونه
در ميان جايگاههايي كه در ورزشگاه آزادي موجود مي باشد سه جايگاه را براي تحقيق انتخاب نموده ايم1-جايگاه تماشاچيان متعصب استقلالي2-جايگاه تماشاچيان متعصب پرسپوليسي3-جايگاه تماشاچيان ويژه كه به ترتيب از آنها در خصوص علل فحاشي پرس وجو خواهيم نمود.
روش نمونه گيري
براي اين تحقيق روش نمونه گيري خوشه اي را انتخاب نموده ايم.
تجزيه وتحليل:
طرح سئوالهايي كه در پاره اي اوقات شايد چندان معقول نيز به نظر نيايد اما با نوجه به سئوالهاي مطرح شده در پرسشنامه مخاطبين به فراخور سن وتحصيلات پاسخهايي داده اند .
از آنجا كه پاسخگويان حاضر به درج سن وتحصيلات وجايگاه اجتماعي خود نشده اند بنابر اين از روي پاسخ ها به جمع بندي نهايي خواهيم رسيد.بعنوان مثال از روي تعداد افرادي كه راي به حضور بانوان در ورزشگاهها داده اند استنباط خواهيم كرد كه به نظر جامعه تماشاگران كه حجم نمونه اش راي به حضور يا عدم حضور اين قشر از افراد جامعه در ورزشگاه داده اند آيا حضور بانوان باعث كاهش فحاشي خواهد بود يا خير.
خلاصه ونتيجه گيري:
تحقيق حاضر بر آنست تا ابعاد وعلل فحاشي را دراستاديومهاي ورزشي بررسي كندبنابر اين از تمام ابزارهاي كه تماشاگران براي حضور در استاديوم از آن استفاده مي كنند بهره برده است تا در نتيجه گيري لحاظ شود.
در سئوال اول در خصوص چگونگي سرويس دهي شركت واحد بيش از 62 %از مخاطبين راي به كم تاثير بودن اتوبوسها داده اند.بيش از57% ازمخاطبين معتقدند نحوه بليت فروشي تاثير زيادي در فحاشي تماشاچيان دارد.در خصوص برخورد نيروهاي انتظامي بيش از62% از مخاطبين معتقدند تاثير خيلي زيادي در عكس العملهاي بعدي تماشاچيان دارد.بيش از 62%از مخاطبين به كم تاثير بودن نظافت استاديوم راي داده اند.كيفيت اغذيه نيز با به نظر 75% درصد از پرسش شوندگان تاثير كمي در فحاشي دارد.بيش از62 درصد از مخاطبين معتقدندبرخورد پرسنل ورزشگاه ميتواند تا حدود زيادي از فحاشي در مسابقات بكاهد.100% راي دهندگان قايل به كم بودن سرگرمي مناسب بين دو نيمه و قبل از بازي هستند .بيش از 62% از تماشاچيان معتقدند ساعت برگزاري مسابقات مناسب نيست.بيشتر از 47% از تماشاگران معتقدند نظافت سرويس هاي بهداشتي نقشي در فحاشي ندارد.بيش از 50% از تماشاگران قيمت بليت را با تورم همسان نمي دانند.بيشتر از 90% از مخاطبين معتقدند داوريهاي بد تاثير به سزايي در فحاسي افراد درورزشگاه دارد .بيش از 57% از شركت كنندگان در نظر سنجي اذعان داشته اند كمي در ورزشگاه فحاشي مي كنند.سن افراد در فحاشي نمي تواند موثر باشد چنانچه بيش از 40% از پاسخ دهندگان به اين امر معتقدند.75% از مخاطبين معتقدندرفتار بازيكنان داخل زمين در فحاشي تماشاگران تاثير خيلي زيادي دارد.45% از پاسخ دهندگان نقش كمي براي مطبوعات در فحاشي قايل هستند.بيش از 62% از تماشاگران مي گويند كار فرهنگي ميتواند به ميزان زيادي از فحاشي بكاهد.بيشتراز75% تماشاچيان معتقدند برخورد فيزيكي ماموران خيلي زياد در تشديد فحاشي نقش دارد.بيش از55% از مخاطبين معتقدند چنانچه بانوان در ورزشگاه حاضر باشند خيلي زياد در كاهش فحاشي موثر خواهد بود.بيشتز 50% ازتماشاگران معتقدند زياد از ليدرها خط مي گيرند و بالاخره بيشتراز 67%از حاضرين بعد مسافت را كم تاثير در فحاشي مي دانند، بنابر اين مي توان نتايجي را كه در پي مي آيد بر اين تحقيق متصور بود.
تماشاگران سرمايه هر ورزشي محسوب مي شوند . در كشورهاي پيشرفته تماشاگران پيش از آغاز فصل بليتها را خريداري مي كنند و تا پايان فصل با مشكلاتي نظير كمبود بليت مواجه نيستند.بوفه هاي اغلب ورزشگاهها منظم،سرويس هاي بهداشتي مرتب،برخوردهاي پرسنل ورزشگاهها ونيروي انتظامي به جز موارد خيلي خاص محترمانه،داوران مجهز به علم روز، خانواده ها در كنار همسر و فرزندان بازيها را تماشا مي كنند.
در اين گونه كشورها اصولا ورزشگاهها معمولا در قلب شهرها ساخته مي شوند و نيازي به سرويس هاي عمومي زيادي جهت آمد وشد نيست، بنابر اين تماشاگر با كمترين اتلاف وقت خود را از محل كار يا منزل به ورزشگاه مي رساند.ساعت برگزاري مسابقات اغلب در ابتداي شب بوده كه از همين نقطه تفاوت ما با اين گونه كشورها آغاز مي شود در كشور ما به بهانه كمبود برق معمولا مسابقات را بدترين وقت از روز كه يكي دو ساعت پس از نيم روز است برگزار مي كنند .مسافت استاديومها عموما تا شهر بسيار زياد است به وي‍ژه دركلانشهري مثل تهران كه به عنوان مثال از شرق تهران تا استاديوم آزادي فاصله نسبتا زيادي است براي نوجوان علاقمندي كه حدود سه ساعت را بايد براي رفت وبرگشت صرف نمايد طاقت فرسا و استرس زا خواهد بود.
نيرو هاي انتظامي معمولا برخورد شايسته اي با تماشاچيان ندارند.سرويس هاي بهداشتي و بوفه ها وضعيت مناسبي ندارند.بليت فروشي به بدتربن و ابتدايي ترين روش انجام مي شود.خانواده ها با مشكل شرعي براي حضور در استاديوم مواجه هستند. داوريها بسيار بد و از روي رفع تكليف است.بازيكنان معمولا رعايت اصول اخلاقي را در ميدان مسابقه نمي كنند.با اين تفاسير وبا توجه به درصد هاي استخراج شده به نظر مي رسد:
1-بين رفتارهاي نامناسب ماموران انتظامي وفحاشي تماشاچيان رابطه مستقيم وجود دارد.
2-بين رفتار هاي بازيكنان در داخل ميدان با فحاشي روي سكو رابطه مستقيم وجود دارد.
3-تصميم گيري هاي دو گانه داوران در تشديد فحاشي روي سكورابطه مستقيم وجود دارد.
4- در خصوص تربيت خانوادگي به قطعيت نمي نوان اظهار نظر كرد اما بي تاثير نيست.
با توجه به موارد بالا از چهار فرضيه مطرح شده سه مورد به طور كامل به اثبات رسيده و فرضيه چهارم ممتنع به نظر مي رسد.نگارنده شخصا موارد بسياري را شاهد بوده است كه افرادي تحصيل كرده با جايگاه اجتماعي بالا و خانوادههايي اصيل در لحظاتي از بازيها براثر اشتباهات داوري يا برخوردهاي نامناسب ماموران ويا حركات محرك بازيكنان تحت تاثير قرار گرفته و اقدام به فحاشي نموده اند.بنابر اين استدلال گرچه خانواده بي تاثير نيست امااين گونه افراد تحت تاثيرموارد اول تا سوم از كوره در رفته و اقدام به فحاشي نموده اند كه ميتوانيم نتيجه بگيريم فرضيه چهارم مردود است.
چه بايد كرد؟؟
با توجه به اينكه تماشاگر ركن اصلي هر ورزشي محسوب مي شود و با عنايت به اينكه در صد بالايي از جامعه مارا جوانان تشكيل مي دهند لازم است مسئولان راهكارهايي را براي بهبود اوضاع فرهنگي استاديوم بينديشند .اينكه تماشاگر از بدو تصميم براي حضور در ورزشگاه با چالش هاي عديده اي مواجه شود خود باعث بروز انواع نا هنجاريها كه فحاشي نيز يكي از انهاست خواهد شد، مشكلاتي از قبيل تهيه بليت،آمد وشد،رفتار ماموران،بوفه ها، سرويس هاي بهداشتي و غيره مي تواند شريف ترين انسانها را نيز در لحظاتي از خود بيخود كرده وبه اعمالي دست زند كه منجر به تخليه رواني مي شود.
جامعه سنتي و غير سنتي كشورمان شاهد است همواره آقايان درحضور بانوان رعايت مسائل اخلاقي را بيش از هر زمان ديگري مي كنند بنابر اين همانطور كه بيش از 55%درصد معتقدند خيلي زياد و بيش از 20%با انتخاب گزينه زياد معتقدند حضور بانوان مي تواند باعث كاهش رفتار ناشايست در ورزشگاه گردد شايسته است براي اين موضوع راهكاري انديشيده شود تا ضمن احترام به حقوق نيمي از جمعيت كشورمان قدمي در راه پاك سازي ورزشگاهها از هتاكي و فحاشي برداشته شود.
اميدوارم تحقيق انجام شده كه گوشه اي از مشكلات بي شمار ورزش ايران را مورد توجه قرار داده است بتواند بار هر چند كوچكي را از دوش تصميم گيران برداردو از اين تحقيق به نحو شايسته اي بهره برداري لازم انجام گيرد।

پی نوشت:نوشته بالا یک تحقیق دانشگاهی است و ممکن است مانند تمامی تحقیقات دارای نواقصی هم باشد به هر ترتیب امیدوارم مسئولین امر برای بهبود اوضاع از نوشتار این چنینی بهره لازم را ببرند،نگارنده آماده هر گونه کمک در راستای بهبود فرهنگی استادیومهای ورزشی می باشد.

۱۳۸۸ بهمن ۱۶, جمعه

محسن قهرمانی داور خود بزرگ بین

یک بام وچند هوا
احوالات یک داور خوب ایرانی:
یکی بود یکی نبود، داوری بود در رشته فوتبال، می گویند این داور محترم گاهی قضاوتهایی می کند که مردگان از شنیده اعمالش از جا بر می خیزند و انگشت حیرت بر دهان می گیرند.
آورده اند این جناب زمانی بازیکن یکی از تیمهای شرق کشور بوده؛ اما توفیقی در بازیگری اش حاصل نگردیده و به ناچار به شغل خطیر قضاوت فوتبال رو آورده و در ادامه در این حوزه موفقیت هایی نیز کسب کرده است.
او پله پله نردبان ترقی را پیمود تا رسید به بالاترین سطح داوری در کشور یعنی لیگ برتر ، در یکی از بازیها، بازیکن یکی از تیمهای حاضر را که سابق بر این درعنفوان جوانی و آن تیم شهرستانی با جناب ایشان همبازی بوده و گویا کدورتی نیز در بین بوده است با کارت قرمز از بازی اخراج و حرفهایی که آنروزها بین دو دوست قدیمی رد و بدل شد تا اینکه بازیکن مشهور به تیم رقیب پیوست.
از انجا که تیم رقیب احتمالا از تیم هایی بوده که جناب داور بین المللی در کودکی برایش سینه چاک می کرد، ستاره تازه رنگ عوض کرده کاملا مورد حمایت این حضرت بود و الخ....
در یکی از بازیها به ناگاه این جناب مستطاب بازی را در این سوی زمین متوقف و در سوی دیگر زمین با نشان دادن کارت قرمز یکی از بازیکنان را اخراج می نمایند و در پاسخ روزنامه نگاران وخبرنگاران می فرمایند من چون گوشهای تیزی دارم شنیدم که فلانی به فلانی فحاشی کرد به همین جهت از زمین مسابقه اخراجش کردم.
هر چند کسی فرمایشات این بزرگ مرد تاریخ داوری را باور نکرد اما ملاحظه کاریها باعث شد تا ایشان کماکان به کارشان ادامه دهند و تیم ها را آنچنان بچزانند ودر دقایق وقت اضافه یکی از بازیهای لیگ چنان گل سالم یک تیم را مردود اعلام کند که داد فلک هم از این کار ایشان در آید ، اما چه باک ایشان بیم المللی بودند حفظ شان برای جامعه داوری ضروری؟!
سرانجام اضافه وزن وبعضی مسایل حاشیه ای باعث شد مدتی خانه نشین شود، اما این خانه نشینی با بازگشتی خوب به لحاظ وزن همراه بود، چنانچه دیدیم حضرتش مثال یک ورزشکار حرفه ای وزن کم کرده و با اندام مناسب بازگشته است و جامعه داوری از این جهت احساس رضایت کرد.
اما افسوس که اشتباهات شاخ ودم دار این جناب کماکان ادامه دارد ان چنانکه به درست یا به غلط در ابتدای بازی به نفع یک تیم اعلام پنالتی می کند و در ادامه آن چنان سوت هایی می زند که داد بی آزارترین آدم این فوتبال را در می آورد و پرونده را از این فراتر نیز می برد و یک تصادف ساده را چنان بزرگ نمایی می کند که گویی اور ا به آشو ویتس برده اند.
آقای داور، برادر بزرگوار، عزیز دل، ای عزیز بهتر از جانم شما بهترین داور ایرانی! شما برادر بزرکتر کولینایی ! اصلا شما به مارکوس مرک آلمانی درس داوری داده ای ! همه اینها قبول، اما شما با آن گوشهای تیزت چطور نشنیدی بازیکن های دو تیم در زمین از خجالت هم شدیدا در آمده اند؟ نکند کم کردن وزن روی گوشهایتان تاثیر گذاشته باشد، جامعه داوری شما را با گوشهایتان می شناخت حالا که ان را هم از دست داده اید ما با این مصیبت عظما چه کنیم؟

۱۳۸۸ بهمن ۱۲, دوشنبه

دربی بنــــــــــــــــــــــــــــــــفش

دربی بنفش
بازی بزرگ زمستان هشتاد وهشت
در تمام دنیا بازیهای بزرگی در رشته فوتبال کم وبیش انجام می شود ، این بازیها با نامهای متفاوتی در کشورهای مختلف خوانده می شود .اگرچه لفظ" دربی یا داربی "به بازی همشهری ها اطلاق می شود، اما بازی های بزرگ هر کشور حکم داربی را نیز دارد. در اسپانیا "ال کلاسیکوی معروفش "همان حکم داربی خودمان را دارد با این تفاوت که تماشاگران برنده و بازنده از دیدن بازی لذت می برند. معمولا داربی ها از لحاظ نتیجه نیز پر گل می شوند ، در ایتالیا بازی تیم های" اینتر میلان و آث میلان" معمولا پرگل و ایضا تماشاگر پسند نیز هست و یا حتی تیم های" انگلیسی و آلمانی" که در برابر هم قرار می گیرند سعی می کنند لحظات شاد و پرهیجانی را برای تماشاگران فراهم آورند؛ اما این موضوع در کشورمان دقیقا وارونه است.
رسیدیم به حساس ترین و این بار به عنوان نمونه قشنگ ترین بازی سال، چهارشنبه این هفته دربی تهران برگزار خواهد شد. معتقدیم این بازی بازی زیبایی بر خلاف گذشته از آب در خواهد آمد.استقلال و پرسپولیس این روزها دور جدیدی از حیات خود را تجربه می کنند.نمود این تجربیات جدید آن جاست که قبل از بازی "هفته ما قبل دربی "مربیان هر دوتیم اعلام می کنند که به دربی فکر نمی کنند و چه زیبا این گفته را به اثبات می رسانند و هر دوتیم در بازیهایی که می توانست برایشان سخت هم باشد متفکرانه حاضر می شوند وبا نتیجه مشابه سه بر یک حریفان را از پیش رو بر می دارند .
استقلال بعد از هفته ها که خوب بازی نمی کرد دو بازی پیاپی را برد و پرسپولیس هم بعد از شکست مقابل شاهین بوشهر با دو برد متوالی اعلام کرد که می شود باخت ، بد هم باخت ؛ اما دوباره سر پا ایستاد و زندگی را از سر گرفت.
امیدواریم مربیان دو تیم همان طور که ادعا کرده اند به فکر تساوی نبوده و تمام سعی شان را برای پیروزی به کار گیرند؛ صرف نظر از هر نتیجه ای که در این بازی حاصل شود تماشاگران مشتاق دیدار یک بازی خوب هستند .تماشاگران ایرانی امروزه به درجه ای از شعور رسیده اند که بدانند فوتبال جای برد وباخت هاست؛ این که برای رضایت دل کسانی بازی را به تساوی بکشانیم نه مورد پسند آبی دوستان است و نه قرمز دوستان را خوش می آید .
این بازی می تواند وباید آغازی باشد برای نبرد تاکتیکی میان "مربیان نسل جدید فوتبال ایران" که بعد از تجربیات زیاد در عرصه بازیگری هم اکنون در لباس مربیگری مقابل یکدیگر می ایستند.در تمام دنیا بازی هم شهری ها معمولا بازی خوب و باکیفیتی از آب در می آید؛ اما در کشورمان سالهاست این دو تیم دست به عصا مقابل همدیگر ظاهر می شوند ، امیدواریم این بار علی دایی و عبدالصمد مرفاوی بتوانند شهر آورد تهران را به یک بازی استاندارد نزدیک کنند.
اگر چه به لحاظ فنی با تیمهای بزرگ دنیا فاصله ای از زمین تا آسمان داریم اما یادمان باشد به لحاظ تماشاگر شاید جز "سه شهر آورد "بزرگ دنیا باشیم، قدر این تماشاگران را بدانیم و با یک بازی خوب به شعورشان احترام بگذاریم که اصولا تماشاچی صاحب اصلی این فوتبال است.

۱۳۸۸ بهمن ۹, جمعه

پهلوان پنبه ها را از صفحه ورزش محو کنید


دوپینگ و هزار حرف وحدیث
دوباره افتضاحات دوپینگ در ورزش کشورمان بالا گرفت، دوباره داریم از سرمان بازش می کنیم تا نوبتی دیگر که کار بالا بگیرد، دوباره داریم پشت گوش می اندازیم و از زیر مسئولیت شانه خالی می کنیم؛ نه این راهش نیست.
همه می دانند که دوپینگ به صورت گسترده در ورزش ایران وجود دارد و این هیچ ربطی به ایوانف و یا هر مربی به خصوصی هم ندارد .متاسفانه ورزش ما این بار از ان طرف بام درحال افتادن است و یا شاید افتاده باشد و ما خبر نداریم.
سالهاست وقتی به میدان سخت می رسیم و گند کاری هایمان برملا می شود یکی دو نفر بی گناه و با گناه را دراز می کنیم و خودمان را تبرئه و باز روز از نو وروزی از نو!
عادت کرده ایم تقصیرها را به گردن" ابر وباد ومه خورشید وفلک "بیندازیم و از پاسخگویی فرار کنیم ، می دانیم روزی دوباره باید در برابر خداوند بزرگ جوابگو باشیم؛ اما این میز لعنتی آن چنان ما را فریفته است که حاضریم نزدیکانمان را قربانی ان کنیم ورزش که جای خود دارد.
ما نه امروز، که سالها پیش وقتی کشتی گیران فرنگی مان افتضاح بالا اورده بودند می باید شروع به مبارزه می کردیم. در برابر آبروریزی باید برخورد مناسب صورت می گرفت .یک روز به بهانه اینکه اینها جوانند و اشتباه کرده اند مماشات کردیم، یک روز به بهانه اینکه اینها امیدهای مدال اوری مان هستند سهل انگاری کردیم ، یک روز به بهانه ای دیگرکوتاه امدیم، نتیجه این شد که دو سال پیش نه نفر از" ورزشکاران وزنه برداری" را دوپینگی دیدیم ، پارسال ایضا و امسال دوباره همان وضعیت تکرار شد.
نکته جالب اینجاست که اگر پیش از این دوپینگ را در یکی دو رشته خاص می دیدیم ، هم اکنون این پدیده فراگیر شده و تقریبا درتمام رشته ها مشاهده می شود و ورزشکارانی که می شود انها را پهلوان پنبه نامید در اقدامی ناجوانمردانه خود را با دارو به درجه ای از امادگی کذایی می رسانند که حریفان را یارای رقابت با انان نیست، اما هم اینان وقتی به رقابت های بین المللی می روند از ترس آزمایشات، نتیجه لازم را نگرفته در نتیجه از جیب بیت المال برای سیر وسیاحت هزینه می کنند و برمی گردند.
آقایان به خود بیایید برای یک بار واقعیات را ببینید و فارغ از اینکه مرتکب کیست و چه نامی دارد برای همیشه از صفحه ورزش محوش کنید تا بقیه ورزشکاران بدانند هر چقدر بزرگ باشند در برابر پرچم مقدس ایران و عظمت این کشور کوچک هستند و این پرچم سه رنگ است که در جهان به آنها هویت می بخشد.
وقتی مربیان فوتبال داد سخن دادند که چنین وچنان به طرفه العینی صدایشان را خواباندیم که مبادا کسی بشنود و برای این فوتبال که به "شیری بی یال و دم واشکم "می ماند مانعی ایجاد کند ومحرومیتی شامل حال ورزش کشور نشود، خوب بشود چه بهتر که از میادین آسیایی دور بمانیم و پاک وپاکیزه قدم به تمام میادین بگذاریم.
به نظر دلیل اصلی اینگونه اعمال غیر ورزشی که مثل خوره در جان وتن ورزشکارانمان رخنه کرده است به نتیجه گرا شدن ورزشکاران و مربیان برمی گردد ، اگرچه امروزه ورزش به مثابه یک حرفه بوده و ورزشکاران حرفه ای شده اند؛ اما در این ورزش در حد اماتورمان گاهی مشکلاتی دیده می شود که در جهان حرفه ای هم کم سابقه است.
بساط نتیجه گرایی را برچینید، مدیران را توجیه کنید، مربیان را به مشکلات و عوارض دوپینگ آگاه کنید ، ورزشکاران را با خطرات این پدیده زشت آشنا کنید، انگاه اگر کسی پیدا شد که دوباره با همه اطلاع رسانی ها و گوشزد کردنها خواست تمکین نکند برای همیشه از صفحه ورزش محوش کنید تا درس عبرتی شود برای سایرین که بدانند پیش از رسیدن به میادین بین المللی جایی هست که بر اعمال و رفتار انان نظارت می کند .مطمئن باشید از این رفتار نه مدیران ونه مربیان و نه ورزشکاران متضرر که نخواهند شد هیچ بلکه سود هم خواهند برد.

۱۳۸۸ بهمن ۸, پنجشنبه

بازی جوانمردانه

بازی جوانمردانه
در این برهوت معرفت، دراین ولوله بازار نتیجه گرایی و در این فوتبال که سر وته اش را می زنی همه به دنبال ناکار کردن هم هستند، یکی پیدا می شود و در حالی که می تواند از زمین خوردن حریف استفاده کرده و بازی را مساوی کند، توپ را به بیرون می زند تا به بازیکن مصدوم حریف برنده رسیدگی شود.
قسمت جالب ماجرا انجاست که مربی بازنده در پایان بازی از بازیکن تیمش قدردانی می کند و می گوید:در پایان بازی به بازیکنم به خاطر بازی جوانمردانه تبریک گفته ام.
یادمان باشد، امین متوسل زاده امروز درسی به بازیکنان پر مدعایمان داد که سالها به یاد خواهد ماند ؛ اما صحبت های داوود مهابادی در انتهای بازی دست کمی از بازیکن تیمش نداشت، همانطور که می شود فهمید این یک سیاست و اصل کلی دیکته و توصیه شده باشگاه مقاومت سپاسی به بازیکنان این تیم است و باشگاه نیز باید تقدیر شود.

۱۳۸۸ بهمن ۵, دوشنبه

برای دل عادل فردوسی پور عزیز

برای دل بزرگ عادل فردوسی پور
سلام عادل، چطوری؟ خوبی؟ خدا را شکر!
عادل جان برای آن دل بزرگت بمیرم، الهی که بدخواهانت سر به راه شوند ، الهی که روزبه روز عادل تر شوی، الهی که "اون تیمه" (با اون یکی تیمه اشتباه نشه) پر طرفدارترین تیم ایران باشد، عادل جان سالها پیش توی سریال کیف انگلیسی عالیجناب آسایش (با بازی استادانه دکتر قطب الدین صادقی) می گفت:
""رجل سیاسی باید فوش خورش ملس باشه، فوش بخوره لبخند بزنه ، فوش بخوره لبخند بزنه"
عادل جان دیشب هی فحش خوردی هی لبخند زدی، هی فحش خوردی هی لبخند زدی، هر چه هم که با دلیل و مدرک حرف زدی مطمئن باش نه" مدیرای اون تیمه ونه طرفداراش" باور نکردند که مثل ناموست از رای هایشان دفاع کرده ای، باور کن عادل؟!
اصلا عادل خودت بیشتر از همه مقصری ، این درست که تبریزی ها در تمام ایران تیمشان را همراهی می کنند، اما شما و بقیه رسانه ها از روز اول اشتباه کردید که به دلایل این استقبال اشاره ای نکردید، از اول باید می گفتید که بابا این بندگان خدا بعد از این همه سال ذوق مرگ شده اند و این طور پر شور از بازیکنانشان حمایت میکنند، البته بودن یک "فراز"هم بی تاثیر نبود اوهم ثابت کرد جانشین خوبی برای "اوس فیروز"خواهد بود .
حالا که کار به اینجا رسید من به جای شما اعلام می کنم، این حضرات که مدعی هستند که با رئال و بارسلون و منچستر و" اون چستر" و "این چستر" شانه به شانه در حال حرکت هستند، امسال را فراموش کنند اگر سال بعد هم تراکتور با همین اوضاع و احوال در لیگ بود واین تماشاگران همینطور از تیمشان استقبال کردند باید خود را تازه با سپاهان و ملوان و تیم های اینچنینی مقایسه کنند، نه با آبی و قرمز ایرانی حتی ، چون این دو تیم در هر صورت، بد یا خوب در همه جای ایران تماشاگران خاص خود را دارند و در بین طرفداران تراکتور نیز یقینا عده ای از قرمز و آبی دوستان حضور دارند .
باش تا ببینیم ، من وتو باهم!!

۱۳۸۸ دی ۳۰, چهارشنبه

محمود یاوری حق دارد

محمود یاوری حق دارد
یک عمر با عزت زندگی کن، یک عمر هر روز سر ساعت از خواب بلند شو، یک عمر سر ساعت بخواب ، یک عمر به تمام شهرهای دور و نزدیک سرکشی کن و آنچه را که در چنته داری برای هموطنانت رو کن که چه؟ یک تازه از راه رسیده بیاید با هر نوع ادبیات که دوست دارد تورا بیازارد؟ نه، این دیگر پذیرفتنی نیست!محمود یاوری حق دارد بگوید :
آقای قطبی ما آنالیزور تیم های بانوان نبوده ایم.
به بد بودن یا خوب بودن ، شماره یک بودن یا شماره صد بودن محمود یاوری کاری نداریم؛ اما به آن زمان که سرهنگ در بحبوحه جنگ و در بدترین شرایط مربی تیم ملی بود و در همین کشور زندگی می کرد کار داریم،به اینکه دوره نداری و شدت تحریم ها امثال یاوری، دهداری،پروین،مناجاتی و.... با دست خالی به جنگ رقبا رفته و به اندازه بضاعت همان روزهایمان نتیجه گرفته اند کار داریم، به این که آن روزگار "امثال قطبی شاید در خارج از ایران خجالت می کشیدند فارسی صحبت کنند" کار داریم، به ذلیل شدن این روزهای فوتبالمان خیلی کار داریم، بله آقای قطبی شما این روزها هر حرفی را که دوست داری بگو،ولی بدان در تا ابد روی یک پاشنه نخواهد چرخید و هیهات که آن روزها ما با شما خیلی کار داریم اگرچه مثل سال گذشته شبانه چمدانت را بر خواهی داشت و از این خاک فرار خواهی کرد، اما بدان دیگر برایت مجالی نیست بروی و در آن "شبکه آن ور آبی بنشینی" و هر چه دل تنگت می خواهد بگویی چون این بار" انها با شما کار دارند" و خیلی هم کار دارند .
با محمود یاوری هم عقیده ایم انجا که می گوید :
قطبی باید از مربیان ایرانی معذرت خواهی کند. او باید بداند اگر مربی تیم ملی شده هیچ برتری نسبت به مربیان داخلی ندارد فقط در این بلبشوی فوتبالی مان عده ای ترجیح داده اند خود را آماج حملات منتقدین نکنند و هنگام ناکامی کاسه کوزه هارا سر قطبی خرد کنند،آقای قطبی اصل ماجرا همین است وبس، به خودت بیا تا بیشتر از این خراب نشده ای فکری بکن که فردا شاید خیلی دیر باشد.

۱۳۸۸ دی ۲۹, سه‌شنبه

تماشاگر رکن ورزش

تماشاگر رکن ورزش
ما جماعت ایرانی عادت بدی در غلو کردن داریم، از کاه کوهی می سازیم که بعضی اوقات نیز خودمان از همان کوه ضرر می کنیم.در این که تماشاگر تبریزی واقعا پدیده بی بدیل فوتبال امسال لیگ است شک نکنید؛ اما این همه از این تماشاگران گفتن ونوشتن و شاخ وبرگ دادن می تواند در آینده به ضرر فوتبال تبریز تمام شود.شایسته است به جای این همه تعریف و تمجید که هر چند بیجا نیست اما ضرورتی هم ندارد لطفا ورزشگاه یادگار امام را تجهیز کنید و به فکر همین تماشاگری باشید که این روزها کارش چیزی شبیه حماسه است.
در اینکه چه عاملی باعث شده که فوتبالدوستان تبریزی این همه زحمت را به جان بخرند و در ورزشگاههای مختلف حضور یابند عوامل متعددی دخیل است .یکی از این عوامل دوری هشت ساله تراکتورسازی از لیگ برتر است اگرچه در زمان حضور این تیم در سطح اول لیگ تماشاگر زیادی داشت؛ اما کیست که یادش نباشد تراکتورسازی هم در حد معقول بقیه تیمهای شهرستانی هوادار داشت و البته هواداران وفاداری هم داشت.
این روزها تماشاگران تراکتور تیمشان را با تیمهای رئال و بارسلونا مقایسه می کنند و این می تواند سرآغاز یک سقوط آزادبلند باشد ما نباید توقعاتمان را تا این حد بالا ببریم که فردای ناکامی دچار سرخوردگی شویم و خدای نکرده از محیط ورزش به مکان های نامناسب پناه ببریم .



منشور اخلاقی و بعضی ها
متاسفانه ما همیشه یا از این طرف بام می افتیم و یا از طرف مقابل، یک روز ان چنان سفت و محکم منشور اجرا می کنیم که بازیکنی را که هنوز دادگاه حکمش را صادر نکرده نیم فصل از میادین دور می کنیم و روزی دیگر به کلی یادمان می رود که اصولا قرار بوده منشوری که نوشته شده اجرا شود.
این روزها انواع و اقسام بازیکن را در قامت بازیکنان باشگاهی با سر وضع اشفته مقابل دوربین های تلویزیونی می بینیم. یکی از این آقایان که شاهکارش در بوشهر موجب از هم پاشیدن تیمش شده بود با یقه تا ناف بازشده با گزارشگر تلویزیونی صحبت و از عملکرد خود وتیمش دفاع می کرد .خدا را باید شاکر باشیم که تیم مورد بحث نتیجه خوبی از ان میدان نگرفته بود وگرنه معلوم نیست این آقای مدعی که دائم در تمرینات تیمش عامل حاشیه است و ادعای دروازه بانی شماره یک تیم ملی را هم دارد یقه پیراهنش را تا کجا باز می گذاشت.
از باشگاهی که حقیقتا یکی از بزرگترین باشگاههای ایران و آسیا به لحاظ تماشاگر و قدمت است انتظار می رود قبل از ورود سازمان لیگ به این گونه موارد تذکرات لازم را به این دسته از بازیکنان بدهد تا در روزهای حساس از وجود بازیکنانشان محروم نشوند

۱۳۸۸ دی ۲۷, یکشنبه

افشین قطبی و توهم توطئه

استراتژی افشین قطبی

این آقای افشین قطبی ادم جالبی است، بنده خدا در ابتدای ورودش به ایران بعد از سی سال تا توانست خودش را در دل اهالی ورزش جا کرد؛ اما هر چه حضورش در ایران می گذرد گاف هایی می دهد که هر روز خنده دار تر از دیروز است ।
جالب ترین و تازه ترین گافی که او داده بر می گردد به آخرین نشست کمیته فنی فدراسیون فوتبال که در ان محمود یاوری، منصور ابراهیم زاده، هومن افاضلی، علی دوستی ، غلامحسین پیروانی و چند نفر دیگر که اصولا مربی نیستند، ایشان در این باره می گوید احساس می کنم افراد کمیته فنی به دنبال جانشینی من در تیم ملی هستند.
به افرادی که مربی نیستند و در این کمیته حضور دارند کاری نداریم؛ اما برای آگاهی قطبی دیگرانی را که مربیگری می کنند یک به یک زیر ذره بین می بریم تا آقای قطبی بفهمد که اساسا ایشان به نوعی اسیر توهم توطئه شده اند که به عقیده نگارنده این نه از سر نا اگاهی که از سر سیاسی کاری اوست برای روزهای مبادا که بگوید چون چنین بود وچنان نتوانستم با تیم ملی نتیجه بگیرم.
1-محمود یاوری:سرهنگ؛قبل از انقلاب در کادر مربیگری تیم های ملی حضور داشته و بعد از انقلاب هم در سال 1983 سرمربی این تیم بود که در بازیهای مقدماتی با گلباران کردن تمام تیمهایی که حالا شما با زدن یکی دو گل به انها دوی صد متر انجام میدهید به مرحله نهایی رفت و به دلایلی با مسئولان وقت فدراسیون به توافق نرسید و دستیارش که این روزها منتقد اول شماست(ناصر ابراهیمی)تیم را به سنگاپور برد و با بد شانسی تمام چهارم کرد و برگشت . بنابر این محمود یاوری حسرت نشستن روی نیمکتی که شما فکر می کنید ارثیه فامیلی شماست را ندارد.
2-منصور ابراهیم زاده:او همانطور که می دانید قبل از شما مدتی مربی موقت تیم ملی بوده و به نظر نگارنده نتایجی که گرفت از شما بدتر نبود؛ اما در این زمان که تیم باشگاهی او در کورس قهرمانی قرار دارد کوته نظری و ساده اندیشی است که بخواهد تیمش را به "ابرو باد ومه خورشید وفلک "بسپارد تا جانشین شما در تیم ملی شود،خاصه انکه او برای دستیابی به مربیگری تیم ملی هنوز وقت دارد چون شما یکی دو سال دیگر از ایران خواهید رفت؛ اما او ماندنی است.
3-هومن افاضلی:در مورد اقای افاضلی حرف زیادی ندارم او خودش هم می داند شرایط سرمربی گری تیم ملی ایران را ندارد.البته در این فوتبال، ما نشدنی های زیادی را دیده ایم که شده است؛ اما باور کنید او در خواب هم مربیگری تیم ملی را نمی تواند تصور کند خیالتان راحت باشد.
4-علی دوستی:این علی دوستی که متواضعانه این طور در کنار و یا روبروی شما می نشیند نیمی از فوتبالیستهای برتر کشور دست پرورده او هستند . او اگر می خواست توطئه کند و نیمکت تیم ملی را بگیرد ان زمان که فوج فوج بازیکنان دست پرورده اش در تیم ملی حاضر بودند این کار را می کرد نه حالا که دست پرورده هایش به دلیل حضور او در تیم ملی نوجوانان وحالا جوانان آرام آرام در حال انقراض هستند . هر چند مطمئن هستم بعد از اتمام کارش در تیم های ملی او دوباره به پرورش استعداد روی خواهد اورد کاری که بزرگتر ازشما نیز قادر به انجام آن نیست.
5-غلامحسین پیروانی:شاغلام را همه می شناسند؛ اما انگار این توهم توطئه نمی گذارد دور و برتان را خوب ببینید. او سالها با امکانات پایین تر از متوسط فجر و بعدها همین تیم را بانام مقاومت روانه میادین کرد و با کمترین ادعا حتی در روزهایی که عوامل غیر طبیعی باعث شد تا تیمش نتیجه نگیرد به فکر توطئه نیفتاد تا نوبت به او رسید که مربی تیم المپیک شود. ازمنظر ارزش تیم ها هم تیمی که می خواهد به المپیک برود ارزشمند تر از تیمی است که در بازیهای ملتهای آسیا به میدان خواهد رفت بنابر این غلام پیروانی را هم از دایره توهم هایتان بیرون ببرید تا بتوانید آرام و بی دغدغه تیم ملی را هدایت کنید.
کلام آخر:آقای قطبی باید بداند که با حرف زدن نمی شود تیم داری کرد ، خیلی ها حسرت موقعیتی را می خورند که قطبی با خوش شانسی به دست آورده است،قطبی باید بداند که اولا چیزی بیشتر از مربیان خودمان برای عرضه ندارد، بنابر این به جای حرافی خود وتیمش را به لحاظ تمرکز اماده کند تا در مسابقات نهایی جام ملتها بتوانیم طلسم "اول نشدن هایمان"را بشکنیم که تنها قهرمانی می تواند او را در بین تماشاگران محبوبتراز این که هست کند و لا غیر!!

۱۳۸۸ دی ۲۶, شنبه

نه آقای افاضلی این طور نیست

نه آقای افاضلی این طور نیست
فوتبال این همه پیچیده نیست که ما پیچیده اش کرده ایم، فوتبال ورزش ساده ایست که امروزه به لحاظ فراگیر شدنش در تمام جهان برنامه ریزی دقیق و منظمی برایش صورت می گیرد.
در فوتبال ایران برنامه ریزی معنای وارونه ای پیدا کرده است و هر تازه از راه رسیده ای به خود اجازه می دهد در تمام امورات نظرات کارشناسی بدهد، یکی از این حضرات که به تازگی در فدراسیون هم بر کرسی کمیته فنی جلوس کرده اند هومن افاضلی است که بزرگترین افتخارات ایشان یکی مربیگری در شهاب زنجان و دیگری انالیزوری برای برانکو و دست آخر کمک علی دایی درتیم ملی است.
در اینکه باید فوتبال را با برنامه ریزی جلو برد و برای هر حرکت کوچکی هم برنامه داشت شکی نیست؛ اما هومن افاضلی که این گونه در یک برنامه تلویزیونی چشم هایش را می بندد و به برنامه دیگری در شبکه دیگر می تازد و می گوید :
مگر می شود یک نفر هم مجری ، هم کارگردان ، هم کارشناس و هم تهیه کننده و .....باشد وتازه کارشناسانی را هم می اورد که حرفهای خودش را به انها دیکته کند باید بداند که این فکر فقط از ذهن آدمهای معیوب نشات می گیرد .
آقای افاضلی عزیز تقصیر شما نیست ، شما دانشتان تا همین حد است واصولا نمی دانید افرادی مانند امیر حاج رضایی نیازی به این ندارند که برای خوشایند این وان حرفی بزنند و یا غیاثی و نصیرزاده که از افراد صاحب نظر در خصوص داوری هستند برای دلخوشی دیگران حرفی را برزبان بیاورند.
خوب بود آقای افاضلی در ادامه صحبت هایش نام" عادل" را هم می برد تا اندک آدمهایی هم که حرفهایش را شنیدند و متوجه منظورش نشدند به خوبی متوجه می شدند که مقصود افاضلی کیست.افسوس که ایشان در مقامی نیست که برایش بیش از این مایه گذاشته شود وگرنه برایش می نوشتیم که اصولا جایگاه افرادی که در کمیته فنی یک فدراسیون می نشینند در کجا باید باشد و یا اینکه بین او ، محمود یاوری و یا حتی منصور ابراهیم زاده و دیگران چه نقطه مشترکی وجود دارد که حضرتش با نامبردگان دور یک میز می نشیند.
آقای افاضلی ، کسی نمی داند شما با کدام پشتوانه ویا با سفارش کدام فرد تا به اینجا ارتقا پیدا کرده اید و یا حداقل اگر دارای شان و رتبه ای در هرجای جهان فوتبال(غیر از ایران) هستید به ما یاد اوری کنید تا بدخواهانتان بدانند که شما واقعا شایسته هستید و پستی را که تصرف کرده اید شایسته شماست.
آقای افاضلی و یا هر کسی مثل او باید بداند اگر "عادل فردوسی پور و نودش" نبود امروز همین فوتبال نیم بندمان را هم نداشتیم اگرچه نود هم خالی از اشکال نیست و تنها گل بی خار خداوند سبحان است وبس!

بازیهای باقیمانده هفته بیست وسوم لیگ


بازیهای باقیمانده هفته بیست و سوم با شکست سنگین پرسپولیس و تساوی ذوب اهن در برابر مس کرمان و برد نوبرانه راه اهن مقابل ابومسلم به پایان رسید.
پرسپولیس در برابر شاهین پارس جنوبی
این بازی در برابر چشم تماشاگران بندری انجام شد وشاگردان محمود یاوری درسی را به علی دایی و تیمش دادند که احتمالا تا پایان دوره مربیگری دایی از یادش نخواهد رفت، در این بازی که چهار بریک به نفع شاهین تمام شد یاوری نشان داد که مربیگری سن وسال نمی شناسد و می توان خود را به علم روز مجهز کرد و جوانی از سر گرفت .سرهنگ از استثنائات این فوتبال است.
ذوب اهن در برابر مس کرمان
مس کرمان از خانه ذوب اهن یک امتیاز گرفت تا شیرین کام به شهرش برگردد ،انگار این هفته ، هفته ناکامی تیم های مدعی بود جایی که سپاهان با پاس مساوی کرد، استقلال هم با تراکتور و پرسپولیس به شاهین باخت و در اخر هم ذوب آهن این پازل را تکمیل کرد.
راه اهن دربرابر ابومسلم خراسان
راه اهن با مربیگری مهدی تارتار توانست ابومسلم را با نتیجه یک بر صفر شکست داده تا مشکی پوشان با یک باخت دیگر روان دیارشان شده و حسرت روزهای را بخورند که با دست دست کردن از دست داده اند، خبر می رسد که پرویز مظلومی نیز اشتیاق زیادی به ماندن در این تیم ندارد با این حساب از هم اکنون ابومسلم را باید در لیگ یک سال اینده دید.

۱۳۸۸ دی ۲۵, جمعه

نتایج بازیهای لیگ

بازیهای هفته بیست وسوم لیگ برتر فوتبال ایران عصر جمعه پیگیری شد و در شش بازی انجام شده نتایج جالبی به دست امد
استقلال تهران در برابرتراکتور سازی تبریز:
این بازی که بعد از مدتها در حضور نزدیک به هشتاد هزار تماشاچی در ورزشگاه آزادی برگزار می شد نکات مثبت زیادی را در حاشیه ومتن داشت. در این بازی هر دوتیم با انجام بازی تاکتیکی سعی در زمین گیر کردن حریف داشتند، چهار گل از خط دروازه ها گذشت و موقعیت های زیادی هم توسط مدافعان دوتیم از مهاجمین حریف گرفته شد.یکی دیگر از دیدنی های این بازی حضور حدود سی وپنج هزار تماشاچی تیم تراکتور سازی مهمان در ورزشگاه بود که این موضوع نه تنها کم سابقه که بی سابقه است و این تماشاگران حتی می توانند تراکتور را به آسیا ببرند. به هر نرتیب تراکتور دوبار از استقلال تهران پیش افتاد که هر دوبار آبی های تهران بازی را به تساوی کشاندند.
فولاد خوزستان در برابر ملوان انزلی:
یاران مجید جلالی در اهواز با تیم ملوان بندر انزلی بدون گل مساوی کردند تا فولاد خوزستان افسوس روزهایی را بخورد که با سپردن مربیگری تیمشان به لوکا بوناچیچ از دست داده اند.ملوان اگرچه این روزها حاشیه ها را کم کرده است و روزهای کم حاشیه ای را سپری می کند؛ اما انزلی چی ها هم بایدبه خود بیایند تا در آخر فصل تنها سهمیه گیلان را راهی دسته پایین تر نکنند .فولاد و ملوان از تیمهای خوب لیگ به لحاظ کیفیت هستند که بودنشان بر وزن فوتبال ایران می افزاید مشروط بر این که پتانسیل شان را برای نتیجه گیری بهتر به کار گیرند.
مقاومت سپاسی در برابر سایپا:
مقاومت شیراز با داوود مهابادی در برابر سایپا و محمد مایلی کهن به نتیجه تساوی صفر بر صفر رسیدند تا سایپا همچنان به حرکت نوسانی خود ادامه دهد. در سمت مقابل مقاومت سپاسی شیراز اگرچه می تواند بهتر از این باشد؛ اما همین نتیجه هم برای تیم نسبتا جوان سپاسی دستاورد خوبی محسوب می شود.
پیکان در برابر استیل آذین:
دراین بازی که در شهر قزوین برگزار شد، یاران حمید استیلی به تلافی بازی رفت که در تهران بازی را به پیکان باخته بودند یک بر صفر پیکان قزوین را از پیش رو برداشتند تا چشم به سهمیه های آسیا در فصل آینده داشته باشند.استیل آذین اگر کمی تمرکز را نیز به سایر داشته هایش اضافه کند می تواند یکی از سه تیم برتر لیگ جاری هم باشد.
پاس همدان در برابر سپاهان اصفهان:
تیم صدرنشین سپاهان با امیر قلعه نویی در همدان به دیوار سخت پاس و مدیر روستا رسید تا در دیداری که ابراهیم توره هم از بازی اخراج شد نتیجه ای بهتر از یک بر یک عایدش نشود.سپاهان با فاصله امتیازی مناسب بدون استرس بازی ها را دنبال می کند؛ اما این اعتماد به نفس می تواند صدرنشین را دچار حاشیه هایی نیز کند که امیر قلعه نویی احتمالا این موضوع را بهتر از هر کسی می داند و باید چاره کند.در سمت دیگر میدان مدیر روستا توانسته است پاس را به خود باوری برساند که این از مهمترین دستاوردهای پاس و مدیر روستاست.
صبا قم در برابر استقلال اهواز:
تیم صبای قم با حضور محمد رضا کربکندی روند رو به رشدی را طی می کند، کربکندی در مدت حضورش در قم تاثیرات فراوانی را در نوع بازی این تیم باعث گردیده ، این تیم با نتیجه دو بر صفر استقلال اهواز را که تا همین چند هفته پیش تمام تیمها را از دم تیغ می گذارند از پیش رو برداشت تا به تیمهای دیگر اعلام کند که صبای جدید با تیمی که محمد حسن ضیایی به میدان می فرستاد تفاوت های اساسی کرده است.در سوی دیگر میدان استقلال اهواز علیرغم منفی اعلام شدن آزمایشات مورد ادعای معترضین در سراشیبی نزول قرار گرفته است.
دیگر بازیهای این هفته:
روز شنبه در تهران راه آهن به مصاف ابومسلم می رود، ذوب آهن در اصفهان میزبان مس کرمان است و شاهین بوشهر در بندر میزبان پرسپولیس و علی دایی است.

نگاهی به این هفته لیگ برتر

بازیهای امروز وفردای لیگ برتر در یک نگاه:
استقلال – تراکتورسازی
عبدالصمد مرفاوی بعد از تغییر تحولاتی که درتیم مربیگری اش به وجود آورد به دیدار تراکتوری می رود که فراز کمالوند بعد از رفت وبرگشت به آبادان می خواهد خودش را بیش از این که هست در دل هوادران تبریزی جاکند.
استقلال می تواند از همین بازی مشخص کند که آیا مشکل فنی داشته ویا موضوع اساسا به بیرون زمین مرتبط بوده است، هرچه باشد آبی ها نماینده ایران درآسیا هستند و می باید هرچه سریع تر نسبت به رفع نواقص فنی وغیر فنی شان اقدام کنند.
پاس همدان – سپاهان
روزی که علی اصغر مدیر روستا پاس را تحویل گرفت این تیم حال وروز چندان خوشی نداشت ، اگرچه این تیم هم اکنون نیز جای مناسبی در جدول ندارد؛ اما بهتر از روزهایی نتیجه می گیرد که کادر فنی قبلی تیم را دراختیار داشت .در سوی دیگر میدان سپاهان با امیر قلعه نویی این روزها یکه تازی می کند گرچه گه گاه امتیازاتی را هم از دست می دهد؛ اما طلایی پوشان اصفهانی به نظر دست نیافتنی می رسند، این امیر قلعه نویی همیشه بوی قهرمانی می دهد چه با لباس آبی و یا هم اینک با لباس طلایی سپاهان!
مقاومت – سایپا
دو تیم ، دو مربی، از دونسل فوتبال ایران؛محمد مایلی کهن متعلق به نسل میانه فوتبال ایران ، با تیم پر بضاعت از لحاظ مالی و تجربه سالها مربیگری در عرصه فوتبال باشگاهی و ملی و در ان سو داوود مهابادی از نسل جدید مربیان ایرانی با تیمی کم بضاعت اما به لحاظ بازیکن ، دارای بازیکنانی با انگیزه که سودای بزرگی نیز در سر می پرورانند.
هیچ کس باور نمی کرد که داوود مهابادی بتواند میراث شاغلام را به این خوبی هدایت کند و نتایجی بگیرد که شاید خود اوهم تصورش را نمی کرد؛ اما در این طرف میدان سایپا با مربیگری حاجی مثل آسانسور بالا و پایین می شود، احتمالا حتی اگر کاپلو هم به جای مایلی کهن بود تا به حال از سایپا اخراج شده بود، او خیلی خوشبخت است که تصمیم گیرندگان سایپا از همفکرانش هستند.
پیکان – استیل آذین
دو قرمز پوش سابق که گاهی زمزمه هایی مبنی بر مربیگری شان در تیم پرسپولیس نیز شنیده می شد در دو طرف میدان بر روی صندلی داغ تیم هایی می نشینند که به لحاظ لجستیکی بسیار باهم متفاوتند.استیل آذین با حمید استیلی و تیم مدیریتی متمولش روبروی حمید درخشانی می ایستد که بعد از سالها دوری از مربیگری در لیگ برتر امسال تیم نه چندان متمول پیکان را در دست دارد و الحق و والانصاف با تمام مشکلات ریز ودرشت این تیم بازیهای خوبی را از تیمش شاهد بوده ایم .این بازی می تواند یکی از بازیهای پرگل لیگ هم باشد مشروط بر اینکه ملاحظات بیهوده بر دو تیم حکمفرما نشده و بازیکنان بدون استرس به میدان بروند.
صبا – استقلال اهواز
صبا با آمدن کربکندی روزهای امیدوار کننده ای را داشته اگر چه ضرباهنگ این تیم مناسب نیست؛ اما ثابت کرده است که روز به روز بهتر خواهد شد .فوتبال ما قدر سرمایه هایش را نمی داند و گرنه دلیلی ندارد مربیانی نظیر محمد رضا کربکندی خارج از گود بنشینند و در اواسط بازیها تیمی را تحویل بگیرند. او از دسته مربیان اصولگرایی است که مربیگری را به هر قیمتی نمی پذیرد و درک فنی بالایی دارد.در سمت دیگر میدان استقلال اهواز که با آمدن باقری نیا بازیهای پر گلی را به نمایش می گذاشت بعد از مسایل به وجود آمده در خصوص مشکوک بودن بازیکنانش ارام آرام به قهقرا می رود، هر چند آزمایشات بازیکنان این تیم نیز منفی اعلام شد.به هر ترتیب این بازی هم احتمالا بازی زیبایی از کار در خواهد امد.
فولاد – ملوان
آقا مجید به طور حتم ویقین از این بازی سه امتیاز می خواهد اگرچه ملوانی ها هم با تغییر تحولات اخیرشان حاضر به ترک بدون امتیاز میدان نخواهند بود . ملوان و فولاد از دسته تیم هایی هستند که اصولا فوتبال را خوب و تماشاگر پسند بازی می کنند حال کدام تیم برنده از بازی خارج خواهند شد به اتفاقات درون میدان وتدابیری که اندیشیده خواهد شد بر می گردد.به نظر این بازی یکی از بازیهایست که با تساوی به اتمام خواهد رسید.
شاهین – پرسپولیس
در بوشهر سرهنگ محمود یاوری با هنگ پارس جنوبی منتظر قرمزپوشان تهرانی است، او که در روزهای ابتدایی مربیگری اش در شاهین جلوی تماشاگران پرسپولیس یقه کرانچار و تیمش را گرفته بود این هفته در بوشهر می خواهد ثابت کند که ان نتیجه اتفاقی نبوده است.علی دایی نیز در اولین روزهای مربیگری اش در پرسپولیس در پی ثابت کردن خود وتیمش خواهد بود ، بعید به نظر می رسد دایی بتواند از پس ترفند های سرهنگ که تحت هر شرایطی تا اخرین لحظه بازی خواهد جنگید بر آید . البته این بازی سوژه های دیگر مثل بهادر عبدی هم دارد که می تواند برای هم بازیان سابقش خطر آفرین باشد.
ذوب آهن –مس کرمان
دو تیم ،هر دو فلزی؛ اما یکی از جنس آهن که بیشتر به طلا شبیه است و ان یکی مس که نشانی از این فلز ارزشمند ندارد.ذوب آهن به تیمهای حاضر در فوتبال ایران یاد اوری می کند که ثبات تصمیم گیری در تیمها تا چه اندازه می تواند باعث موفقیت یک تیم گردد .اگرچه ارزشهای فنی ابراهیم زاده و مجید صالح را نادیده گرفتن کج سلیقگی محض است اما این دو از تیم متوسط ذوب آهن تیمی ساخته اند تاکتیکی که فوتبال را خوب بازی می کند و برخلاف نظر رئیس سابق فدراسیون که این تیم را بعد از سپاهان دومین تیم خوب ایران نامید، به نظر اولین تیم فنی ایران می آید .در سوی دیگر میدان مس با اندیشه های یک کروات دیپورتی از همه جای دنیا، بهتر از دوران مظلومی بازی نمی کند؛ اما حاشیه نشینان این تیم دلشان را خوش کرده اند که ریشه مظلومی را از این تیم زده اند گرچه نماینده ایران در همان ابتدای مسابقات آسیایی با لیگ قهرمانان خداحافظی کند. به هر عنوان بازی این دوتیم به نظر یک طرفه به سود ذوبی ها خواهد بود اگرچه فوتبال قابل پیش بینی نیست.
راه آهن – ابومسلم
دو تیم تقریبا بحران زده فوتبال ایران در این بازی به دنبال انگیزه های خاص خود خواهند بود، راه آهن می خواهد خود را از کابوس تغییر تحولات مدیریتی خلاص کند و ابومسلم با پرویز مظلومی در پی خروج از بحرانی است که تغییر تحولات پی درپی مدیریتی این تیم برایش به وجود آورده است.سابقه نشان داده مظلومی عادت به فوتبال دفاعی ندارد و راه اهن نیز به دنیال هر سه امتیاز بازی خواهد بود، بنابر این به نظر می رسد یکی از بازیهای تماشاگر پسند این هفته را دراین بازی شاهد باشیم گرچه انجام بازی در وقت و مکان نامناسب باعث فراری دادن تماشاگران شده است.

۱۳۸۸ دی ۲۳, چهارشنبه

این روزها استقلال،مرفاوی و مجید نامجوی مطلق

می خواستم چندی از فوتبال و این مشکلات اخیرش چیزی ننویسم اما اتفاقات اخیر باعث شد دوباره دست به کیبورد شوم و در این خصوص بنویسم باشد که گوشه ای از مشکلات را گوشزد و نیمه پر لیوان را نیز ببینیم.
در خبرها امده بود که عبدالصمد مرفاوی از مربیگری استقلال استعفا داده و بعد هم تکذیب شد.در خبرها امده بود که مرتضی محصص و مجید نامجوی مطلق به عنوان مشاور و مربی به جمع نیمکت نشینان استقلال پیوسته اند ، جدا از هر پیش داوری در خصوص اینده کاری این مربیان در استقلال باور دارم که این کاریست که در ابندای فصل و حتی قبل از ان زمانی که ناصر حجازی مربی استقلال شده بود باید به وقوع می پیوست.
مرتضی محصص: اگر چه از سابقه بازیگری او اطلاعاتی در دست نیست اما کیست که نداند او یکی از بزرگترین تئوریسین های بزرگ ما و از مدرسین برجسته بین المللی می باشد و حضور او روی نیمکت هر تیم و یا مشاوره برای مربیان غنیمت بزرگی محسوب می شود
مجید نامجوی مطلق:آقا مجید بازیکن سالهای دور باشگاه استقلال ، بچه محله تیر دوقلوی میدان خراسان اگرچه این روزها بالا نشین شده باشد ؛ از بانک ملی شروع کرد و سپس به استقلال رفت، هر چند مرتکب اشتباهاتی در زمان بازیگری هم شده باشد؛ اما از مربیان خوب امروزی محسوب می شود که سابقه دستیاری منصور پورحیدری در مقاطعی رانیز در کارنامه دارد و با پرویز مطلومی هم چندی همکار بوده است .سالی که حجازی برای دومین بار مربی استقلال شده بود کارش برای پیوستن به استقلال وحجازی تمام بود؛ اما بعضی ها با برچسب های مرسوم مانع حضورش شدند تا ان شود که حجازی بدون دستیاران انتخابی اش نتواند نتیجه درخوری بگیرد
هر چند هیئت مدیره استقلال دو بازی به مرفاوی فرصت داده باشند ؛ اما باید بدانیم که قرار نیست همه تیم ها در یک سال قهرمان شوند ، اصولا لیگی که قهرمانش از ابتدا مشخص باشد مطمئنا بیمار است .استقلال ومرفاوی می توانند از این هفته با دمیده شدن روح تازه و تزریق اندیشه های محصص و تمرینات و کارهای تاکتیکی جدید مرفاوی و همراهی خوب مجید نامجو تبدیل به تیم دیگری شود، کاری که به نظر دشوار نیز نمی آید ، بماند که مرفاوی تیره بختی هایش از انجا شروع شد که "آس هایش" از ابتدای فصل یکی یکی از دست رفتند و کجدار و مریز بازی کردند و یا مثل جباری کلا از گردونه خارج شدند.

۱۳۸۸ دی ۱۹, شنبه

داریم به جاهای خوبی می رسیم

داریم به جاهای خوبی می رسیم
عادت کرده ایم که خوش استقبال و بد بدرقه باشیم، نه اینکه از اساس کارمان این باشد؛ اما گاهی حرکات ورفتاری می کنیم که به اینجا منتج می شود.
سالهاست هر کس که میهمان ورزش کشورمان می شود با کج سلیقی می آید و با بد سلیقگی می رود؛ اما این دو سه هفته اخیر دو حرکت خوب و رفتار شایسته ایرانیان در ورزش کشور دیده ام که حیفم آمد ننویسم.پیش از اینکه به اصل موضوع بپردازم یادآور می شوم که اصولا وقتی می خواهیم بازیکن یا یک مربی را به خدمت بگیریم شاید به تمام وجوه او از فنی گرفته تا قیمت می پردازیم؛ اما از تربیت و جایگاه فرهنگی او غافل می شویم .در دو هفته گذشته دو برکناری یا عزل و یا هر نام دیگر در دو باشگاه پرطرفدار کشور داشتیم که از خواندن خبرش هر ایرانی احساس غرور و سر افرازی می کند.
نخست:برکناری یا تودیع زلاتکو کرانچار از باشگاه محبوب پرسپولیس بود که دیدیم برای اولین بار مربی معزول در معارفه جانشینش با رویی باز شرکت کرده و با بازیکنان سابقش خداحافظی نموده و با خوشرویی از مربی جدید استقبال و خداحافطی کرده است .
و دوم اینکه خبر امد : اریش روته مولر به ایران امده وبا باشگاه پرطرفداراستقلال قطع همکاری کرده و در تمرینات آخرین استقلال، یکایک بازیکنان استقلال را در اغوش گرفته و برایشان ارزوی موفقیت کرده وبا روی خوش و خاطره ای به یاد ماندنی از استقلال جدا و به کشورش باز خواهد گشت.
این خداحافظی های به یاد ماندنی بیش از هر چیزی، نشانگر موقعیت فنی و اخلاقی این مربیان است که به زعم خیلی از کارشناسان از بزرگترین وسرشناس ترین افرادی بودند که به ایران آمده اند ،بنابر این با اصول اولیه حرفه ای به خوبی آشنا بوده و در جایی که مدیرانی مانند کاشانی و واعظ داعیه حرفه ای و اصول دارند با برخوردی مناسب با اینان باعث چنین واکنشی از طرف این دو نفر شده اند. صرف نطر از اینکه آیا این دونفر در فوتبال ایران تاثیر مثبتی گذاشته اند یا خیر فوتبال ایران تا سالها این حرکات را از یاد نخواهد برد، شایسته است در گزینش مربی و بازیکن پس ازاین، این مورد نیز به مابقی وجوه مورد مطالعه افزوده شود.

۱۳۸۸ دی ۱۸, جمعه

مشکل فوتبال ایران قطبی نبود ونیست


مشکل فوتبال ما قطبی نبود و نیست
حال که به سلامتی و میمنت از مرحله مقدماتی فوتبال جام ماتهای آسیا عبور کردیم، می شود حرفهایی را که تا کنون مجال بازگو کردن نبود نوشت.
مشکل فوتبال ایران با این بضاعت فراوان ، بود یا نبود افشین قطبی نیست. فوتبال ایران مشکلات عدیده ای را با خود یدک می کشد که جا دارد دست اندرکاران این ورزش تا دیر نشده و زمان هست برای بر طرف کردنش فکری اساسی کنند.تمام هم وغم تماشاگران، بازیکنان، مدیران، برنامه ریزان وهر آدم ریز ودرشتی که دراین فوتبال حضور دارد معطوف گردیده به این که بالاخره قطبی مربی خوبی برای ایران هست یا نیست. درصورتی که اگر قرار به محاکمه باشد باید کسی که ابن آدم را به مربیگری تیم ملی گمارده بازخواست شود چرا که امروز به هر ایرانی و غیر ایرانی مربیگری این تیم را تعارف کنیم بلاشک خواهد پذیرفت، مگر اینکه واقعا مربی خوبی باشد ودر غیر این صورت دیوانه است که نپذیرد.
درد فوتبال ما یکی دو تا نیست، تصور کنید میز گردی را که مربیان فوتبال ایران اعم از سنتی و غیر سنتی در ان حضور داشته باشند، آیا دو نفر را پیدا می کنید که گفتار و رفتارشان یکی باشد و در عمل هم ،هم عقیده باشند؟نمونه های بسیاری دیده ایم که در مواردی برای کله پا کردن کسی عده ای باهم دست به یکی کرده اند؛ اما بعد از سرنگونی او دوباره ساز خودشان را زده اندو روز از نو روزی از نو!!
فوتبال ما نیاز به یک بازنگری اساسی دارد ، در مرحله اول باید مشخص کنیم اصلا از این ورزش چه می خواهیم؟آیا صرف اینکه در مرحله نهایی جام ملتها حضور داشته باشیم برایمان کفایت می کند ویا برای مقام اول دورخیز می کنیم؟باید بدانیم برای مسابقات جهانی چه رتبه و شانی را درنظر داریم ایا صرفا در مسابقات انتخابی جام جهانی شرکت کنیم و صعود کنیم ویا باز بمانیم برای چهار سال بعد راضیمان می کند؟
در این چند دوره اخیر علی رغم هدر دادن پولهای فراوان نتوانسته ایم نتیجه خوبی بگیریم. اولا حتی دوره هایی که به مسابقات می رویم تا روزهای آخر با اما واگر مواجهیم ودر ثانی وقتی که پا به مسابقات نهایی گذاشتیم دیگر احتمالا فکر می کنیم به اخر دنیا رسیده ایم، این برداشت می تواند سقف کوتاه آرزوی بازیکنان ایرانی را نیز نشان دهد .
با این ایده که مدیران فوتبال حتما باید از جنس فوتبال باشند موافق نیستم اما از بین فوتبالی ها نیز می توان کسانی را برای پست های مدیریت تربیت و به کار گمارد . تجربه اگر با دیدن کلاسهای مدیریتی ویژه فوتبال همراه شود و شخص مورد بحث به صورت ذاتی نیز گوشه هایی از مدیریت را در وجودش نهفته داشته باشد می تواند فدراسیون را از حالت سکون و درجایی که هم اکنون می بینیم در آورده و توسعه نیز بدهد ، موفقیت های گاه و بیگاهی که هم اکنون می بینیم حاصل کشت چند سال قبل مدیران سابق فدراسیون است که البته این به آن معنی نیست که مدیران سابق بدون اشتباه کار کرده و تمام کارهایشان با موفقیت توام بوده است.
بیایید برای یک بار هم که شده دست در دست هم بدهیدو این وضع اسف بار را که با آن دست به گریبانیم سرو سامانی بدهید تا هر بازیکن درجه چندمی از ان سوی دنیا به ایران نیاید و از بزرگترین باشگاههای ایران پولهای ان چنانی نگیرد وهر گاه که پا را از کشور بیرون گذاشت با تفرعن و غرور به کشور باز نگردد وهر بار به ریش این وان نخندد.
بیایید کاری کنید که هر مربی شاغل در کارخانه های سوسیس کالباس سازی در فلان جای اروپا به خود اجازه ندهد تا برای مربیگری توسط دلالان به ایران بیاید و پس از چندی در حالی که چیزی به لیگ ما نیفزوده با جیب پر پول از اینجا برود و به ریش مدیران وتماشاگران و حتی مربیان ایرانی بخندد.
بیایید به جای ریختن پول در دامن مربیان درجه چندم اروپایی و امریکای جنوبی جوانان مستعد ایرانی را به کلاسهای با کیفیت بفرستید و بعد از یک دوره شاید دو، سه ساله ثمره اش را درلیگ ببینید.
در این میان نقش مربیان ایرانی نیز مهم وتاثیر گذار است این طیف از دست اندر کاران فوتبال هم باید به جای اینکه هر روز در خانه بنشینند تا یکی از همکارانشان زمین بخورد و او جایگزینش شود ، در دوران بیکاری با حضور در کلاسهای اموزشی مناسب علم شان را افزون کرده و در موقع مناسب بهره برداری کنند.
به هر ترتیب افشین قطبی یا هر کس دیگر، یکی باید بار مربیگری تیم ملی ایران را بردوش بکشد، اگر کسی هست که بعد از انتصاب به سمت مربیگری تیم ملی رفتارش با پیش از ان تغییری نکند می تواند پیش قدم شود و این تیم را تحویل بگیرد ؛ اما نگارنده طی حدود سه دهه هر مربی را که در راس این تیم دیده است این چنین نبوده ونیست، خاصه در سالهای اخیر که خیلی ها این سمت را پذیرفته اند، ما برای ارتقای سطح مربیگری جدای از دانش، نیاز به تجدید نگرش درونی نیز داریم.